InDesign نرم‌افزاری در خدمت نشر الکترونیک

مقدمه

بدون شک تمام مردم جهان در طول عمرشان به شکل‌هاي مختلف با روزنامه‌ها و نشريات سروکار دارند؛ در حال حاضر با توجه به فناوري‌هاي موجود، بيشتر مردم از نشريات الکترونيکي استفاده مي‌کنند. هر نشريه‌اي براي طراحي به صفحه‌آرايي احتياج دارد. متن نشريه به همراه عکس‌هاي موجود طبق قوانين و قواعد خاصي در صفحات قرار مي‌گيرند.

ادامه نوشته

مروری بر ماهیت فایل‌های PDF

مقدمه

فرمت PDF توسط شرکت Adobe طراحی شده و مخفف Portable Document Format است به معنای فرمت سند قابل انتقال. بدین معنی که شما یک فایل را با این فرمت ذخیره می‌کنید و آنرا میان هزاران نفر به اشتراک می‌گذارید.

ادامه نوشته

مدیریت بحران در شرایط اضطراری و هنگام بروز حادثه

مدیریت بحران در شرایط اضطراری و هنگام بروز حادثه

مترجم: زهره نصرآبادی

·          

·         کارکنان بخش‌های اضطراری، امنیتی و عملیاتی را که باید قبلاً به روش‌ها و رویه‌های عملیات تخلیه پیشرفته مجهز شده‌باشند به حالت آماده‌باش درآورید. کارکنان موسسه را برای خارج شدن از ساختمان آماده کنید. مردم را به آرامی بیرون ببرید.

·         آتش با حجم کم را به کمک وسایل اطفاء حریق خاموش کنید. خودتان را برای رسیدن ماشین‌ها و مامورهای آتش‌نشانی آماده کنید.

·         امنیت همه راه‌های خروجی را مورد بررسی قرار دهید: عملیات اضطراری می‌تواند زمینه غارت‌گری یا سرقت را به‌ویژه طی مرحله تخلیه فراهم سازد.

جدی‌ترین و آشکارترین خطر آتش‌سوزی جراحت و یا حتی مرگ افراد است. به علاوه خسارت مالی هم باید مورد توجه قرارگیرد. مسئله نگران کننده دیگر از کار افتادن وسایل الکتریکی است. وسایل و مواد نه تنها به وسیله خود آتش بلکه به وسیله دود، تخریب اجتناب‌ناپذیر دیوارها، قفسه‌ها و درها توسط آتش‌نشانان و آب مورد استفاده برای خاموش کردن آتش هم آسیب می‌بینند. به ویژه فرش‌های خیس یا سوخته به سختی به شکل وظاهر قبلی خود برمی‌گردند و ممکن است مجبور باشید آن ها را جایگزین کنید. خسارت ناشی از دود خود را به شکل دوده سیاه‌رنگ چرب و نفوذ بوی آتش به درون ساختمان که ممکن است هرگز از بین نرود نشان می‌دهد. بدتر از همه این که در غیاب جریان برق، سیستم تهویه مطبوع نمی‌تواند هوا را جابجا کرده و بوی دود یا مواد سوخته را پراکنده کند. پنکه‌های قابل حمل بنزینی در دسترس است که می‌تواند به خروج بوی دود کمک کند. بیشتر تجهیزات کتابخانه بیمه شده‌است ولی عملیات تفکیک وسایل سالم از معیوب فوراً باید انجام شود. تجهیزات الکترونیکی به وسیله دستگاه های مقاومت در مقابل نوسان شدید حفاظت می‌شوند و معمولاً در زمان قطع برق آسیب نمی‌بینند.

اولین اقدامی که بعد از یک آتش‌سوزی بزرگ باید مورد توجه قرارگیرد ارزیابی خسارت و برطرف کردن دود است. حداقل یک مامور امنیتی باید به عنوان نگهبان امنیتی 24 ساعته مستقر شود تا از غارت اموال جلوگیری کرده و مانع دسترسی افراد صرفاً کنجکاو که مممکن است به وسیله محتویات تخریب شده ساختمان پس از آتش‌سوزی آسیب ببینند شوند. به محض این‌که قابلیت اجرای کارها فراهم شدکارکنان کتابخانه و سایر افرادی که به عنوان داوطلب خود را معرفی کرده‌اند باید به دقت تکه‌هایی که روی زمین افتاده را برداشته و بر اساس محتویات ساختمان دسته‌بندی کنند و با انتخاب نیازهایی که در ابتدا باید مورد توجه قرارگیرند نوعی مدیریت بحران را انجام دهند.

سیستم‌های الکتریکی، آسانسورها و آژیرهای آتش باید به حالت اولیه برگردند. پنکه‌های تخلیه بخار و تهویه هوا باید تا حد امکان در نقاط زیادی در اطراف ساختمان قرارگیرند تا بوی دود را برطرف کنند، تا وقتی که هوا به راحتی قابل تنفس شود اینها باید 24 ساعته روشن باشند. پس از پایان آتش‌سوزی هر چه سریع‌تر باید یک ارزیابی مطمئن از تمام اجزای ساختاری صورت گیرد سپس شروع به تمیز کردن کتابخانه کرده و آن را برای بازگشایی مجدد آماده کرد. عملیات تمیزکاری باید با تفکیک کارها روی کتاب‌ها و سایر مواد آسیب دیده شروع شود، سپس آلودگی‌های سطحی و دوده را از روی دیوارها و سقف پاک کرده، فرش‌ها را شستشو داده، محیط را بوزدایی کرده و سایر اثاثیه و پرده‌ها را تمیز می‌کنیم.

انواع خاصی از عملیات اضطراری:

خشونت در محل کار

تحقیقات پیاپی درباره موضوع ناخوشایند خشونت در محل کار مشخص کرده‌است که تعداد تکان‌دهنده‌ای از قتل‌های گزارش شده در آمریکا در محل کار رخ داده است گاهی اوقات این قتل‌ها مربوط به سرقت بوده ولی الزاماً همیشه این گونه نبوده است. در بسیاری از موارد قربانیان افرادی بوده‌اند که در زمان اشتباه، در محل اشتباهی بوده‌اند و مهاجمان خود را نمی‌شناخته‌اند یا هیچ کاری که باعث تحریک آنها به انجام جنایت شده‌باشد نکرده‌اند. گزارش موسسه NIOSH در سال 1993 نشان می‌دهد که کارکنانی که با عموم مردم سروکار دارند، کارشان مبادله پول است و یا کالا و خدمات ارائه می‌دهند بیشتر در معرض خطر هستند. پس طبیعتاً این خطر شامل کتابخانه‌ها هم می‌شود.

در خلال فصل سه به این موضوع پرداخته شده‌است ولی در اینجا هم به عنوان یکی از مسائل بعد از عملیات اضطراری به آن اشاره می‌شود گر چه این مشکل با آتش‌سوزی، سیل و طوفان متفاوت است زیرا به وسیله انسان به وجود می‌آید. کتابخانه‌ها هر قدر هم که شما فکر کنید یا آرزو داشته باشید که محیط‌های آرامی باشند همیشه مکان آرام امنی برای مطالعه، تفکر،آرامش و غرق شدن در افکار عمیق نیستند. کتابخانه‌ها هم می‌توانند مثل هر مکانی در معرض یک موضوع نگران‌کننده برای افراد آسیب‌پذیر باشند: خشونت در محل کار.

وسعت خشونت در محل کار چقدر است؟ برای اینکه شدت و وسعت این مسئله را درک‌کنید فقط کافی است آمار وحشتناکی را که ارائه شده‌است مرور کنید. بر اساس گزارش یک انجمن مدیریت در آمریکا حدود دو میلیون از جرایم خشونت‌بار در سال 1994 در محل کار رخ داده است. در حقیقت 52 درصد از شرکت‌های آمریکایی حداقل یک عمل خشونت‌آمیز گزارش کرده‌اند.

هر کتابخانه صرف نظر از اندازه و اینکه آیا از یک نیروی امنیتی وسیع بهره‌مند است یا کوچک و یا اصلاً فاقد آن است باید یک تیم واکنش به خشونت برای مقابله با حوادث خشونت‌بار در محیط کتابخانه تشکیل دهد. پیش‌بینی اینکه هر فرد چقدر استعداد بروز رفتار خشونت‌بار را دارد مشکل است و اعتماد به یک تصویر کلیشه‌ای از اینکه فرد مستعد خشونت چطور به نظر می‌رسد یا چه کار خواهدکرد می‌تواند فوق‌العاده خطرناک باشد. دلیل اینکه چرا کتابخانه‌ها باید قبل از وقوع مسئله یک تیم واکنش به خشونت داشته‌باشند این است که آن‌ها بتوانند به سرعت واکنش نشان داده، حقایق موجود در مورد امکان وقوع یک حادثه انفجاری را جمع‌آوری کرده و تصمیم بگیرند که آیا با پلیس برای مداخله کردن تماس بگیرند یا به شکل دیگری عمل کنند. قبل از تشکیل چنین تیمی مدیریت کتابخانه باید یک ارزیابی اولیه از خطر داشته‌باشد. از سوی دیگر تمام کارکنان باید برای گزارش فوری هر گونه تهدید یا خشونت آموزش ببینند. ممکن است برای تعیین نوع واکنش به حادثه نیاز به قضاوت شخصی باشد. چنین قضاوت‌هایی باید یر اساس نشانه‌هایی چون استفاده از کلمات خاص، زبان بدن و تن صدا استوار باشد نه فقط بر اساس ظاهر، سلامت فرد، تعصب یا غریزه.

اگر شما یکی از کارکنان مسئول هستید اولین کار شما این است که با حفظ آرامش و درست اندیشیدن، استرس و خشم خود را کنترل کنید نه اینکه عصبانیت را با عصبانیت پاسخ دهید و در ضمن تا هنگام رسیدن نیروی کمکی با نرمی و ملایمت صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که شما مسئول زندگی و امنیت تمام کسانی هستید که در ساختمان حضور دارند و این باید شما را از انجام هر گونه اقدام ناگهانی، شتابزده یا قهرمانانه برای حل مسئله بازدارد. در حقیقت شاید بهترین کار این باشد که در همان ابتدای تهدید خشونت با پلیس تماس بگیرید. طبیعتاً آنها برای واکنش به مقداری زمان نیاز دارند و بهتر است که در اولین زمان ممکن با آنها تماس بگیرید.

یک کارمند کتابخانه چگونه می‌تواند رفتار خشونت‌آمیز را پیش‌بینی کند؟ هیچ کسی نمی‌تواند به طور مطلق این کار را انجام‌دهد ولی در شکل 5.3 برخی علائم هشدار دهنده فهرست شده‌است. آیا اخیراً برخی این اتفاقات در کتابخانه شما رخ داده‌است؟

چگونه یک کارمند کتابخانه یا نگهبان امنیتی باید به شک در مورد احتمال وقوع رفتار خشونت‌آمیز واکنش نشان دهد؟ معمولاً تنها نگاه کردن با چشمان هوشیار و مراقب به افراد مشکوک باعث ترس آنها و منصرف شدنشان از ارتکاب اعمال ضد اجتماعی در کتابخانه می‌شود. ولی اگر شما معتقدید که رفتاری خشونت‌آمیز در شرف وقوع است این راهنمایی‌ها می‌تواند برای شما مفید باشد.

·         وقتی کسی دست به تخریب عمدی اموال کتابخانه زده، کسی را مجروح کرده، قانون‌شکنی کرده یا حتی تهدید به این کارها کرده‌است باید با شماره 911 یا شماره ای مشابه آن تماس بگیرید. این کار را به تاخیر نینداخته یا آن را به دیگران واگذار نکنید. تماس اشتباه بهتر از انتظار طولانی برای فراخوانی کمک است.

·         وقتی امکان اطلاع رسانی فراهم شد فوراً متصدی بخش امنیتی کتابخانه را مطلع کنید. کسی که از روش‌ها و پروتکل‌های حل مسائل به صورت آرام و ملایم آگاهی دارد.

·         آرامش خود را حفظ کنید. همدلی و انسان‌دوستی خود را به فرد خشن نشان دهید ولی با اهداف و رفتارهای او موافقت نکنید.

·         برای به نمایش گذاشتن اقتدار خود، مذاکره نکرده، قولی ندهید یا ادعایی نکنید (البته مگر این که در حوزه اختیارات شما باشد). فقط افرادی که از نظر قانونی اختیار این کار را دارند می‌توانند در چنین شرایط اضطراری وارد عمل شوند.

·         اطلاعاتی در مورد مصالحه یا اتهام به آن‌ها ارائه نکنید.

·         فقط از طرف خودتان صحبت کنید، به جای دیگران پاسخ‌گو نباشید.

·         آماده واکنش باشید و مسئولیت حفاظت از خودتان و دیگران را در شرایط ضروری به عهده بگیرید. این بخشی از کار شما و در اصل یک بخش مهم از آن است. در جایی که بیش از یک کارمند در صحنه حضور دارد باید به شکل گروهی کار شود.

·         بعد از این که شما با پلیس تماس گرفتید و ماهیت حادثه را تشریح‌کردید، کارکنان کتابخانه یا نیروهای امنیتی نباید با عجله به صحنه هجوم ببرند، واکنش اغراق‌آمیز نشان داده یا برای قهرمان نشان دادن تلاش‌کنند.

·         اگر کتابخانه شما یک سیستم مخابره داخلی یا اعلام عمومی دارد کارکنان کتابخانه ممکن است آن را برای توسعه یک مجموعه از کلمات یا علائم رمز شبیه آنچه در فرودگاه‌ها و فروشگاه‌های بزرگ استفاده می‌شود مفید بدانند. اگر این انتخاب به روش صحیحی صورت گیرد می‌تواند برای مطلع کردن سایر کارکنان کتابخانه و نیروهای امنیتی از مکان، نوع و عملیات مورد نیاز بدون زدن آژیرهای بی‌مورد برای کسانی که در آن محدوده حضور دارند استفاده‌شود.

·         رفتار خشونت‌آمیزی را که باعث به هم زدن کار شما می‌شود یا بازتاب بدی روی موسسه شما دارد تحمل نکنید. شوخی‌های بی‌جا، رفتارهای نامعقول و واکنش‌های هیجانی نامناسب راسریعاً متوقف کنید. مقررات باید در جای مشخصی نصب شود و همه ساکنین از جمله کارکنان مشمول آن باشند.

·         هنگامی که خشونت آغاز می‌شود به آرامی ناظران را محیط خطر دور کنید. مردم را از ساختمان بیرون برده یا با بستن درها و قرار دادن مردم خارج از دید مجرم آن‌ها را مصون نگه‌دارید. اکیداً تقاضا می‌شود هر کس که مجاز به خروج از ساختمان نیست آرام باشد و صبورانه منتظر گروه نجات بماند.

·         به کارکنان مسئول پیش‌بینی و طرح‌ریزی برای اداره موقعیت مستعد بروز خشونت کمک کنید مثلاً افرادی را که در زمره مجرمین ستیزه‌جوی شناخته شده در بیست سال اخیر قرار دارند و در همان موقع در ساختمان مشاهده شده‌اند را معرفی کنید. در چنین مواقعی سعی کنید یک نیروی آماده به خدمت برای مقابله با هر چیزی داشته‌باشید.

شکل 5.3

علائم هشدار برای امکان بروز خشونت در کتابخانه

·         اظهارات تهدیدآمیز مثل تهدید شفاهی فرد به آسیب رساندن یا کشتن دیگران یا خودش

·         بالا بردن صدا همراه با عصبانیت

·         رفتارهای تهدیدآمیز (گذشتن از مرزهای رفتاری شناخته شده در مقابل افراد دیگر)

·         حمل سلاح. اکثر کتابخانه‌ها ابزار موثری برای ردیابی اسلحه یا چیزهایی که می‌توانند به عنوان سلاح استفاده شوند ندارند. یکی از مسائل مهم در این زمینه تعریف سلاح است. همه سلاح‌ها فلزی یا تیز نیستند، حتی یک کتاب کتابخانه هم اگر به طور شدید و پیاپی به جمجمه کسی بخورد می‌تواند یک آلت قتاله به شمارآید.

·         رفتارهای عجیبی که به وسیله دیگران گزارش می‌شود. این بدین معنی نیست که هر بار که یکی از مراجعه‌کنندگان به کارکنان کتابخانه بگوید که رفتار مشکوک و غیرعادی در یک نفر مشاهده کرده این مورد خطرناک باشد اما هر واقعه این چنینی باید مورد بررسی قرارگیرد. رفتار مشکوک یا کارهای عجیب یک نفر ممکن است فقط یک بی‌نظمی بدون زیان باشد.

·         رفتارهای بیمار گونه. هر کس که به طور غیر عادی شیفته شخص دیگری (نظیر یک ستاره سینما یا شخص مشهور دیگر) باشد یا درگیر موضوعات ترسناکی مثل جنایت، جنایت‌کاران، اردوگاه اسرا، فساد یا ابراز تمایل شدید به آسیب رساندن به دیگران یا گروه‌های مسئول حراست باشد. پس قانونی که آزادی بیان هر کسی تضمین می‌کند چه می‌شود؟ درست است اینجا یک کشور آزاد است و افراد صرفاً به دلیل اینکه از خواندن مطلب درباره اردوگاه اسرای جنگ جهانی دوم در لهستان و بی‌رحمی و قساوت آنجا لذت می‌برند مجرم نیستند ولی مراقب بودن در مقابل افرادی که به نظر می‌رسد روی چنین موضوعاتی تمرکز می‌کنند بی‌ضرر است.

·         استرس و فشار شدید در زندگی شخصی. در بسیاری از کتابخانه‌ها صرف نظر از وسعت آن‌ها غیرممکن است که کارکنان کتابخانه بدانند که مراجعانشان در زندگی شخصی خود تحت چه فشاری هستند مگر اینکه آن‌ها خودشان از احساسات، عقاید و کارهایشان سخن بگویند (که گاهی اوقات افراد بدون دعوت این کار را انجام می‌دهند). گرچه برخی عبارات کلیدی خاص وجود دارد که افراد از آن‌ها استفاده می‌کنند (برای مثال من) باید به عنوان هشدار تلقی شوند. توجه داشته باشید هنگامی که چنین افرادی در ساختمان حضور دارند چه تعداد هستند و در کجای ساختمان قرار دارند. البته هنگامی که فرد فاش کند یک کارمند کتابخانه است شما ممکن است مشکل جدی‌تری پیش رو داشته‌باشید.

بمب‌ها و تهدید به بمب‌گذاری

بیایید همه مشتاقانه امیدوار باشیم که کتابخانه شما هرگز درگیر مسئله بمب و تهدید به بمب‌گذاری نشود. چنین حوادثی نادر هستند ولی این به این معنی نیست که شما می‌توانید از مطالب این قسمت از این فصل صرف نظر کنید. متاسفانه به قول «مالکوم ایکس» خشونت برای آمریکایی‌ها اغلب مثل یک پای سیب به نظر می‌رسد. طی بازی‌های المپیک تابستانه 1996 در آتلانتای جورجیا یک بمب آتش‌زا در پارک عمومی محل برگزاری جشن پیروزی شرکت‌کنندگان در المپیک منفجر‌شد. هر کس که از میان ورودی امنیتی فرودگاه‌ها عبور کرده‌باشد می‌داند که احتیاطات امنیتی زیادی در سراسر خطوط هوایی برای مقابله با بمب‌گذاری توسط تروریست‌ها یا مسافرین روان‌پریش درنظر گرفته‌شده‌است.

تروریست‌ها معمولاً مکان‌های شناخته شده را برای بمب‌گذاری خودشان انتخاب می‌کنند زیرا آن‌ها امیدوارند که بیشترین بی‌نظمی ممکن را ایجاد کرده و بیشترین میزان شهرت و تبلیغات را پیدا کنند. مرکز تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان فدرال در اوکلاهاما دو نمونه ناامید کننده هستند. خوشبختانه کتابخانه‌ها جزء ساختمان‌های عمومی معروف نیستند، ولی با وجود اینکه کتابخانه‌ها خارج از لیست مکان‌های انتخابی توسط بمب‌گذاران تروریست هستند، تهدیدات تلفنی به بمب‌گذاری در کتابخانه‌ها در حال افزایش است. چون هر روز تعداد زیادی از مردم وارد کتابخانه‌ها می‌شوند، هر تهدید بمب‌گذاری باید به عنوان یک خطر برای جان مردم، اعضا، اموال و کارکنان کتابخانه جدی گرفته شده و با روش‌های مقابله با آن‌ها هنگام وقوع آشنا شد.

مهم است که به خاطر داشته باشید همه تهدیدات تلفنی واقعی نیستند. لازم نیست در همه موارد تهدید به بمب‌گذاری ساختمان را تخلیه کنید، گرچه مسئولین محتاط معمولاً تصمیم به تخلیه می‌گیرند زیرا هیچ راهی برای صحبت کردن وجود ندارد. چون موسسات فرهنگی تمایل دارند که اعتبار خوبی داشته باشند به ندرت هدف اقدامات جدی بمب‌گذاری‌ قرار می‌گیرند. ولی افکار بیمار یا منحرف نمی‌توانند بین موسسات خوب و بد تفاوتی قائل شوند، افراد روان‌پریش به نابود کردن شماری از افراد که آن‌ها را اهداف مناسبی بیابند علاقه‌مند هستند. بنابراین کتابخانه‌ها باید هر از گاهی مثل خروجی فرودگاه‌ها، مجموعه‌های ورزشی، مراکز خرید و دیگر مکان های عمومی با تهدیدات بمب‌گذاری مقابله کنند.

به طور کلی تهدیدات بمب‌گذاری باید جدی گرفته شود. وقتی کسی هشدار می‌دهد که یک بمب در جایی از ساختمان کتابخانه گذاشته شده‌است راهنمایی‌هایی برای آن ارائه می‌شود (به شکل 5.4 نگاه‌کنید).

هنگام روبرو شدن با یک تهدید تلفنی بمب‌گذاری، کتابخانه باید چگونه واکنش نشان دهد؟ انجمن مدیریت آمریکا به مدیران تاکید می‌کند که اقدامات فهرست شده ذیل را مدنظر قرار دهند:

1.       هر تهدیدی را جدی بگیرند.

2.       حواس‌پرتی را کنار گذاشته و به دقت روی حرف‌های تماس‌گیرنده تمرکز کنید.

3.       تا جایی که می‌توانید تماس گیرنده را پشت خط نگه‌دارید تا بتواند ردیابی شود. نکات و خواسته‌های او را به خاطر بسپارید تا بتوانید برای دیگران تکرار کنید. به هر نوع صحبت کردن غیرمعمول یا عبارتی که او استفاده می‌کند توجه کنید. به صداهای محیط مثل صدای اتومبیل‌ها و ماشین‌آلات که به تعیین محل تماس او کمک‌کند. سعی کنید بفهمید تماس داخلی است یا خارجی؟ یک تلفن داخلی می‌تواند از طرف یکی از کارمندان یا مراجعان ناراضی یا دارای حس شوخ طبعی غیر طبیعی باشد.

4.       تا حد ممکن اطلاعات جمع‌آوری کنید. بفهمید بمب کجاست، کی منفجر می‌شود، چه کسی و از کجا تماس می‌گیرد و چرا بمب را کار گذاشته است. شما هرگز نمی‌دانید، گاهی اوقات آن‌ها به شما خواهند گفت.

5.       مقام ارشد خود و پلیس را مطلع کنید و همه اطلاعاتی را که جمع آوری کرده‌اید با آن‌ها به اشتراک بگذارید.

شکل 5.4

روش‌های توصیه شده برای مواجهه با تهدیدات تلفنی بمب‌گذاری

·         آمادگی در مقابل تهدیدات بمب‌گذاری باید از قبل همراه با پلیس محلی و گروه خنثی‌کننده بمب به بحث گذاشته شود. یک فهرست از شماره تلفن‌های ضروری در اختیار کارکنان خود قراردهید.

·         وقتی شما از طریق تلفن تهدید به بمب‌گذاری می‌شوید باید فرد مورد نظر را پشت خط معطل کرده و هر چجه می‌توانید اطلاعات بیشتری از او گرفته و یادداشت کنید، مثلاً بفهمید بمب در کجا، چگونه و چرا گذاشته شده‌است. حواستان را جمع کرده و به خصوصیات صدای او، صداهای محیط، تکیه کلام‌های او و این‌که چه اطلاعاتی درباره شما و کتابخانه دارد توجه‌کنید. خیلی اوقات چنین اطلاعاتی بعداً به مامورین اجرای قانون برای دستگیری جنایت‌کاران کمک خواهدکرد.

·         وحشت‌زده نشوید. از به‌کاربردن کلمات یا گفتگوی ناشی از ترس بپرهیزید. برای مطلع‌کردن دیگران تا حد ممکن از کلمات رمز استفاده کنید. مثلاً بگویید: «به راشل خبربدهید تلفن دارد» که در این حالت از قبل کلمه راشل به عنوان علامت رمز برای اعلام شرایط اضطراری در نظر گرفته‌شده‌است.

·         فوراً به پلیس محلی خبردهید. بیشتر مراکز پلیس مامورین مجربی جهت ارزیابی جدی بودن تهدیدات دارند و بیشتر نیروهای پلیس گروه‌های ویژه بمب دارند. بدون ترس یا دخالت یا به راه انداختن تبلیغات منفی آماده رسیدن گروه خنثی‌کننده بمب و هدایت آن‌ها باشید. گروه خنثی‌کننده بمب وارد کتابخانه شده و یک ارزیابی تخمینی برای تعیین نحوه خنثی‌سازی و لزوم یا عدم لزوم تخلیه ساختمان انجام می‌دهد. این مسئله‌ای است که کتابخانه‌داران نمی‌توانند درباره آن تصمیم‌بگیرند.

·         چند نفر از کارکنان را برای جستجوی نواحی اطراف ساختمان بفرستید تا همه جا را خوب نگاه‌کرده و مواردی را که به آن‌جا تعلق ندارند یا توضیحی برای حضور آن‌ها وجود ندارد بیابند، اما مطمئن شوید که آن‌ها به این اشیاء دست نزده یا آن‌ها را جابه‌جا نمی‌کنند. هر مورد مشکوک را گزارش کرده و آن منطقه را بدون وحشت ترک‌کنید.

·         برای حفاظت در مقابل بمب‌های پستی، هنگام مواجهه با تهدید از توصیه‌های متخصصان بهره‌بگیرید. این موارد به ندرت اتفاق می‌افتند ولی معمولاً تشخیص آن‌ها مشکل است.

·         طی عملیات تخلیه به مراجعان بگویید ما امروز زودتر تعطیل می‌کنیم و بسته به ارزیابی صورت گرفته از خروجی‌های عادی یا اضطراری استفاده کنید. امنیت خروجی‌ها را بررسی کنید.

·         بررسی کنید که شرایط اضطراری پیش آمده، یک حقه یا فریب برای انجام سرقت به ویژه طی عملیات تخلیه نباشد.

·         ثابت شده است که تعداد شگفت‌انگیزی از تهدیدات به وسیله کارمندان داخلی انجام‌گرفته‌است، کارکنانی که به دلیل نارضایتی یا خستگی و به منظور هیجان‌انگیزتر کردن روز کاری‌شان تلفن تهدیدآمیز کرده‌اند. اگر شما در چنین مواردی به کارکنان خود شک کردید باید فوراً پلیس را در جریان بگذارید.

آسیب ساختمان‌های مجاور حادثه

گاهی اوقات محتویات کتابخانه و ساکنان آن در مقابل حوادثی که در نزدیکی‌شان رخ می‌دهد آسیب‌پذیر هستند. هیچ کس نمی‌توانست کتابخانه مرکزی شهر اوکلاهاما را برای آن چه در 19 آوریل 1995 در ساختمان فدرال که در نزدیکی آن قرار داشت اتفاق افتاد آماده کند. انفجار مهیب بمب و تخریب ساختمان فدرال حدود 9 صبح باعث از دست رفتن جان تعداد زیادی از انسان‌ها شد. کمتر از دو ساختمان آن طرف‌تر کتابخانه مرکزی شهر قرار داشت. خوشبختانه در آن زمان هیچ مراجعی در ساختمان کتابخانه حضور نداشت، ولی شصت کارمند که در محل کارشان بودند. فقط دو نفر از آن‌ها در اثر بریدگی ناشی از خرده شیشه‌های پنجره‌های یک طرف ساختمان که ریزش کرده‌بود زخمی شدند. انفجار 90 درصد پنجره‌های ساختمان را تخریب کرد. مدیر و یکی از کارمندان به گوشه‌ اتاق پرتاب شده‌بودند. هیچ کس نمی‌توانست برای آن میزان از موج انفجارآماده باشد ولی کتابخانه از قبل یک طرح برای آمادگی مقابله با حوادث داشته و ساختمان در کمتر از سه دقیقه به طور کامل تخلیه شده‌بود. کارکنان در سال‌های قبل به دفعات این روش را تمرین کرده‌بودند و برای فراهم آوردن به موقع تدارکات لازم آماده بودند.

مدیر و کارکنان نگهداری برای حفظ امنیت ساختمان باقی ماندند ولی یک ساعت بعد به خاطر شایعه وجود یک بمب زمان‌دار مجبور به ترک محل می‌شوند. آن‌ها سپس برگشتند تا پنجره‌ها را بپوشانند، روی پنجره‌های طبقه همکف چوب گذاشته و روی پنجره‌های طبقات بالاتر پلاستیک بگذارند. از جمله اقداماتی که بعد از بمب‌گذاری صورت گرفت این بود که دوربین‌هایی خریداری شده و برای نظارت بر معابر پشت ساختمان نصب شد. یک مشاور روان‌شناس برای گفتگو با کارکنان درباره حادثه و پیشنهاد راه‌هایی برای کنترل واکنش ترس، خشم و  ... به خدمت گرفته شد.

یک یا دو هفته بعد بیشتر چیزها کم و بیش به حالت عادی برگشت ولی کارکنان از یک بی‌نظمی کلی شکایت داشتند. این وضعیت با پیشبرد اصلاحات سریع، بهتر شد، که ناگزیر از جایگزینی تجهیزات روشنایی و کاشی‌های سقف بود. یک شرکت تجاری برای نظافت، برداشتن بقایای آوار و تمیز کردن فرش‌ها، اثاثیه و تجهیزات به کار گرفته‌شد. هر کتاب و قفسه‌ای باید جارو می‌شد تا آلودگی و خرده شیشه‌ها از آن حذف شود. این فرایند زمان‌بر و نیازمند کار زیادی است و باید از جارو کردن با دست برای تمیز کردن مواد کتابخانه‌ای استفاده کرد.

با این وجود کارکنان کتابخانه تصدیق می‌کنند که کلیت مسئله نمی‌تواند بدتر شده باشد. به طور مثال علاوه بر این که مصدوم جدی وجود نداشت هیچ خسارت ساختمانی واضحی هم مشاهده نمی‌شد. تقریباً همه کتاب‌ها در قفسه‌هایشان قرار داشتند که یک نعمت بود. هر کس که مجبور شده‌باشد چیدمان قفسه‌های کتابخانه پس از حادثه را دوباره ایجاد کند می‌داند که این کار بسیار مشکل و زمان‌بر است. با یک درزگیری و مهروموم کردن ساده، ساختمان به زودی دوباره در مقابل گردوغبار عایق می‌شود حتی اگر به طور کامل در مقابل رطوبت عایق نباشد. این مسئله ناگزیر باعث ایجاد اثرات قابل مشاهده رطوبت روی کتاب‌ها و سایر مواد کتابخانه‌ای می‌شود. کتابخانه برای مقابله با این مشکل رطوبت سیستم تهویه خود را برای چندین ماه، بیست و چهار ساعته روشن می‌گذارد تا هوا به جریان بیفتد. سرانجام کارکنان کتابخانه اصلی مرکز شهر قادر نیستند وظایف عادی خود را از سر بگیرند و تا زمانی که به طور کامل نظم ساختمان مرکزی بازگردانده شود کارها به شعبات واگذار شده است.

مدیریت بحران و بازیابی

روش‌های بازیابی تحت شرایط اضطراری در کتابخانه‌ها هنگام بروز حادثه شامل کارهایی مثل انجماد و خشک‌کردن در انجماد مواد کتابخانه‌ای خیس به عنوان چاره‌ای برای جلوگیری از آسیب کتاب‌ها به دلیل خشک شدن در هوای اتاق می‌باشد. جداسازی کتاب‌های آسیب دیده در اثر یک آتش‌سوزی بزرگ ناگزیر از روش‌ها و فرایندهایی نظیر بسته‌بندی، مرتب‌سازی، خشک‌کردن و تمیز‌کردن کتاب‌ها است. برطرف کردن بوها ممکن است به خشک‌کن، افشانه‌ها، حلال‌ها یا فقط سپری شدن یک دوره زمانی نیاز داشته‌باشد. این امر برای کتابخانه‌ها میسر است که از شرایط اضطراری خود را بازیابی کنند و بیشتر آن‌ها واقعاً این کار را انجام می‌دهند.

بعد از هر شرایط اضطراری کارکنان کتابخانه باید فی‌البداهه ارزیابی را انجام دهند تا مشخص کنند چه چیزهایی نیاز به توجه دارند، چه چیزهایی ندارند و چه چیزهایی بدون عجله در طول زمان باید مورد توجه قرار گیرند.

هنگام عدم وصول سریع وجوه بیمه، ارزیابی مشخص می‌کند که چه نیازهایی باید در ابتدا تامین شود تا کتابخانه به سرعت برای بازگشایی مجدد آماده شود. بر اساس تخمین خسارت، تعمیرات مدنظر و خدمات موقت در دسترس مدیر بایذ با جامعه کاربران کتابخانه وارد گفتگو شده، وضعیت موجود را تشریح کرده و برای بازیابی خدمات طرح‌ریزی کند. «ال اس او» باید با مسئولین همه بخش‌ها گفتگو کرده، مسئله را تشریح کند و راه‌های ارزیابی خسارت و تخمین زمان مورد نیاز برای بازگشایی کتابخانه با روال کار عادی را بیان‌کند.

اطلاع‌رسانی عمومی باعث مطلع شدن مراجعانی می‌شود که مواد کتابخانه‌ای را به امانت گرفته‌اند و می‌خواهند بدانند کی و کجا باید آن‌ها را برگردانند و ممکن است مانع از تماس‌های تلفنی و سوالات احتمالی شود. یک گزینه این است که میز گردش کتاب به روی عموم بسته باشد که باعث رها‌کردن کتاب یا قراردادن کتاب‌ خارج از محل خود می‌شود. اگر ساختمان بعد از شرایط اضطراری ناامن یا غیرقابل استفاده اعلام شود می‌توان یک محل موقت برای کتابخانه برپاشود تا خدمات کتابخانه مرجع، گردش کتاب و امانت بین کتابخانه‌ای انجام شود.

خطرات و نگرانی‌های کتابخانه‌ها بسته به موقعیت جغرافیایی، عوارض زمین و شرایط آب و هوایی بسیار متغیر است. در نواحی مرطوب با خاک اسیدی تندبادها و طوفان‌های حاره‌ای به عنوان نگرانی فصلی مطرح هستند در حالی که در نواحی دیگر ممکن است مجبور باشند مراقب سیل و خسارات آبی، طوفان تندری و صاعقه، گردباد و طوفان‌های بادی، زلزله و طوفان‌های گردوغبار باشند. تهدید به بمب‌گذاری، آتش‌سوزی، سیل، قطع برق و شرایط اورژانسی پزشکی همه جزء موقعیت‌های اضطراری هستند و باید به وسیله یک طرح مشخص شناسایی شده و تحت پوشش قرار گیرند.

فرش‌ها و پرده‌ها ممکن است یک کتابخانه را بسیار جذاب و خودمانی کنند، به کاهش صدا در اتاق‌های عمومی کمک‌کنند، محیط را گرم کرده و مانع از تابش آفتاب شوند ولی هنوز هم کتابخانه‌هایی که فاقد فرش و پرده هستند آسان تر به حالت عادی برمی‌گردند. کتابخانه‌های جدید کماکان بنا به دلایل زیبایی‌شناختی و کاهش صدا از فرش استفاده می‌کنند.

بنابراین طی مرحله بازیابی باید در راهروها و محل های عبور افراد ورقه‌های پلاستیکی پهن‌شود تا از فرش‌ها محافظت گردد. پخش شدن دوده می‌تواند به وسیله راه رفتن امدادگران و سایرین از روی مواد و تجهیزات سوخته به روی اثاثیه، دیوارها و فرش‌ها پخش‌شود.

همه این تلاش‌ها برای این است که کتابخانه تا جایی که ممکن است زودتر بازگشایی شود و امنیت و راحتی هر کسی که وارد آن می‌شود تامین باشد. در اینجا دو انتخاب وجود دارد: شما می‌توانید کتابخانه‌تان را به سرعت بازگشایی کنید یا اینکه آن را تمیز کنید-حتی تمیزتر از قبل از حادثه- اما شما عملاً نباید انتظار داشته‌باشید که هر دو گزینه را هم‌زمان داشته‌باشید. همچنین پول یک عامل مهم در مرحله بعد از شرایط اضطراری است. شما فقط وقتی بدانید چقدر پول برای فعالیت‌های بازیابی در دسترس است و این که چه مقدار سرمایه فوری برای کارهایی که باید انجام شود لازم است، می‌توانید برای بازگشایی یا بازیابی خدمات کامل کتابخانه به طور دقیق طرح‌ریزی کنید.

بیشتر مراجعان شرایط کمتر از حد مطلوب را با روی باز می‌پذیرند، برای مثال هنگامی که قشر دوده اصلی پاک شده اما هنوز آلودگی قابل ملاحظه‌ای در ساختمان باقی‌مانده‌است. تعداد کمی از افراد گاهی اوقات شکایت می‌کنند ولی عده ای هم همیشه شاکی هستند. گرچه اکثر کاربران کتابخانه کلاً از دسترسی به منابع خوشنود هستند ولی

تمیزکاری و نقاشی مجدد دیوارهای سوخته وگل‌آلود و همچنین برگرداندن عملکرد عادی کتابخانه تا حد زیادی به بازیابی سطح قابل قبولی از نظر بصری و بویایی کمک خواهد کرد. ممکن است مجبور باشید سیستم هشدار آتش را قبل از بازگشایی ساختمان برای عموم به طور کامل بازیابی و آزمایش کنید. بازیابی مواد کتابخانه‌ای و قفسه بندی کتاب‌ها و سایر موادی که به دنبال تلاش آتش‌نشانان برای فرونشاندن آتش یا در اثر سایر خسارات داخلی از جایشان افتاده‌اند اغلب به آهستگی صورت می‌گیرد. بعد از حادثه مراجعین و کارکنان به یک اندازه متحمل زحمت می‌شوند اما تابلوهایی که برای اطلاع‌رسانی مشکلات و عذرخواهی نصب می‌شود اگر لزوماً باعث خوشحال شدن مردم از سرعت بازیابی نشود به طور قابل توجهی باعث مطلع نگه داشتن مردم خواهد‌شد.

نسخه نمونه کتاب مديريت بحران و رسانه‌ها

نسخه نمونه کتاب:

مديريت بحران و رسانه‌هاCrisis Management and Media

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

 

مشخصات کتاب

عنوان فارسی: مديريت بحران و رسانه‌ها

عنوان لاتین: Crisis Management and Media

نويسنده: دكتر فريدون وردي نژاد، دكتر شهلا بهرامي رشتياني

ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی

چاپ: اول، 1388

چاپ: دوم، ١٣٨٩

تعداد صفحه: 176 ص

شابک: ٣-٣٩٤-٥٣٠-٩٦٤-٩٧٨

قيمت چاپ دوم: ٢٢٠٠٠ ريال

موضوع: مدیریت بحران، رسانه‌های گروهی مدیریت، رسانه‌های گروهی - جنبه‌های اجتماعی، رسانه‌های گروهی و افکار عمومی

فهرست مطالب

فصل اول: رفتار و روندهاي ارتباطي آن

فصل دوم: هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي بحران

فصل سوم: مديريت بحران

فصل چهارم: مديريت ارتباطات بحران

فصل پنجم: رسانه و بحران

مقدمه

دنياي امروز با تحولات گسترده اجتماعي و تغييرات شتاب‌آلود محيطي ناشي از توسعه فناوري‌هاي ارتباطي رو به رو است. اين فناوري‌ها با بسترسازي براي ظهور شبكه‌هاي گسترده جهاني، به واقع مفهوم زمان و مكان را بي اعتبار کرده است و با حضور همه جايي و همه وقتي زمينه را براي «توليد» و «توزيع» قدرت در تمامي عرصه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي به وجود آورده است.

حضور پررنگ فناوري‌هاي نوين ارتباطي در تمامي روندها و فرايندهاي اجتماعي سبب شده‌است تا شرايط محيطي از ثبات و پايداري به سمت تغيير و تحول دائمي متمایل شود. در برخي موارد اگر اين تغيير و تحولات صحيح نباشد مي‌تواند منجر به بروز بحران شود. اين ويژگي در عرصه عمل موجب شكل‌گيري نظريه‌هاي جديد براي كنار آمدن با شرايط پيچيده و پرتحول شده‌است. امروز ديگر ديدگاه‌هاي گذشته و نظريه‌هاي پيشين در مقابله با بحران و ادراه آن، كارايي چنداني ندارد.

امروزه در اثر نقش و كاركرد بي‌بديل وسايل ارتباط جمعي در شرايط بحران، ديدگاه ابزاري به رسانه به نگاه راهبردي تغيير يافته و رويكردهاي مختلف رسانه‌اي براي پوشش رويدادها و جريان‌هاي بحراني در عرصه جهاني شكل گرفته‌است. اين نقش به ميزاني جدي و بنيادي است كه در دهه گذشته سايت هاي ويژه خبري زيادي در شبكه اينترنت پيرامون «رسانه‌ها و بحران» فعال شده و شيوه نويني به نام «روزنامه‌نگاري در بحران» در عرصه رسانه‌هاي مكتوب و وسايل ارتباط جمعي ديداري-شنيداري شكل گرفته است. بر مبناي اين ضرورت و از آنجا كه پيرامون نقش رسانه‌ها در بحران كتابي به زبان فارسي نگاشته نشده‌است اين كتاب با نگاهي كلي به بررسي و تعريف بحران و انواع آن، فرايندهاي مديريتي مرتبط با رسانه‌ها را در عمليات اداره بحران و سپس به حضور رسانه‌ها در بحران پرداخته‌است.

بديهي است كه مديريت بحران ابعاد و زمينه‌هاي گسترده‌اي براي بحث و بررسي دارد، اما در اين كتاب نويسندگان بيشتر به جنبه‌هايي از آن پرداخته‌اند كه مرتبط با بحث مديريت ارتباطات بحران است. زيرا در موضوع رسانه و بحران، محوريت بحث، در واقع بخش ارتباطات بحران است. از آنجا كه اين كتاب نخستين تاليف در زمينه رسانه و مديريت است سعي شده كه شمول موضوعات بر برخي جزيي نگري‌ها ترجيح داده شود.

کتاب از دید یک صاحب نظر

در نشست رونمايي از كتاب «مديريت بحران و رسانه» دکتر علي اكبر فرهنگي، دكتراي مديريت رسانه و استاد حوزه ارتباطات این كتاب را گامي مثبت در شناخت رابطه بحران با رسانه‌ها عنوان كرد و گفت: «رشته مديريت بحران رسانه در چند سال اخير جايگاه خود را در ميان مخاطبان يافته و كتاب حاضر به عنوان نقطه آغاز، نويدبخش حركتي پويا براي شناخت بهتر اين رشته و تأثيرات آن در مديريت بحران است».

وي در ادامه با اشاره به مباحث مطرح شده در كتاب افزود: «نويسندگان كتاب، كار خود را با مباحث نظري آغاز و مسائل و موضوعات را به صورت جامع و موجز مطرح كرده‌اند كه هريك از مباحث مطرح شده مستلزم بازشكافي و پرداخت بيشتر است».

دکتر فرهنگي افزود: «اگرچه اين كتاب از لحاظ تعداد صفحات كم تعداد است، ولي از لحاظ محتوا قوي است. محققان و نويسندگان حوزه مديريت و رسانه مي‌توانند با مراجعه منابع اين كتاب، به موضوعات جديد اين حوزه روي بياورند، زيرا اين كتاب به تحولات و دگرگوني‌هاي بحران نگاهي عميق دارد كه مي‌توان به عنوان يك ويژگي مثبت از آن ياد كرد».

دکتر فرهنگي با اشاره به كاركرد اين كتاب افزود: «اين كتاب كمك مي‌كند تا مديران بحران‌ها را پيش‌بيني كند، زيرا آنها بر اساس اين كتاب مي‌آموزند كه چگونه قواعد و اصول بحران را پيش‌‌بيني و محيط را كند و كاو كنند و دريابند كه چگونه يك بحران شكل مي‌گيرد و حركتي رو به جلو دارد».

کتاب از دید نویسنده اثر

در نشست رونمايي از این كتاب فريدون وردي‌نژاد، يكي از مولفان اين اثر، هدف از تاليف كتاب را توجه به جايگاه مديريت در كنار رسانه‌ها و پيوند آن با جوامع عنوان كرد و گفت:«مهمترين مشكل در عدم پيشرفت‌ كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه، نبود مديريت در برخورد با بحران طبيعي، سياسي و فرهنگي است. بر مبناي اين ضرورت و از آنجا كه درباره نقش رسانه‌ها در بحران، كتابي به زبان فارسي نوشته نشده بود تا با نگاهي كلي به تعريف بحران و انواع فرايندهاي مديريتي مرتبط به رسانه‌ها بپردازد و ديدي تخصصي بر مديريت ارتباطات در بحران داشته باشد، كتاب حاضر را به رشته تحرير درآوريم».

وی اظهار نمود: «شرایط بحرانی ،خطاها را می‌پوشاند که یکی از ویژگی های مدیریت بحران در دنیای کنونی سرپوش گذاشتن بر مسائل است. در حال حاضر اساس کار در مدیریت بحران پنهان کاری و دوری از رسانه است که باعث شایعه پراکنی و گسترش حیطه بحران ها شده‌است. این کتاب انگیزه اولیه برای مدیریت بحران را ایجاد کرده و نقش اساسی رسانه‌ها را در مدیریت بحران بیان می‌کند».

نویسنده کتاب با اشاره به كاركردهاي رسانه در مديريت بحران گفت: «استفاده از نتايج هر بحراني در بحران‌هاي مشابه براي جذب و جلب مخاطب و همراه‌سازي آن، از اصلي‌ترين فرآيندهاي عمليات حل بحران است. در اين شرايط استفاده از رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعي، نه تنها جنبه ابزاري ندارد، بلكه مي‌تواند به عنوان يك راهبرد اصلي براي اعمال قدرت عملياتي و رسيدن به اهداف، در اختيار مديران باشد».

وي افزود: «در شرايط بحران، افكار عمومي دستخوش تغييرات فراوان مي‌شود كه در صورت عدم مديريت صحيح افكار عمومي، شرايط بحران ممكن است بسيار پيچيده و غير قابل كنترل شود. در اينجا تحليل رويكردها و كاركردهاي رسانه‌اي از زوايايي گوناگون و متنوع، نيازمند پژوهش‌هاي گسترده و متعدد است كه مي‌تواند به مجموعه‌هاي مديريتي كمك بسياري كند».

نویسنده کتاب مدیریت بحران و رسانه‌ها نگاه جدید به نقش رسانه‌ها در مدیریت بحران، کمک به کاهش تضاد مدیریت بحران، الزامات مدیریت بحران وارتباطات مدیریت بحران ، شناساندن کارکرد رسانه‌ها در بحران و تعریف نقش رسانه‌های دیداری و شنیداری در مدیریت بحران را از دستاوردهای نوین این کتاب عنوان کرد و در ادامه گفت: «مخاطب اين كتاب، مديران ارشد سازمان‌ها هستند كه رسانه را نه تنها به عنوان مخل حركت نمي‌دانند، بلكه به عنوان همكار و مددكار براي عبور از بحران‌ها توسط اركان مديريتي به آنها مي‌نگرند. اين كتاب نگاه جديدي به نقش رسانه‌ در مديريت بحران مي‌بخشد، زيرا در گذشته كسي بر اين باور نبود كه رسانه مي‌تواند شريك و همراه در مديريت بحران باشد».

مروری بر فصول کتاب

کتاب مديريت بحران و رسانه مشتمل بر پنج فصل است. در فصل اول با کنکاشی در «نظام‌های ابزاری» که انسان برای برقراری ارتباطات در اختیار دارد به بررسی عوامل موثر در شکل‌گیری رفتار پرداخته‌می‌شود و ضمن بررسي عوامل موثر در رفتار، تاثير حضور رسانه‌ها و تغييرات رفتاري مورد كنكاش قرار می‌گیرد. سپس ویژگی‌های سطوح گوناگون در روند تغییر رفتار  با توجه به این نظام‌ها تبیین شده و در پایان این فصل الگوی پیشنهادی و اولیه برای روندهای ارتباطی در شکل‌گیری و بروز رفتار ارائه می‌شود.

در فصل دوم درباره هستی‌شناسی بحران، مفهوم بحران، چیستی و چرایی آن توضیحاتی ارائه شده و در معرفت شناسی به چگونگی شکل‌گیری بحران و شاخص‌ها و معیارهای شناسایی آن و موقعیت‌ها، بستر، مسیر و عوامل موثر در ایجاد انواع بحران پرداخته می‌شود، با مطالعه این فصل می‌توانید با راه‌های پیش‌بینی احتمالی برای درک انواع بحران‌ها با توجه به شاخص‌ها و معیارهای طرح شده آشنا شوید.

در فصل سوم اصول کلی و کلان مدیریت بحران که محور اصلی تعامل میان مدیریت ارتباطات بحران با وسایل ارتباط جمعی است بیان می‌شود. در این فصل مراحل مختلف مديريت بحران از پيش‌بيني بحران تا عمليات اجرايي و ارزيابي و تعيین برنامه هاي جديد شرح و توضيح داده می‌شود. چالش‌های مدیریت بحران، عوامل موثر در پیچیدگی شرایط بحران، راهبردهای مدیریت برای مواجهه با شرایط بحران و الگوی تحلیل بحران مباحثی هستند که در این راستا مطرح می‌شوند.

در فصل چهارم مدیریت ارتباطات بحران مورد بررسی قرار می‌گیرد. ارتباطات بحران، به عنوان بخش اصلي در مديريت بحران به شمار می‌رود و زمينه‌ساز كاركرد رسانه در بحران است، در این فصل اصول ارتباطات بحران به همراه دوازده گام اصلي در ارتباطات بحران را شرح مي‌دهد.

در فصل پنجم تحت عنوان رسانه و بحران مباحثی همچون مبانی نظری تاثیر رسانه بر بحران، شناخت کارکرد رسانه در هر جامعه، تأثير و كاركردهاي رسانه با تكيه بر انواع نظام رسانه‌اي، نقش‌هاي رسانه‌اي، رويكردهاي رسانه‌اي و شيوه‌هاي حضور در عرصه‌هاي گوناگون اقدامات اصلی رسانه‌ها در پوشش بحران، مدیریت شایعه و همگرایی و واگرایی رسانه‌ها در بحران مطرح می‌شود.

گزیده‌ای از فصل چهارم کتاب

روشن است که به محض شروع بحران فعالیت‌ها آغاز می‌شود. یک بحران چند دوره حساس دارد. دوره اول: دو ساعت اولیه شروع بحران، دوره دوم: 24 ساعت اولیه ودوره سوم: از 24 ساعت بعد از شروع بحران تا پایان بحران.

تعامل با رسانه‌ها در دو ساعت اولیه بحران

در آغاز بحران خبرگزاری‌ها و رسانه‌های زیادی برای انتشار خبر آماده‌اند و همگی علاقه دارند تا خبر بحران را به سرعت تهیه نمایند تا از سوی سازمان متبوع آنان و نه کانال‌های دیگر منتشر شود.

در دو ساعت اولیه اقدامات زیر باید از سوی مدیر ارتباطات بحران انجام شود:

-              جمع آوری و طبقه بندی و پردازش اطلاعات؛

-              چینش اطلاعات به گونه‌ای که زمینه ساز تقویت شناخت مخاطب باشد و تفاوت وضع جدید با شرایط گذشته را روشن نماید؛

-              تعریف ماهیت بحران و اینکه موضوع بحران چیست، شدت آن چقدر است، ضایعات چگونه است و سوء مدیریت‌ها کجاست؛

-              تعیین چگونگی دامنه و مسیر انعکاس بحران از طریق رسانه؛

-              ارائه راهکارهای ضروری برای تعدیل اثرات بحران.

تعامل با رسانه‌ها در 24 ساعت اولیه

در 24 ساعت اولیه حجم مراجعه‌کنندگان به مدیریت بحران از طرق مختلف نظیر تماس تلفنی، ملاقات حضوری و تجمع و اعتراض به صورت چشمگیری افزایش خواهدیافت. در صورت وجود کانال‌های ارتباطی مناسب می‌توان این دوره سخت را پشت سر گذاشت. در 24 ساعت نخست، به صورت مستمر باید اقدامات زیر در تعامل با رسانه‌ها انجام پذیرد:

-              اطلاع رسانی به افکار عمومی و یا مخاطبان ویژه‌ای که درگیر موضوع‌اند مانند سهام‌داران، مشتریان، شرکا، دست‌اندرکاران، مسئولان دولتی و سیاست‌مداران

-              اجتناب از انباشت اطلاعات و تلاش برای اطلاع‌رسانی بهنگام؛

-              بیان نگرانی،تاسف و همدردی؛

-              حفظ ارتباط مستمر با افکار عمومی؛

-              اشراف اطلاعاتی بر تمامی رویدادها؛

-              گوش دادن به ایده‌ها و پاسخگو بودن.

مراحل نشر از دیدگاه چند صاحب نظر

مراحل نشر از دیدگاه چند صاحب نظر

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

مقدمه

یک نوشته باید مراحلی خاص راطی کند تا یک کتاب شود. یک اثر یا به سفارش ناشر یا بنا به علاقه و احساس نیاز نویسنده (یا مترجم یا گرد آورنده و ...) نوشته و برای چاپ به ناشر ارائه می‌شود. نشر را از دیدگاه‌های گوناگون می‌توان به مراحل و فرایندهای مختلفی دسته‌بندی کرد، که در اینجا به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود.

تقسیم ‌بندی مراحل نشر بر اساس دیدگاه آقای عبدالحسین آذرنگ:

مراحل و وظايف اصلي در نشر كتاب:

1)تدوين سياست و برنامه

2)گفتگو، توافق و عقد قرارداد با پديدآورنده

3)پديدآوردن

4)توليد فرهنگي، فني- هنري وچاپي

5)تبليغ، پخش و فروش

توليد فرهنگي:

اين بخش كه ممكن است با نام‌هاي متفاوتي از آن ياد شود، از جمله:‌ بخش ويرايش، ويراستاري ، بخش آماده‌سازي و مانند اين‌ها، اصلي‌ترين واحد مؤسسه ي انتشاراتي است و وظيفه ي آن عبارت است از:

1. بررسي و ارزشيابي دست نوشت هاي تحويل شده.

2. تهيه گزارش‌هاي فني درباره ي آنها.

3. ويراستاري.

4. آماده سازي آثار براي چاپ.

5. تهيه نمايه كتاب.

در بعضي از سازمان‌هاي انتشاراتي همه وظايف ويراستاري در بخش توليد فرهنگي انجام نمي‌گيرد و ويراستاران و نسخه‌پردازاني هستند كه خارج از تشكيلات و با عقد قرارداد و توافق با ناشران،‌ نسخه‌هاي كتاب را براي آنها ويراستاري و آماده‌سازي مي‌كنند.

توليد فني-هنري:

اين بخش اثر ويرايش شده را از بخش توليد فرهنگي تحويل مي‌گيرد، آن را با دستورالعمل ها، راهنماها، نمادها و نشانه‌هاي لازم براي حروف‌نگاري آماده مي‌سازد، جدول‌ها، نقشه‌ها، نمودارها، طرح‌ها و تصوير و ساير اشكال و تدبيرهاي بصري لازم را تهيه و ترسيم مي‌كند و در عين حال، بر كيفيت فني و هنري چاپ و نشر آثار ناشر نظارت دارد.

توليد چاپي:

توليد چاپي در نشر به معناي تبديل كردن صورت نهايي اثر به متن چاپي است. اين بخش در واقع به جنبه‌هاي فني مربوط به چاپ و مراحل پاياني پس ازچاپ مسلط است. وظيفه آن از آغاز چاپ كتاب تا پايان، صحافي و شروع مرحله پخش است.

بازاريابي، تبليغ، پخش و فروش

وظيفه اصلي، عرضه وفروش كتاب است. فروش در زنجيره واحدهاي تشكيلات نشر آخرين مرحله است و در اين مرحله، چرخه توليد كتاب به نقطه ي پاياني مي‌رسد. ناشر، در مرحله فروش،‌كالاي توليد شده ي خود را به جامعه عرضه مي‌كند و واكنش جامعه در برابر كالاي او نشان خواهد داد كه محاسبات منتشر براي عرضه ي كتاب به بازار تا چه حد به آنچه در تصور داشته نزديك بوده است. فروش كتاب، به ويژه در عرصه پيچيده كنوني رسانه‌هاي ارتباطي وظيفه ساده‌اي نيست. براي فروش كتاب، بايد همه مصرف‌كنندگان بالفعل و بالقوه را شناخت وراه هاي مناسب انتقال كتاب را به آنها يافت. اما پيش از اين كار، وظيفه مهم ديگري هست، و آن آگاه ساختن مخاطبان بالقوه و بالفعل كتاب است. و اين وظيفه كسان يا واحدي است كه مسئوليت تبليغ كتاب را به عهده دارند.

تقسیم ‌بندی مراحل نشر بر اساس دیدگاه آقای حمید محسنی:

به طور کلی مراحل نشر منابع مطالعاتی در این روش به شرح زیر است:

·         مرحله پیش از چاپ

·         مرحله چاپ

·         مرحله پس از چاپ

تمام مراحل فوق برای نشر منابع الکترونیکی نیز به کار می رود با این تفاوت که باید واژه چاپ حذف شده و انتشار را جایگزین آن ساخت.

·         مرحله پیش از چاپ

مرحله پیش از چاپ شامل دو بخش تولید و ویرایش محتوا و آماده سازی فنی انتشار است.

1.       تولید و ویرایش محتوا:

تولید محتوا به معنای ایجاد تمام مطالب و موضوعاتی است که تشکیل دهنده متن اصلی کتاب‌ها، مجلات و سایر منابع چاپی هستند. این مرحله یکی از اساسی‌ترین و مقدماتی‌ترین مراحل در فرایند نشر می‌باشد و عمدتاً توسط نویسندگان، ویراستاران و مترجمان انجام می‌گیرد. نویسندگان افرادی هستند که در یک یا چند زمینه خاص مهارت دارند و این تخصص را در قالب یک کتاب یا مقاله انتشار می‌دهند. مهم‌ترین گروه‌های نویسنده عبارتند از شاعران، ادیبان، مورخان، فلاسفه، محققان و دانشمندان رشته‌های مختلف. مترجم نیز به کسی گفته می‌شود که وظیفه برگرداندن یک اثر به زبان دیگر را بر عهده دارد. ویراستاران گروه دیگری از تولید کنندگان محتوا هستند که وظیفه اصلاح یا ویرایش آثار دیگران را بر عهده دارند. ویراستاران را از نظر نوع ویرایش به گروه‌های مختلفی نظیر ویراستاران ادبی و ویراستاران علمی تقسیم می‌نمایند.

خبر یا ماکت آماده چاپ

خبر به متنی گفته می‌شود که تمامی مراحل نگارش و ویرایش آن صورت گرفته باشد. نام دیگر خبر ماکت آماده چاپ می‌باشد. آماده سازی خبر از یک سو نقطه پایانی تولید محتوا و از سویی دیگر نقطه آغازی برای مرحله آماده سازی قبل از چاپ می‌باشد.

2.       آماده سازی فنی برای انتشار

دو اقدام اساسی که در مرحله آماده سازی انجام می‌گیرد حروف نگاری و صفحه‌آرایی است. از مهم‌ترین گروه‌های فعال در عرصه آماده‌سازی می‌توان به حروف‌چین ها، نمونه‌خوان ها، صفحه‌بندها، گرافیست‌ها و لیتوگراف‌ها اشاره کرد.

1-2- حروف نگاری که اولین مرحله آماده سازی است و تایپ نیز نامیده می‌شود.

2-2- نمونه خوانی به معنای کنترل کلمه به کلمه نمونه متن تایپی جهت جلوگیری از اشکالات تایپی و رفع آنها می‌باشد.

3-2- صفحه‌آرایی عمدتاً پس از مراحل حروف نگاری ، نمونه خوانی و اصلاح نهایی متن یا همزمان با آنها انجام می‌پذیرد. صفحه‌آرایی به معنای اصلاح متن از نظر فنی و ظاهری و آماده سازی آن برای لیتوگرافی و چاپ یا انتشار الکترونیکی می‌باشد. شکل نهایی تمام مطالب و متونی که در مجلات و سایر نشریات به چشم می‌خورد نتیجه کار صفحه‌آراست.

4-2- طراحی جلد: این مرحله توسط گرافیست‌ها انجام می‌پذیرد.

5-2- نمایه سازی می‌تواند به صورت دستی، ماشینی یا ترکیبی از این دو انجام گیرد. نمایه فهرستی از مهم‌ترین و کاربردی ترین واژه‌های متن می‌باشد که به ترتیب حروف الفبا نوشته می‌شود مهم‌ترین و متداول‌ترین نوع نمایه نمایه موضوعی یا کلیدواژه ای می‌باشد.

6-2- مرحله بعدی از مراحل آماده‌سازی برای انتشار و چاپ تهیه فهرست مطالب می‌باشد. در فهرست مطالب عنوان سرفصل‌های مختلف، بخش‌های اصلی و فرعی مطلب درج می‌گردد.

7-2- هفتمین مرحله آماده سازی مطالب مربوط به مراحل اداری و فنی برای دریافت مجوز انتشار می‌باشد.

8-2- لیتوگرافی: در این مرحله اعمال مربوط به فیلم، رتوش ، مونتاژ و کپی زینک انجام می‌گردد.

·         مرحله چاپ

چاپ و صحافی (انتشار): محصولات تولید شده نهایی به اشکال مختلفی توزیع می‌گردند که متداول‌ترین آنها به شکل چاپی و الکترونیکی است.

·         مرحله پس از چاپ

مرحله توزیع، تبلیغ، بازاریابی و فروش: این مرحله یکی از مراحل نهایی فرایند نشر می‌باشد.

تقسیم ‌بندی مراحل نشر بر اساس دیدگاه خانم فهیمه باب الحوائجی:

1.       پذیرش اثر: ناشران و پدیدآورندگان ، به صورت رسمی یا غیررسمی با یکدیگر آشنا می‌شوند برخی از ناشران که از سیاست‌های خاصی پیروی می‌کنند در مجامع فرهنگی، علمی، پژوهشی یا هنری شرکت می‌کنند تا پدیدآورندگان مورد نظر خود را برای انتشار آثار شان انتخاب‌کنند . گاهی نیز پدیدآورندگان در چنین مجامعی شرکت می‌کنند تا برای انتشار آثارشان ناشر پیدا کنند.

2.       آماده‌سازی: پس از آنکه پدیدآور اثر را به صورت دست نوشته ، ماشین شده یا دیسکت به نام ناشر تحویل می‌دهد ، ناشر یا همکاران او که در رأس آنها ویراستار قرار دارد ، اثر را ارزیابی می‌کنند. قوانینی راکه هر موسسه انتشاراتی برای حروف‌چینی، اندازه حروف رسم الخط فارسی، علائم نشانه‌گذاری و مانند آنها وضع می‌کند تا آثار خود را مطابق با آن قوانین منتشر نماید ، شیوه‌نامه می‌گویند.

3.       تولید فنی: شروع مرحله تولید فنی پس از اتمام همه مراحل ویرایش است و پایان آن آغاز کار چاپ کتاب درچاپخانه است. این مرحله شامل طراحی کتاب و جلد و حروف چینی، صفحه‌آرایی و تصویر‌گری کتاب است.

اجزای کتاب: هر کتاب از سه جزء اصلی تشکیل می‌شود: اجزای پیش از متن اصلی، متن اصلی ، اجزای پس از متن اصلی. اجزای پیش از متن اصلی: جلد، برگه سفید، صفحه نیم عنوان، صفحه عنوان، صفحه حقوقی هستند. متن اصلی کتاب متن اصلی فصل‌ها و زیر فصل‌ها و بخش‌های گوناگون کتاب است که تقدم و تأخر آنها با نظر پدیدآور، ویراستار و بخش طراحی تعیین شده است. اجزای پس از متن نمایه، پی افزودها یا ضمائم، کتاب نامه است.

1-3- طراحی: طراح با بهره‌گیری از ذوق هنری، فن روان‌شناسی، ابتکار عمل و حس زیبا‌شناختی میان بخش‌ها و اجزای گوناگون توازن، وحدت وتناسب ایجاد می‌کند. ویراستار کتاب را پس از ویرایش به بخش طراحی ارائه می‌دهد. طراح جای صفحات ، اندازه حروف و نوع آنها حاشیه‌ها و فضا‌های خالی صفحات ، محل و نوع و شکل تصاویر و جداول ، اجزای سه گانه کتاب و جلد و روپوش جلد را طراحی می‌کند.

2-3- حروف نگاری: پس از آنکه ، طراح اندازه و شکل حروف را پیشنهاد کرد و مورد توافق ویراستار یا ناشر قرار گرفت به بخش حروف چینی ارائه میشود. پیش از اختراع رایانه ، نوشته‌ها در چاپخانه حروف چینی میشدند ، اما در حال حاضر ، اغلب ناشران حروف چینی را با رایانه انجام می‌دهند.

3-3- صفحه‌آرایی: یکی از وظایف بخش تولید فنی و زیر بخش طراحی است. صفحه‌آرایی با دست یا با رایانه انجام می‌شود. طراح یا صفحه‌آرا به کمک نرم‌افزار‌های رایانه‌ای متن حروف‌چینی شده را صفحه‌آرایی میکند.

4-3- تصویرنگاری

5-3- طراحی جلد

قطع کتاب: یکی از کارهایی که در تولید فنی انجام می‌شود ، تعیین قطع کتاب است. قطع کتاب به معنی اندازه کتاب است و با توجه به اندازه سطح چاپ، طول سطر ، قطع کاغذ و برش‌های آن انتخاب می‌شود.

4.      چاپ:

این مرحله شامل سه بخش لیتوگرافی، چاپ و صحافی است.

5.      بازاریابی ،توزیع و فروش:

این امر ، در صدی (حداکثر ۳۰ درصد) از درآمد نشر را به خود اختصاص میدهد. چه بسا کتابهایی با ارزش که به دلیل عدم اطلاع رسانی یا توزیع نامناسب در انبارها می مانند ، بنابر این توزیع و فروش کتاب یک فرایند است که باید طبق برنامه ریزی درست و روش‌های علمی انجام شود . یکی از راههای توزیع درست ، بازار یابی است که طی آن بازار‌های مصرف ، شناسایی می شوند. امروزه معمولا بازار یابی قبل از انتشار انجام می‌شود. تبلیغ یکی از عوامل مؤثر در توزیع و فروش کتاب تبلیغ است.در بازار یابی نوع تبلیغات و چگونگی آن مشخص میشود. تبلیغ کتابتنها جنبه تجاری ندارد، زیرا کتاب یک کالای فرهنگی است . در واقع ، تبلیغ کتاب نوعی اطلاع رسانی فرهنگی است که موجب رونق بازار و تبادل و توسعه فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی یک جامعه می‌شود.

جمع‌بندی:

با توجه به مطالب ذکر شده می‌توان گفت: اولین و مهم ترین مرحله نشر تولید محتوا است، زیرا اگر ایده‌های بکر و ناب در ذهن نویسندگان پرورانده نشود هرگز نمی‌توان انتظار داشت که در مراحل آماده‌سازی و تولید فنی این نقصان جبران شود و مسلماً کتابی که اندیشه عمیقی در ورای آن وجود نداشته باشد و نتواند با موضوع و محتوای خود مخاطب را جلب کند به وسیله هیچ بازاریابی هم قابل فروش نخواهد بود، هر چند برای زیبایی ظاهری آن وقت و هزینه زیادی صرف شده باشد. در ایران هم مسلماً اگر کتاب‌هایی با موضوعات بدیع منتشر شود خوانندگان از آن‌ها استقبال خواهند کرد، هر چند گران بوده و یا درست توزیع نشده‌باشند.

مفهوم کایزن و روند اجرای آن در سازمان

مفهوم کایزن و روند اجرای آن در سازمان

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

مقدمه

قبل و بعد از جنگ جهانی دوم کالاهای ژاپنی به داشتن قیمت ارزان و کیفیت پایین‏ معروف بودند. این موضوع فقط مربوط به کالاهای تولیدی نبود بلکه خدمات عمومی‏ نیز در حد بسیار نازلی ارایه می‏شد. در چنین شرایطی تلاش‏های فراوانی در جهت بهبود کیفیت کالاها و خدمات آغاز گردید. روش‏های آماری کنترل کیفیت که توسط والتز شوهارت[1]‏ درآمریکا مورد استفاده قرار گرفته‌بود با نگرشی جدید در سال 1950 توسط ایشی‏کاوا به عنوان تضمین کیفیت به کار گرفته شد. پس از مدتی ژاپنی‏ها به این نتیجه‏ رسیدند که این روش باید متناسب با فضای فرهنگی و کاری ژاپن بهبود یابد، به همین‏ دلیل از سال 1965 میلادی روش‏های جدید کنترل کیفی ژاپنی که امروزه کایزن نامیده‏ می‏شود به‏طور وسیع در اکثر سازمان‌های تولیدی و غیرتولیدی ژاپن به اجرا درآمد.

یاسوتوشی واشی‏یو[2] نایب رئیس انجمن کیفیت ژاپن اظهار می‏دارد که عوامل متعددی در موفقیت شرکت‏های ژاپنی نقش‏آفرینی می‏کرده‏اند: ویژگی نخست این مدیریت دید بلند مدت ده ساله برای تبیین هدف‌های سازمان است ، دومین عامل بالا بودن سطح سخت‏کوشی و فرهنگ مردم ژاپن و سومین عامل یک‌دستی‏ ملت ژاپن و انگیزه‏های قومی ملی قوی می‏باشد. البته موارد فوق به‏ تنهایی عامل تغییر در ساختار صنعتی ژاپن نبوده است، بلکه عامل اصلی می‏تواند فعالیت‏هایی باشد که تحت عنوان کایزن در ژاپن صورت گرفته است.

 بر اساس مطالعات انجام‏ شده یکی از دلایل مهم‏ موفقیت اقتصاد ژاپن‏ مربوط به فلسفه کایزن‏ در سبک مدیریت آنها است. کایزن به مفهوم‏ بهسازی مستمر بر سه‏ بعد استوار است: بالا بردن کیفیت‏ محصولات و خدمات، به‏ صفر رسانیدن‏ ضایعات و تأمین‏ رضایت مشتری‏ از طریق‏ مدیریت‏ مشارکتی‏ براساس‏ پیشنهادات‏ کارکنان در قالب‏ گروه‌های کنترل‏ کیفی.

در نظام‏ کنترل گروهی که‏ مورد نظر این نوع‏ مدیریت‏ است کارکنان‏ پیشنهادات خود را جهت کاهش‏ هزینه ‏ها، جلوگیری‏ از آتش‏سوزی، بالا بردن کمیت و کیفیت‏ محصولات و خدمات، افزایش سرعت انجام‏ کار، انگیزش کارکنان، ارتباطات، رضایت مشتری، سهم بیشتر در بازار، افزایش‏ سود و...که در نهایت بهره‏وری را بالا می‏برد ارائه می‏دهند و در این‏ فرآیند مورد تشویق مدیریت قرار گرفته و پاداش می‏گیرند.



[1] Walter Shewhart

[2] Yasutoshi Washo

ادامه نوشته

پیشینه تبلیغات بازرگانی

پیشینه تبلیغات بازرگانی

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

مقدمه

برای تبلیغات تعاریف زیادی ذکر شده است که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می شود: تبلیغات عبارت است ازاطلاع دادن،پیام رساندن و اشاعه افکار، اطلاعات و بینشها در قالب نظام ارزشی متبوع. تبلیغات فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری در تصورات و باورهای او می باشد. تبلیغات ‌فرآيند روشمند ارايه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتريان‌ و ترغيب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌‌كنندگان‌ به‌ خريد كالاها و خدمات است. تبلیغات ارتباط و معرفي غير شخصي محصول يا خدمت از طريق حاملهاي مختلف در مقابل دريافت وجه براي مؤسسات انتفاعي يا غير انتفاعي، يا افرادي كه به نحوي در پيام مشخص شده‌اند است. واژه پروپاگاندا یا تبليغات را اولين بار در سال ١٦٢٢ ميلادي پاپ گريگوري در واتيكان به كار برد و سازماني با اين نام در كليساي کاتولیک آن زمان تشكيل شد.

تقسیم بندی تاریخ تبلیغات

·         دوره ارتباطات شفاهی

·         دوره ارتباطات نوشتاری-چاپی

·         دوره ارتباطات الکترونیکی

·         دوره ارتباطات دیجیتالی

دوره ارتباطات شفاهی

این دوره از عهد باستان تا نیمه دوم قرن 15 ادامه داشته است. حدود 500 سال قبل از میلاد سقراط، افلاطون و ارسطو در یونان روی فن سخنوری مطالعه می کردند. علم معانی بیان ارسطو تا امروز الگویی برای دانش پژوهان غربی بوده است. سیسرو در روم، بودا در هند، کنفوسیوس در چین ادامه دهنده راه فلاسفه یونانی بودند و استفاده از صداقت و بهره برداری از سخنوری و نوشتار برای هدایت مردم را سرلوحه آموزه های خود ساخته بودند. نخستین کانال های تبلیغاتی در این دوره جار زدن (توسط جارچی ها) و تابلوها بودند.

جارچی ها در یونان رسیدن کشتی ها وکاروان های تجاری، اسامی کالاها و صاحبان آنها را اعلام می کردند. درمصر نوازندگان ساز با جارچی ها همراهی می کردند که آنها را پایه گذاران نخستین رسانه برای اعلان عمومی دولتی می دانند. در قرون وسطی جار زدن حرفه ای سازمان یافته دارای صنف و رئیس بود. در نیمه قرن 17 چهارصد جارچی در پاریس با مجوز دولتی فعالیت می کردند. به دستور لویی هفتم، 12 جارچی در پاریس اتحادیه تشکیل دادند.

تابلوها: نشانه های خطی مربوط به معرفی نوعی مرهم متعلق به 3000 سال قبل از میلاد مسیح کشف شده است. در خرابه های شهر پمپی تابلوهایی برای معرفی نوع و قیمت کالاها، اشیاء گمشده و خانه های اجاره ای پیدا شده است. در عصر بیسوادی برای جلب توجه عامه از علائم استفاده می کردند. کاروان سراها در انتخاب نامهای جذاب مثل «سه سنجاب» یا «مردی در ماه» یا «سوراخی در دیوار» با هم رقابت داشتند.

در قرن 15 صنعت گران آسیایی و اروپایی اسم فروشنده یا صنعت گر را در قالب نشانه ها و تصاویر روی کالا کنده کاری می کردند. نشانه هایی به نام «کان بان» در ژاپن استفاده می شد که تابلوهایی از سنگ، سفال قرمز یا خرمایی در اطراف در یا پنجره مغازه یا کنار خیابان برای نشان دادن مکان، کالا یا شخصیت تاجر بود. به تدریج استفاده از عکس و نقاشی برای رقابت تبلیغاتی رایج شد مثلاً کاسه و اژدها نشان داروخانه، هلال نماد پزشک و جمجمه علامت خطر.

ازدیاد تابلوها در خیابان های لندن باعث گسترش آتش در سال 1866 شد. در لندن اعلاناتی دست نویس به نام «سیکویز» یا «if any body» پخش می شد که ابتدا توسط کشیش های جوان برای تبلیغ امور مذهبی به کار می رفت ولی بعداً توسط جویندگان خدمتکارمورد استفاده قرار گرفت.

دوره ارتباطات نوشتاری-چاپی

این دوره از نیمه دوم قرن 15 تا دهه پایانی قرن 19 م. می باشد. قدیمی ترین اطلاعیه نوشتاری مربوط به یک سردار مصری در هزار سال قبل از میلاد است که روی پاپیروس نوشته شده و در موزه لندن نگهداری می شود. نخستین آگهی بازرگانی چاپی در سال 1478 م. از سوی «ویلیام کاکستون» منتشر شد که مربوط به مقررات کلیسا بود.

در روزنامه ها و مجلات «پیغامهایی برای خریداران» چاپ می شد که آگهی های تقاضای کار، خرید و فروش بردگان، اعلام موجودی کالا، تبلیغ وسایل آرایشی،قهوه و دارو بودند. در سال طاعون لندن داروی تقویتی در قابل آلودگی هوا تبلیغ می شد. در آگهی های این دوره ابزار تاکید شامل یک دست، ستاره یا ذکر کلمه «توجه» به چشم می خورد، ولی به دلیل افزایش بیش از حد این تصاویر، در اوایل قرن 18 چاپ آنها در روزنامه ها ممنوع شد.

در قرن 18 افزایش تعداد با سوادان منجر به شکوفایی نشریات شد. نخستین روزنامه صبح انگلیس به نام «دیلی کورانت» در سال 1702 م. منتشر شد، بعد از آن روزنامه «تاتلر» در سال 1702 و «اسپکتیتور» در سال 1711 منتشر شد.. با وجود مالیات های روزانه بر تبلیغات از سال 1712 م آگهی های روزنامه ای افزایش یافتند، البته این آگهی ها بدون تصویر بودند و برای مشتریان دائمی روزنامه ها یعنی «ثروتمندان» چاپ می شدند.

در اواسط قرن 18روزنامه های «تبلیغ گران» در انگلیس و متصرفات آن در آمریکای شمالی منتشر می شد که برای تامین بخشی از هزینه های انتشار، قسمتی از این روزنامه ها به آگهی اختصاص یافته بود. پیشگامان درج این آگهی ها در آمریکا: «جان پیتر زنگر » ناشر «نیویورک ژورنال» و «بنجامین فرانکلین» ناشر «پنسیلوانیا گازت» بودند. در قرن 19 در انگلیس و آمریکا روزنامه های «پنی پرس» منتشر می شد که رسانه هایی جنجالی برای انتقال اطلاعات بازرگانی بودند.

مالیات بر تبلیغات اولین بار در انگلیس در سال 1712 م. وضع شدکه یک شیلینگ برای هر اعلامیه بود. مالیات به علاوه عوارض تمبر، ابزاری در دست دولتها برای جلوگیری از رشد روزنامه ها بود. آغاز جنگ های ناپلئونی باعث رکود اقتصادی در اروپا شد. عوارض تمبر 4 پنی برای هر صفحه و مالیات بر تبلیغات 3 شیلینگ و 6 پنی برای هر صفحه بود. بعدها با لغو مالیات بر تبلیغات در سال 1853 و لغو عوارض تمبر در سال 1855 شمارگان روزنامه ها و تعداد آگهی ها به سرعت افزایش یافت.

در سال 1837 م. قانون ممانعت از چسباندن اعلامیه بدون رضایت مالک، در انگلیس تصویب شد. در سال 1862 انجمن اعلامیه- پوستر بریتانیا با در اختیار داشتن دیوارهای موقت برای نصب اعلامیه تشکیل گردید. در زمان ملکه ویکتوریا اعلامیه های دستی (غیر الصاقی) در خیابان ها توزیع می شد، روش دیگر فرستادن صدها کارگر موقت پلاکارد به دست به خیابان ها بود که به دلیل ایجاد مزاحمت در رفت و آمد در 1853 م. ممنوع شد.

دوره ارتباطات الکترونیکی

این دوره از دهه پایانی قرن 19 تا دهه پایانی قرن 20 را شامل می شود. برقراری ارتباطات راه دور از طریق اختراع تلگراف در سال 1832 م. توسط ساموئل مورس، اختراع تلفن در سال 1876 م. توسط الکساندر گراهام بل و توماس واتسون، توسعه وسایل حمل و نقل مثل راه آهن و اختراع دستگاه ارتباطات بی سیم و رادیویی در سال 1895 م. توسط مارکنی میسر شد. «موج دوم تجدد» یعنی ورود از کهکشان گوتنبرگ به کهکشان مارکنی طبق نظریه مارشال مک لوهان در این دوره رخ داد. فناوری عکاسی، فیلمبرداری، دستگاه های گرامافون و ضبط صوت، رادیو و تلویزیون همه به کمک صنعت تبلیغات آمدند.

در دهه 1930 «مراکز تهیه و نشر آگهی» توسط دلالان صفحات آگهی نشریات تاسیس شدند که باعث تسهیل ارتباط دنیای تجارت و وسایل ارتباط جمعی و کمک های خلاقانه و کاربردی به مشتریان شد. توسعه وسایل ارتباط جمعی و انتشار آگهی لازم و ملزوم یکدیگرند. نشر آگهی به یک نهاد اجتماعی، پیونددهنده سه بنیاد اصلی جامعه: تولید ملی، وسایل ارتباط جمعی و قدرت مصرف عمومی تبدیل شد.

در این دوره پدیده تولید انبوه با شعار «همواره زیاد شدن» ظهور یافت و کار دستمزدی جایگزین امرار معاش سنتی شد. افزایش وسعت بازارهای مصرف و کاهش درآمد و قدرت خرید مردم در شرایط بحران اقتصادی سالهای 1894-1873 م. نیاز به تبلیغات بازرگانی نوین را باعث شد.همچنین مدارس دولتی، برای فرزندان کارگران تاسیس شده و قوانین ویژه برای اجباری کردن مراحلی از آموزش تصویب شد، در نتیجه تعداد بیسوادان در اروپا و آمریکا کاهش یافت.

پیدایش آژانس های تبلیغاتی

نخستین موسسه تبلیغاتی در دهه 1840 م. توسط «پالمر» در فیلادلفیای آمریکا تاسیس شد. نام این آژانس «بنگاه تبلیغاتی روزنامه محلی» بود. این آژانس ستون های روزنامه های محلی را خریداری کرده و ضمن محاسبه 15% دستمزد، آن را اینچ اینچ به صاحبان کالاها می فروخت. سپس بنگاه «جرج. پی. راول» در بوستون و «ان. دبلیو. آیر وپسران» در فیلادلفیا تاسیس شد. وظیفه آژانس های تبلیغاتی در این دوره ایجاد و طرح علایم تجاری، نوشتن متن آگهی ها، ترسیم عکسها و نقشهای تبلیغاتی، انتخاب حروف چاپی آگهی، تجزیه و تحلیل بازار، طرح ریزی، ایجاد و اجرای کامل مبارزات رقابتی و دریافت کارمزد از آگهی دهنده، آگهی گیرنده یا هر دو بود.

موسسه های تبلیغاتی باعث ایجاد یک روش منظم تثبیت شده در تبلیغات بازرگانی شده و مدخلی برای راهیابی تولیدات شهری به شهرستانها و روستاها ایجاد کردند، آنها مبلغانی برای بازاریابی استخدام کرده و برای صنعت تبلیغات بازرگانی ایجاد استقلال نمودند.

گامهای تکاملی تبلیغات بازرگانی در این دوره

1704 م. : چاپ اعلان های دسته بندی شده در روزنامه ها به صورت ستونی

1833 م. : نصب دستگاه های فروش مطبوعات سکه ای و ظهور روزنامه های یک پنی

1849 م. : تاسیس اولین کارگزاری برای تهیه آگهی های حراج

1871 م. : تاسیس اولین آژانس رسمی آگهی های بازرگانی

1887 م. : رواج چاپ آگهی در مجله ها

1895 م. : استفاده از چاپ تصاویر در تبلیغات بازرگانی

نقش رادیو و تلویزیون در توسعه تبلیغات بازرگانی

پخش برنامه های رادیویی در دهه 1920 آغاز شد. سرعت، تداوم و وسعت انتشار، ترکیب سه عنصر کلام، موسیقی و افکت، ارزان و ساده بودن دریافت و تولید پیام، نیاز نداشتن به سواد، پیام رسانی بدون مزاحمت برای دیگر فعالیت های مخاطبان، امکان استفاده نابینایان ویژگی هایی بودن که باعث محبوبیت رادیو شدند.

اولین ایستگاه رادیویی تجاری به نام Kaka در ایالت پنسیلوانیا تاسیس شد و سپس ایستگاه NBC در سال 1926 در آمریکا به وجود آمد. انگلیس از دهه 1930 تحت پوشش رادیوهای تجاری قرار گرفت. دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوره شکوفایی اقتصاد آمریکا بود و در این دوره پژوهش های زیادی در زمینه تاثیر تبلیغات بر افکار عمومی و تبلیغات سیاسی صورت گرفت و رادیو به عنوان رسانه ای تاثیر گذار برای پژوهشگران و ابزار اجرای تبلیغات مورد توجه واقع شد.

 تلویزیون در دهه 1950 ظهور یافت و پخش نخستین آگهی های 30 و 60 ثانیه ای در سال 1960رویدادی مهم در تبلیغات تلویزیونی به شمار می رود. یکی از عوامل اصلی مصرف زدگی در جوامع امروزی همین تبلیغات تلویزیونی است.

شرکتهای تبلیغاتی روی پخش ماهواره ای شبکه های تلویزیونی سرمایه گذاری می کنند. شبكه هاي ماهواره اي تحت كنترل دولت ها نيستند. برترين اين شبكه ها، از نظر آگهي شبكه «اسكاي» است كه در اغلب كشورها، حضور دارد. صاحب اين شبكه، «روبرت مرداك» در سال 1993، ماهواره «استار» را نيز خريداري كرد كه جمعاً، 450 ميليون نفر را از مصر تا مغولستان، پوشش مي دهد. شبكه ماهواره اي «ام.تي.وي» 250 ميليون مشترك را در بيش از 60 كشور جهان و كانال «ديسكاوري»، 87 ميليون مشترك را در بيش از 90 كشور دنيا پوشش تصويري مي دهند. زبان انگليسي، زبان اصلي اغلب ماهواره هاست، ولي در عين حال، حركت به سوي محلي كردن ماهواره ها نيز آغاز شده است.

دوره ارتباطات دیجیتالی

از دهه پایانی قرن 20 به بعد این دوره شکل گرفت. رسانه های جدید عامل اصلی انتقال از جامعه ای وابسته به کشاورزی و صنعت به جامعه ای به قول «دانیل بل» جامعه اطلاعاتی بودند. اختراع رایانه های کوچک و پرسرعت در دهه 1980 و راه اندازی شبکه جهانی اینترنت باعث شکل گیری نوع جدیدی از ارتباطات شد. دو یا چند سویه بودن ارتباط به صورت زنده و در سطح جهانی و شکل دهی اطلاعات طبق سلیقه کاربر از مزایای ارتباط اینترنتی است. رسانه های متعامل و چند رسانه ای ها حاصل سرمایه گذاری مشترک شرکت های رادیو و تلویزیونی، تلفن، تلویزیون کابلی و شرکت های نرم افزار رایانه ای است که در این دوره شکل گرفت.

تاریخچه تبلیغات در ایران

 نخستین وسایل آگهی رسانی در ایران را نصب تابلو و جارچیها بیان كرده‌اند. آگهی در رسانه های جمعی ایران از دیوارکوب شروع شد و به نشریه های ادواری، کتاب، سینما، رادیو و سرانجام تلویزیون رسید. پیشینه آگهی در مطبوعات ایران را عهد ناصرالدین شاه قاجار می‌داند. نخستین آگهی كه در مطبوعات عهد ناصری درج شد، به سفارش یك تاجر فرنگی به نام "موسیو روجیاری" است كه در شماره ششم روزنامه وقایع‌اتفاقیه (سال 1267) مندرج است.

در عهد قاجار، آگهی، حداقل سه نام داشت: اعلانها و اشتهارنامه که مورد قبول عامه قرار نگرفت. اعلان که مصدر باب افعال است به معنی آشکار شدن و علنی ساختن. به دنبال تشکیل فرهنگستان ایران در سال ۱۳۱۴ واژه آگاهی جایگزین اعلان شد. سرپاس مختاری رییس وقت اداره کل شهربانی طی نامه ای از ریاست وزرا درخواست کرد که چون کلمه آگاهی برای تأمینات اداره کل شهربانی تعیین شده است به تمام وزارتخانه ها و دوایر دولتی دستور صادر شود که از استعمال کلمه آگاهی به جای اعلان خودداری نمایند، لذا از این پس آگهی جای آگاهی را گرفت.

آگهی های تجاری واقعی در ایران

اولین بار در ایران، آگهی های تجاری واقعی توسط روزنامه اطلاعات در دهه اول بعد از سال 1300 هجری شمسی منتشر شد. در این دوره سینماها پخش آگهی های بازرگانی را از طریق تهیه و نمایش اسلاید (شیشه سینمایی) قبول می کردند. اولین مؤسسه تبلیغاتی به نام «كانون آگهی زیبا» در سال 1316 شمسی توسط آقای معزی تاسیس شد که بعداً آقای حمزه نعمتی کار آن را ادامه داد. این موسسه در اتحادیه مؤسسات تبلیغاتی انگلستان و اتحادیه بین المللی تبلیغات ایالات متحده عضویت داشت. اداره کل تبلیغات و انتشارات توسط عیسی صدیق در خانه سیدالعراقین تأسیس شد.

از سال 1325 خورشیدی به بعد، طرح های جالب آگهی روزنامه ها و مجلات از طریق مؤسسات اروپایی و آمریكایی به دست شركتهای بازرگانی واردكننده كالاهای خارجی در ایران می رسید و در ایران فقط متن آنها به فارسی برگردانیده می‌شد و چاپ می گردید. این قبیل كارهای تبلیغاتی را افرادی انجام می‌دادند كه هنوز دفتری به نام مؤسسه تبلیغاتی نداشتند و در این زمان این قبیل فعالیتهای تبلیغاتی را ضمن حرفه خبرنگاری و روزنامه نویسی خود انجام می دادند. یكی از معروف ترین این افراد آقای اسحاق فنری بود كه بعداً یك دفتر تبیلغاتی به نام آژانس “هاواس” تاسیس كرد. این دفتر بعدها به مؤسسه تبلیغاتی “فنری” تغییر نام داد.

هفته نامه پرتیراژ "مرد امروز" كه مدیر آن محمد مسعود، دوره روزنامه نگاری را در بلژیك طی كرده بود، با چاپ صفحات متعدد آگهی كه گاهی قطع آن به یك چهارم صفحه روزنامه می رسید، اتكاء مالی به آگهی های تجاری را برای تامین بخشی از هزینه های یك هفته نامه غیر دولتی متداول كرد. از سال 1335 طرح های تبلیغاتی كم كم رنگ و بوی ایرانی به خود گرفتند و از ضرب المثل های ایرانی و عبارت های مانوس مردم ایرن بیشتر استفاده شد. در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی در تهران ۱۸ کانون آگهی مشغول فعالیت بودند.

تبلیغات در ایران از دهه ۴۲ تا ۵۲

پس از قیام مردمی ۱۵ خرداد 42، وزارت اطلاعات تأسیس شد و به دنبال آن تلویزیون دولتی که در آغاز «سازمان تلویزیون ملی ایران» نامیده می شد ایجاد گردید و چند سال با ادغام رادیو در آن، عنوان «سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران» به خود گرفت. در پی این تحولات سازمان های تبلیغاتی به منظور حفظ و حمایت از حقوق خود و تحکیم اصول همکاری بین افراد صنف و به منظور بهبود وضع خود، اتحادیه ای به نام «اتحادیه دارندگان سازمان های تبلیغاتی»، تشکیل دادند. اولین جشنواره فیلم های تبلیغاتی نیز در سال ۱۳۴۹ در شیراز برگزار شد.

تبلیغات بازرگانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ فعالیت شرکت های تبلیغاتی عملاً به نوعی متوقف شد. سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ شور و شوق انقلابی سراسر کشور را فرا گرفته بود و از نظر روان شناسی یک نوع بی نیازی به لحاظ شعارهای اولیه انقلاب بین مردم وجود داشت، این بی نیازی از مسایل اقتصادی با ارایه روحیه همکاری به تعاون، مساعدت، کمک و اطمینان و اعتماد به آینده بهتری، معنی پیدا می کرد که این موضوع منجر به کم رنگ شدن فعالیت های تبلیغاتی شد.

با شروع جنگ تحمیلی عمده فعالیت و نظر رسانه های داخلی بر محور اخبار مربوط به دفع تهاجم دشمن و حفظ کشور شد، در این دوران با نگرش خاص احزاب، سازمان ها و گروه های مختلف کشور روی این رویداد مهم، فضای جامعه بر فضای بدون تبلیغات بازرگانی مبدل شد و تبلیغات به طور طبیعی در اختیار جنگ قرار گرفت.

تبلیغات بازرگانی پس از جنگ تحمیلی

با خاتمه جنگ تحمیلی و با آغاز دوران سازندگی و رشد فعالیت های اقتصادی در سال های ۷۰ - ۶۹ تبلیغات تجاری افزایش چشمگیر و قابل توجهی یافت، به طوری که در مدت دو سال، توجه مسؤولان معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بخود معطوف کرد. این معاونت از سال ۱۳۷۲ امر ساماندهی فعالیت کانون های تبلیغاتی را مطابق وظایف قانونی خود در دستور کار قرار داد. اداره کانون های تبلیغاتی تشکیل و موظف به ساماندهی موضوع تبلیغات بازرگانی و امور مربوط به آن شد.

فعالیت های اداره کانون های آگهی و تبلیغات بازرگانی

اداره کانون های تبلیغاتی پس از تشکیل، ابتدا نسبت به شناسایی کانون های فعال که به طور غیرقانونی در سطح کشور به ویژه تهران فعالیت داشتند، اقدام نمود. این اداره در اولین گام با اعلام موجودیت و پذیرش تقاضا برای صدور مجوز، بیش از هفتصد کانون را مورد شناسایی قرار داد و با تکیه بر اهداف فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران به سر و سامان دادن آنها پرداخت. در حال حاضر صدور مجوز فعالیت برای کانونهای آگهی توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ها انجام می شود.

طی ا ین سال ها اداره کانون های آگهی و تبلیغات بازرگانی با تدوین دستورالعمل های پیشنهادی و ارسال آن به کمیته مرکزی سازمان های تبلیغاتی (که عالی ترین مرجع رسیدگی به امور تبلیغات بازرگانی کشور است) پس از تصویب برخی دستورالعمل ها در کمیته مذکور و ارسال این مصوبات و آیین نامه ها به وزارتخانه ها و مراجع ذیربط، سعی در ملتزم نمودن مؤسسات تبلیغاتی به رعایت مفاد قانونی آیین نامه و سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته است.

هم اکنون اداره کانون های آگهی و تبلیغات بازرگانی که بخشی از اداره کل تبلیغات و اطلاع رسانی معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی است برای ایجاد هماهنگی دقیق و اعمال منظم سیاست ها اقدام به جمع آوری آمار و اطلاعات قابل اعتماد از کمیت و کیفیت شرکت های تبلیغاتی کرده است چنانکه از سال ۱۳۷۳ تا پایان سال ۱۳۸۴ طبق آمار بدست آمده در مجموع ۳۵۶۴ هزار کانون تبلیغاتی در سراسر کشور مشغول فعالیت هستند.

ساز و کارهای بهره‌برداری از فناوری نانو در صنعت کاغذ

ساز و کارهای بهره‌برداری از فناوری نانو در صنعت کاغذ

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

    صنعت کاغذ و مقوا سازی ، صنعتی سرمایه بر است وزمان لازم برای به کارگیری فرایندهای جدید در آن عموما بسیار زیاد است . با این شرایط ، تعویض تجهیزات پرهزینه فقط هنگام بازسازی های عمده و راه اندازی خطوط تولید جدید صورت می گیرد . تا کنون تنها تعداد اندکی از کاربردهای فناوری نانو در صنعت کاغذ به کار گرفته شده است که یکی از مشهورترین آنها استفاده از نانو/ میکرو ذرات (سیلیکای کلوئیدی ، هیدروکسید آلومینییم کلوئیدی ) به صورت ترکیب با پلی الکترولیت های کاتیونی است . کلیه این فناوری ها از دهه 80 آغاز ومحصولات جدید ، در دهه 90 توسعه یافته اند . دیگر فناوری های در حال توسعه شامل استفاده از حفاظ های نانو کامپوزیتی برای استفاده در بسته بندی غذا و عایق های روغن و چربی است . فناوری نانو را می توان پل ارتباطی ماشین آلات کاغذ سازی وسایر تجهیزات فرایندی به شمار آورد . می توان نانو فیلتراسیون را در تصفیه آب های فرایندی ( مورد استفاده در ماشینها ودستگاههای آسیابی تولید کاغذ ومقوا ) به کار برد و از نانو روکشهای ضد خش برای تولید پرس ها ونیز ساخت اجزای مختلف ماشین آلات کاغذ سازی استفاده کرد .

    1 - وضعیت کنونی کاغذ سازی و بسته بندی با نانو

    صنعت کاغذ و مقواسازی، صنعتی سرمایه بر است و زمان لازم برای به کارگیری فرایندهای جدید در آن عموماً بسیار زیاد است. با این شرایط، تعویض تجهیزات پرهزینه فقط هنگام بازسازی های عمده و راه اندازی خطوط تولید جدید صورت می گیرد. تاکنون تنها تعداد اندکی از کاربردهای فناوری نانو در صنعت کاغذ به کارگرفته شده است که یکی از مشهورترین آنها استفاده از نانو/ میکرو ذرات (سیلیکای کلوئیدی، هیدروکسید آلومینیوم کلوئیدی) به صورت ترکیب با پلی الکترولیت های کاتیونی است. کلیه این فناوری ها از دهه80 آغاز و محصولات جدید، در دهه 90 توسعه یافتنه اند. دیگر فناوری های در حال توسعه شامل استفاده از حفاظ های نانوکامپوزیتی برای استفاده در بسته بندی غذا و عایق های روغن و چربی است.

    فناوری نانو را می توان پل ارتباط ماشین آلات کاغذ سازی و سایر تجهیزات فرایندی به شمار آورد. می توان نانوفیلتراسیون را در تصفیه آب های فرایندی (مورد استفاده در ماشین ها و دستگاه های آسیابی تولید کاغذ و مقوا) به کاربرد و از نانوروکش های ضدخش برای تولید پرس ها و نیز ساخت اجزای مختلف ماشین آلات کاغذ سازی استفاده کرد.

    40 درصد از کاغذ و مقوای تولیدی اروپا در بسته بندی به کار می رود. نقش مواد کاغذی اساساً استحکام بخشیدن به بسته بندی و در درجه دوم ایجاد ظاهری زیبا برای آن است. روکش بسته بندی های استاندارد کاغذی را می توان با استفاده از ترکیب فناوری های مختلفی مانند لایه لایه سازی/ اکستروژن (lamination/extrusion)، متالیزاسیون(metallization) و روکش دهی انتشاری (dispersion)، به دست آورد. روکش دهی انتشاری مقوا، روشی است که می توان به طور توأم با روش لایه لایه سازی/ اکستروژن به کار برد. اگرچه روکش دهی انتشاری به شیوه سنتی، با قابلیت تولید انبوه است، اما برای تولید مناسب نیست. هم اکنون پیشنهادهای جدید در مورد روش روکش دهی انتشاری مانند روکش دهی های خشک و روش های پلاستی سُل (Plastisol) در حال توسعه اند. روکش های رنگدانه ای به صورت سنتی و قالب زنی سطحی از جمله روش هایی است که به دلیل برخی ویژگی های خاص حفاظتی برای بسته بندی مواد استفاده می شود.

    قابل ذکر است که در صورت استفاده از نانوکامپوزیت های پایه رسی در غشاءها و روکش ها، خواص محافظتی بسیار مطلوب و پیشرفته ای به دست می آید که این مقوله هم اکنون بخش مهمی از فعالیت های تحقیق و توسعه را به خود اختصاص داده است.

    بسته بندی هوشمند نیز از زمینه های بسیار مهم تحقیق و توسعه است. با ورود خصوصیات هوشمند به فرایند چاپ، مثلاً با استفاده از جوهرهایی که عملکردهای دلخواهی را به کاغذ می بخشد، تولید مواد بسته بندی مناسب، امکان پذیر خواهد بود. در حال حاضر، چندین فناوری برای ایجاد ویژگی های جدید در محصولات کاغذی، مانند تعبیه انواع مختلف آشکارسازها بر روی محصولات کاغذی، با استفاده از فناوری های چاپ مدرن با همراه جوهرهای ویژه و پلیمرهای رسانا، در حال بررسی است.

    2 - چالش ها صنعت کاغذ و فواید نانو

    با شرایطی که بدان اشاره شد، صنعت کاغذ با چالش هایی روبه رو است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:

کاهش مقدار مواد خام و افزودنی های مورد نیاز برای دستیابی به ویژگی های مورد نیاز در کاغذ؛بسط حوزه کاربرد کاغذ از طریق جزء جزء کردن فیبرها؛

و فناوری لایه بندی صفحات؛اصلاح شیوه تشکیل، نگهداری و کنترل مواد زائد آنیونی از طریق افزودنی های جدید به کاغذ؛ و کنترل خواص و مشخصه های سطحی فیبرها؛ توسعه فناوری های روکش دهی ساختاری به منظور چاپ بهبود یافته و افزایش کارکرد سطوح کاغذی؛

توسعه روکش های محافظ برای افزایش مقاومت مقوا در برابر آب، چربی و گاز؛

ایجاد ابزارهای هوشمند شامل حسگرها و الکترونیک مولکولی برای خدمات بسته بندی و سیستم های منطقی؛

حصول بازارهای جدید برای کاغذ؛ و برچسب گذاری به منظور تسهیل روند اصلاح و بازیافت فیبرها.

بهبود ویژگی های عملکردی چوب و همزمان با آن، حفظ جنبه های زیبایی ظاهری محصولات چوبی جامد؛

    امکان های جدید به منظور غلبه بر ویژگی هایی از چوب که موجب نامرغوبی آن می شود مانند:

·         نفوذپذیری در برابر رطوبت؛

·         پوسیدگی میکروبی؛

·         پوسیدگی در اثر حرارت؛

·         انواع جدیدی از چسب ها و روکش های سطحی با مقاومت افزایش یافته برای:

·         شرایط متفاوت رطوبتی؛

·         شرایط متفاوت آب و هوایی؛

·         قرارگیری در معرض اشعه فرابنفش؛

·         ترکیب محصولات چوبی با دیگر مواد مورد کاربرد در فناوری های جدید؛

·         بهبود عملکرد چوب در برابر آتش به منظور حفظ خواص عملکردی ذاتی چوب، اثرات اکوسیستمی و نیز تقویت منابع مواد خام تجدید پذیر؛

·         آزادسازی تدریجی ترکیبات ضد میکروبی

    3 - فرصت های فناوری نانو در فیبرهای مقوایی (پیوندزنی فیبرها با ماکرومولکول های طراحی شده)

    اخیراَ راهبردهای پلیمر یزاسیون به گونه ای گسترش یافته اند که ساخت پلیمرهای مجزا و یا ترکیبی با ساختارهای کنترل شده، دقیق و بدون نقص را امکان پذیر نموده اند. سنتز پلی آمینو اسیدها و یا پروتئین ها و پپتید های مصنوعی با استفاده از روش های بازسازی شده، پلیمریزاسیون حلقه گشایی (ring-opening) لاکتون ها و لاکتیدها، و پلیمریزاسیون رادیکالی کنترل شده مونومرهای وینیل مانند پلیمریزاسیون (ATRP) و پلیمریزاسیون RAFT از آن جمله اند. با این روش های جدید، سنتز زنجیره های پلیمری با ساختار مولکولی مشخص، امکان پذیر می شود. به عنوان مثال ATRP را می توان برای پیوند زدن مونومرهای وینیل به سطوح سلولزی، که به وسیله آغازگرهای محدود کننده سطح مانند برومواسترها فعال شده اند، به کار برد.

    چنانچه بتوان پلیمرهایی با کارکرد مناسب و طراحی شده را به سطح فیبرها متصل نمود، فیبرها هم با سیالات آلی و هم با آب سازگار می شوند و این عمل برای فیبرهای مقوایی به خصوص برای کاربردهای ویژه ای مانند کامپوزیت های تقویت شده فیبری، بسیار ایده آل است.

    4 - اصلاح فیبرها با استفاده از خود آرایی

    در اواخر دهه 90 کشف شد که با استفاده از اصلاح سطوح به وسیله پلیمرها یا نانوذرات با بار مخالف، امکان تشکیل لایه های نازک خودسامان کنترل شده، روی زیرلایه های جامد وجود دارد.

    از آن زمان به بعد تحقیقات نظری قابل ملاحظه ای روی این موضوع عملی، متمرکز شد و امروزه وسایل ساطع کننده نور و لایه های با برهم کنش الکترونیکی یا شیمیایی از دستاوردهای این تحقیقات است. همچنین ثابت شده است که این روش را می توان برای تولید فیبرهای سلولزی و فیبرهای رسانا به کار برد.

    روش دیگری نیز برای هنگامی که سطوح با استفاده از کمپلکس های پلی الکترولیتی (PEC) به عمل می آیند توسعه داده شده است. با این روش، عملکردی تقریباً مشابه روش پلی الکترولیت چند لایه ای (PEM) امکان پذیر می شود که در این روش تعداد مراحل نصف مراحل روش قبلی است. همچنین می توان پلی الکترولیت ها و نانوذرات را با هم ترکیب نمود و در نهایت ذرات بسیار کوچک تری به دست آورد. با توجه به گسترش سریع نانوذرات می توان محصولاتی چوبی تولید کرد که دارای دامنه خواص وسیعی هستند.

    ترکیب انواع جدید پلی الکترولیت ها، روش های پلیمریزاسیون و انواع پلیمرهای خود ساخته، فرصت های قابل توجهی را در هر دو زمینه PEC و PEM پیش روی ما قرارمی دهد. همچنین اخیراً ثابت شده است که رسوب دادن انواع مختلفی از ترکیبات اسیدی سیلیس دار درون دیواره فیبرها، روش بسیار مؤثری برای ایجاد یک ساختار از پیش تعیین شده و نیز افزودن خواص عملکردی اساسی و ویژه به فیبرهاست.

    5 - اصلاح فیبرها با استفاده از آنزیم ها

    در دهه اخیر، آنزیم های تک عضوی زیادی به صورت تجاری تولید و در دسترس قرار گرفته اند. این آنزیم ها قادر به اصلاح و یا کاهش میزان انتخاب پذیری بالای سلولز بوده و کاربردهای فنی بسیار گسترده ای در مواد شوینده و فرایندهای ویژه ای مانند جوهرزدایی در صنعت کاغذ پیدا نموده اند. با استفاده از آنزیم های تک عضوی، انجام اصلاحات سطحی ویژه روی فیبرها، به منظور فعال نمودن و تغییر خواص آنها با روش های متداول امکان پذیر می شود.

    می توان روش های آنزیمی را در تلفیق با روش های فیزیکی و شیمیایی برای ساخت موادی با عملکرد بسیار بالا و قابل استفاده در محصولات تعاملی به کار برد. آنزیم ها ابزارهای ایده آلی برای تولید فیبرهای زیست تعاملی هستند.

    آنزیم سلوبایوز د هیدروژناز، مورد مناسبی برای کاربرد در حسگرهای زیستی آمپرسنج است. این آنزیم در ترکیب با لایه های سطحی رسانای فیبرهای چوبی، یک حسگر زیستی آمپرسنج کاغذی را به وجود می آورد.

    اطلاعات رو به گسترش در مورد ریزساختار چوب و سایر مشتقات آن، که در طی پنج سال اخیر جمع آوری شده است را می توان همراه با فناوری زیست تقلید (biomimetic)، برای ساخت موادی با عملکرد بالا و بی نظیر مانند فیبرهای تعاملی به کار گرفت. همچنین از سلولزهای میکروفیبری که از طریق یک روش فعال سازی آنزیمی تولید می شوند برای ساخت نانومواد کامپوزیتی با شکل و کاربردهای جدید استفاده کرد.

    کاربرد دیگر فناوری زیست تقلید، تولید چوب پنبه مصنوعی (پلیمر گیاهی موجود در ریشه و پوست درخت)، است که می توان از آن به عنوان مقاوم ترین و آبگریز ترین ماده چوبی نام برد. این ماده را می توان با استفاده از محصولات جانبی صنعت کاغذسازی پلیمریزه کرده، و آن را برای ساخت مواد ضد رطوبت - مناسب برای استفاده در گوشی های همراه- به کار برد.مثال آخر، کاربرد زایلوگلوکان در اصلاح آنزیمی سلولز به منظور ساخت شبکه های فیبری است.

    6 - بسته بندی های تعاملی

    محصولات الکترونیک چاپی طی 15 سال اخیر پیشرفت چشمگیری نمودند و هم اکنون نیز با سرعت فوق العاده ای در حال گسترش می باشند. از جمله بازارهای الکترونیک چاپی می توان به بسته بندی های هوشمند، نمایشگرهای کاغذی پیشرفته، حسگرها و اسباب بازی های تعاملی با مبنای کاغذ های ساده برای بچه ها اشاره کرد.

    پیشرفت در این زمینه به حدی است که امکان ساخت نمایشگرها/OLEDS، ترانزیستورها OTFTS برای کاربرد در مدارهای منطقی ساده، دکمه های فشاری برقی، حسگرها و آنتن های کاغذی را فراهم آورده است.

    7 - روکش های عملکردی

    در حوزه فناوری روکش دهی، حداقل دو زمینه بسیار وسیع وجود دارد که عبارتند از: روکش های میکرو و نانوساختاری و روکش های نانوکامپوزیتی.

    روش روکش دهی تیغه‌ای (blade coating) یک شیوه متداول در صنعت کاغذسازی است. در این روش هیچ ساختار خاصی تشکیل نمی شود؛ زیرا فشار بالای تیغه موجب شکسته شدن تعاملات کلوئیدی در طی فرایند روکش دهی می شود.

    فناوری های جدید روکش دهی مانند روکش دهی پاششی و روکش دهی اکستروژنی/ غشائی، زمینه را برای روکش دهی میکرو و نانوساختاری فراهم آورده اند. کاربردهای این فناوری چند منظوره است؛ روکش دهی ساختاری می تواند روکش های حجیمی را با خواص بسیار ممتاز و ویژگی خشک کنندگی سریع جوهر ایجاد نماید. ساختار سطح روکش ها زمینه هایی از ساخت سطوح مافوق آبگریز و مافوق جاذب برای کاربردهای بسیار گسترده ارائه می دهد.

    در روکش های نانوکامپوزیتی از ناهمسان گردی بسیار زیاد نانورس ها برای افزایش مقاومت روکش ها در برابر آب، چربی و گازها استفاده می شود. روکش های نانوکامپوزیتی قادر به ایجاد لایه های بسیار نازک، فوق العاده مستحکم و ضد خراش هستند.

    با استفاده از نانوذراتی مانند دی اکسید تیتانیوم می توان روکش هایی مقاوم در برابر اشعه فرابنفش یا دیگر پدیده های نوری خاص تولید کرد.

    8 - موانع فناوری نانو در بسته بندی و ساخت کاغذ و مقوا

    ابداع فناوری های جدید، خود می تواند موانعی در بخش های بعدی ایجاد کند. برای مثال توسعه نانوروکش ها، خود مستلزم ایجاد برخی تغییرات در فناوری چاپ همچون تغییر فرمولاسیون جوهرهاست. این امر برای یک زنجیره چند بخشی، مانند کارگاه های چاپ به عنوان یک مانع به حساب می آید؛ زیرا روند انطباق بازار با فناوری های جدید در این صنعت بسیار کند است.

    بنیادی ترین ابداعات فناوری نانو نیازمند برقراری تعامل میان اکثریت اعضای بازار است و تلاش برای ایجاد چنین تعاملاتی، اغلب به وسیله سیاست های رقابتی محدود می شود.

برنامه‌ریزی استراتژیک کارآفرینی

برنامه‌ریزی استراتژیک کارآفرینی

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

مقدمه

کارآفرینی فرایندی است که در آن فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصت‌های جدید و با بسیج منابع، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو، سازمان‌های جدید  و نوآور و رشدیابنده نموده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد. کارآفرینی را فرایند شکار فرصت‌ها به وسیله افراد به طور انفرادی (کارآفرینی مستقل) یا در سازمان‌ها (کارآفرینی سازمانی)، بدون در نظر گرفتن منابع موجود در اختیار آنها می‌ دانند.

هم کارآفرینی و هم مدیریت استراتژیک متمرکز بر شیوه هایی هستند که به کمک آنها کسب و کارها می‌توانند از طریق بهره برداری از فرصت هایی که در محیط مبهم فعالیتشان کشف کرده اند تحول ایجاد کنند. کارآفرینان قادرند از طریق شناخت فرصت ها و سپس توسعه مزایای رقابتی برای بهره برداری از آنها ایجاد ثروت نمایند. بنابراین کارآفرینی استراتژیک تلفیقی از کارآفرینی و دانش مدیریت استراتژیک است و از تلفیق اطلاعات این دو حوزه، ثروت و ارزش ایجاد می‌شود. کارآفرینان موفق قادر هستند تا به احتمالاتی توجه نمایند که به نظر می‌رسد دیگران آنها را نادیده گرفته‌اند و مهم‌تر اینکه آنها می‌توانند ابزاری را برای تبدیل این فرصت‌ها به عمل بیابند یعنی معرفی محصولی بدیع و مفید به بازار. در این مقاله تاکید بر روی برنامه‌ریزی استراتژیک کارآفرینی برای کسب و کارهای در حال ظهور است.

مراحل کارآفرینی

سه مرحله اصلی کارآفرینی در این قسمت معرفی می‌شودکه در هر مرحله الگوهای تحول، استراتژی‌ها و نقش‌های کارآفرینانه مربوط به آن مرحله نیز ذکر می‌گردد:

مرحله 1: استراتژی‌های کارآفرینی برای کسب و کاری در حال ظهور که الگوهای تحول در این مرحله عبارتند از:

·         چارچوب استراتژیک برای شکل گیری کسب و کاری جدید

·         خلاقیت و شناخت فرصت‌ها(فرایند کشف)

·         ارزیابی و بهره برداری از فرصت‌ها(فرایند ارزیابی)

·         ورود به بازار

نیازهای استراتژیک شرکت‌های کارآفرین در این مرحله طرح استراتژیک شامل چشم انداز و ارزش‌ها، محیط داخلی و خارجی، استراتژی‌های سازمانی برای تیم‌های کارآفرینی است و نقش های استراتژیک این مرحله خلاقیت، شناخت فرصت‌ها و ارزیابی می‌باشد.

مرحله 2: استراتژی‌های کارآفرینی برای کسب و کاری در حال رشد که الگوهای تحول در این مرحله عبارتند از:

·         توانایی منابع مالی

·         تکامل تیم مدیریت: توانایی‌های تقویت رشد شرکت از طریق ایجاد شبکه‌ها وائتلاف‌های استراتژیک

نیازهای استراتژیک شرکت‌های کارآفرین در این مرحله طرح استراتژیک برای کسب و کار در حال رشد است و نقش های استراتژیک این مرحله اجرای فرصتها و رشد شرکت می‌باشد.

مرحله 3: استراتژی های کارآفرینی برای کسب و کاری تثبیت شده که الگوهای تحول در این مرحله عبارتند از:

·         خلاقیت و استراتژی‌های نوآورانه در قبال تفکری پیشرفته: احیا و تحول در راستای حفظ رشد و توسعه

·         هدف قرار دادن بازارها و فرصت‌های جدید: فرانشیز، ادغام ها و اکتساب‌ها

نیازهای استراتژیک شرکت‌های کارآفرین در این مرحله ایجاد یک مدل کارآفرینانه شامل درس گرفتن از شکستها و کارآفرینی مستمر است و نقش های استراتژیک این مرحله احیا و نوآوری مستمر می‌باشد.

فرایند کارآفرینی منتهی به اهداف کارآفرینانه

این فرایند شامل یک سری وظایف است که در اینجا ذکر می شود:

-وظایف پژوهشی: درک ایده ای منحصر به فرد در قبال کسب و کار، شناخت فرصت های بازار برای کسب وکاری جدید

-وظایف برنامه‌ریزی: برنامه‌ریزی کسب و کاری جدید، نگارش یک طرح رسمی کسب و کار

-وظایف مدیریتی: افزایش بودجه برای شروع کسب وکار، متقاعد کردن دیگران برای سرمایه گذاری در کسب و کار شما، متقاعد کردن یک بانک برای وام دادن به شما، متقاعد کردن دیگران برای همکاری با شما در قبال کسب وکارتان

-وظایف اجرایی: مدیریت یک کسب و کار کوچک، رشد یک کسب و کار موفق

استراتژی ظهور کسب و کاری جدید با استفاده از مدل 7 اس مکنزی[1]:

یکی از گام‌های نخست در ایجاد یک شرکت تدوین یک قالب استراتژیک است که می‌توان درآن قالب، فرصت ها و نوآوری های جدید را به سرعت در کسب و کار خود به کار‌گرفت یکی از این قالب ها مدل 7 اس مکنزی است: این مدل مبتنی بر این ایده است که سازمان متشکل از هفت عنصر است که به اس‌های نرم و اس‌های سخت تقسیم شده‌اند. سازمان‌های موفق کارآفرین به توازن میان این هفت عنصر دست یافته‌اند.

همچنان که شرکت‌های کوچک رشد کرده و در پاسخ به بازار و دیگر مقتضیات محیطی تغییر می‌کنند، بسیاری از کارآفرینان تلاش‌های خود را بر روی اس‌های سخت متمرکز می‌نمایند زیرا مشاهده و تغییر آنها ساده‌تر است، ولی برای بقای شرکت توجه به اس‌های نرم به اندازه اس‌های سخت مهم و حیاتی است. کاربردهای مدل 7 اس برای شرکتهای کارآفرین در انجا آمده است:

1)      اس‌های سخت

-استراتژی[2]

اقداماتی که شرکت در نظر دارد از طریق کسب و کار خود آغاز نماید و از طریق واکنش به تغییرات محیطی یا پیش‌بینی این تغییرات وارد بازار شود (مزیت رقابتی).

-ساختار[3]

مبنایی برای تخصص و هماهنگی که در وهله نخست تحت تاثیر استراتژی، وسعت شرکت و تنوع آن قرار دارد. تعیین وظایف افراد/تیمهای مورد نیاز برای دستیابی به عملکردی مطلوب.

-سیستم‌ها[4]

فرایندها و رویکردهای رسمی و غیررسمی که از استراتژی و ساختار شرکت در طول مرحله آغاز و توسعه حمایت می‌کنند و شرکت را قادر می‌سازند تا مثل ماشینی که خوب روغن‌کاری شده عمل نماید.

2)      اس های نرم

-سبک/فرهنگ[5]

فرهنگ سازمان متشکل از دو عنصر است:

فرهنگ سازمانی: ارزشها، باورها و ضوابط جاری که در طول زمان توسعه یافته و به قالب‌های اصلی حیات سازمان تبدیل می‌شوند. تیم موسس و آغاز کسب و کار این ارزشها را تعیین کرده، بر عملکرد مطلوب تاکید می‌نماید و دستیابی به توقعات مشترک را هدایت می‌کند.

سبک مدیریت(رفتار مدیران): آنچه که آنها انتظار دارند و دنبال می‌کنند. تیم موسس و مدیریت بر چه چیزهایی تمرکز دارند؟ چه موضوعاتی برای آنها مهم است؟ چگونه اهداف شرکت را عملی می‌سازند؟

-پرسنل[6]

افراد حاضر در شرکت و فرایندهای مورد استفاده برای توسعه مدیران و کارکنان. چگونه افراد تازه وارد با شیوه‌های کاری شرکت آشنا می‌شوند؟ فرصت‌های توسعه شغلی در شرکت.

-مهارت‌ها[7]

آنچه که شرکت به بهترین شکل انجام می‌دهد. روش‌های توسعه و تغییر صلاحیت‌ها و توانمندی‌ها همچنان که شرکت از مرحله تاسیس به مراحل توسعه اولیه، بلوغ و احیا می‌رود.

-ارزش‌های مشترک[8]

مفاهیم راهنما: آنچه برای بانیان مهم است. اصول راهنمای کسب وکار برای تحقق اهداف تعیین شده. همزمان با رشد شرکت ارزشها و اهداف آن توسط افراد درک می‌شود.

خلاقیت و کارآفرینی: تبدیل ایده‌ها به فرصت‌های جدید

کارآفرینی برگرفته از ایجاد عقاید بدیع و مفید است. یک ایده، فرصت یا راه حل زمانی خلاق است که بدیع و مفید باشد. خلاقیت که بخش از ذهنیت کارآفرینان است یکی از اساسی‌ترین ابعاد کارآفرینی استراتژیک است. روش‌های بهره‌برداری از خلاقیت به اختصار در اینجا ذکر شده‌است:

Ø      شکل‌گیری ایده‌هایی برای محصولات، خدمات، فناوری‌ها و فرآیندهای جدید.

Ø      یافتن بازاری قابل شناسایی که در آن محصولات و خدمات ارائه می‌شود.

Ø      شناسایی مشکلی که نیازمند یک راه حل نوآورانه است.

Ø      یافتن این موضوع که چگونه می‌توان فرصت‌های شناسایی شده را عملی کرد.

Ø      ترغیب دیگران نسبت به ارزش یک ایده به طوری که آنها روی آن ایده سرمایه‌گذاری کنند، به آن توجه کرده یا اقدام به ایجاد ائتلاف با کسب و کار جدید نمایند.

Ø      حفظ روح کار آفرینی همچنان که شرکت رشد می‌نماید، بازآفرینی و احیای سازمان به طوری که حاشیه نوآورانه خود را حفظ نماید.

نوآوری نتیجه خلاقیت است، یعنی راه حل یک مساله یا روش استفاده از یک فرصت. نوآوری عبارت است از محصول، خدمت فن‌آوری یا فرایندی که برگرفته از تفکری خلاقانه همراه با کاربردی است که به شکل‌گیری یا بازآفرینی بنگاه موجود می‌انجامد. انواع استراتژی‌های نوآورانه عبارتند از:

1)      استراتژی‌های تقلیدی نوآوری:

دربرگیرنده ایده گرفتن از کس دیگری است که قبلاً آن را کشف کرده و کسب و کار جدیدی را حول آن ایده بنا نهاده است.

2)      استراتژی‌های تکاملی نوآوری:

دربرگیرنده اتخاذ یک ایده و ارائه روشی برای انجام بهتر (سریع‌تر، ارزان‌تر یا با انتخاب‌های بیشتر) نسبت به حال حاضر است.

3)      استراتژی‌های انقلابی نوآوری:

ایده‌های موجود را رد می‌کند و روشی را برای انجام امور ارائه می‌کند که اساساً متفاوت با روش انجام آنها در حال حاضر است.

شناخت فرصت‌ها

فرایندی که از طریق آن کارآفرینان عقاید تازه‌ای را جستجو، دنبال و تعریف می‌کنند که به فرصت‌های کسب و کار می‌انجامد شناخت فرصت‌ها[9] نامیده می‌شود. ویژگی‌های فرصت‌های کارآفرینانه عبارتند از: معرفی کالاها، خدمات، مواد خام، بازارها و روش‌های مدیریتی جدید از طریق شکل‌گیری روابط تازه.

کارآفرینان موفق قادر به شناسایی و پیگیری این فرصت‌های مناسب هستند زیرا آنان توانایی توجه کردن به آن‌ها را دارند که به این توانایی هوشیاری کارآفرینانه[10] می‌گویند. یعنی مجموعه‌ای خاص از مهارت‌های مشاهداتی و شناختی برای شناسایی فرصت‌های خوب در کارآفرینان وجود دارد که این امر می‌تواند جرقه‌ای برای شکل گیری یک نگرش باشد.

ذهنیت کارآفرینانه

اندیشیدن در مورد کسب و کار به گونه ای که ابهام نیز در آن یک مزیت است را داشتن ذهنیت کارآفرینانه می‌خوانند، به عبارت دیگر توانایی ریسک‌پذیری و برآمدن از عهده ابهام در مواجهه با ابهام و تغییر که یک مزیت رقابتی به شمار می‌رود. ویژگیهای ذهنیت کارآفرینانه عبارتند از: رشد مداری، تمایل به اتخاذ خطرات محاسبه شده، شکیبایی در برابر ابهام، درس گرفتن از شکستها، توسعه انعطاف پذیری، خلاقیت ، نوآوری و احیا.

ایده‌های کسب و کارهای جدید را می‌توان از منابعی مثل تجربه کاری، کسب و کاری مشابه، سرگرمی یا علاقه شخصی، اتفاقی رخ دادن یا خوش شانسی، دوستان و خانواده و آموزش و تجربه به دست آورد.

جستجوی فرصت

مسیر فرصت‌های کارآفرینانه را می‌توان به عنوان یک فرایند خلاقانه توصیف کرد که شامل شش مرحله مجزا است که عبارتند از:

1.       ارزیابی محیط

2.       بسط دادن ایده

3.       انطباق ایده با شرایط

4.       اصلاح و ارتباط مجدد با عناصر تشکیل‌دهنده ایده

5.       خلق فرصت

6.       بهره‌برداری از ایده و توسعه نگرش

ارزیابی فرصت‌

وقتی کارآفرینان ایده‌های خود را برای کسب و کاری جدید توسعه دادند باید این فرایند ارزیابی را آغاز نمایند که آیا این ایده می‌تواند یک فرصت کسب و کار باشد یا نه؟ ممکن است ایده‌ای در تئوری خوب به نظر برسد ولی در واقعیت از توان ضعیفی در محیط بازار برخوردار باشد. ارزیابی نه تنها توسط کارآفرین بلکه توسط ذینفعان کار یعنی مشتریان و مخاطبان بالقوه، کارکنان، مشاوران، سرمایه‌گذاران و عرضه‌کنندگان باید انجام شود.

چهار حوزه‌ اصلی ارزشیابی عبارتند از:

1.       افرادی که در ورای یک ایده قرار دارند.

2.       منابع در دسترس کارآفرین و تیم مدیریت شامل سهام و منابع مالی موجود و در دسترس

3.       دانش و اطلاعات کارآفرین

4.       توانایی این ایده برای کسب درآمد

ارزشیابی عملی بودن ایده یک کسب و کار جدید

یکی از نخستین گام‌های مورد نیاز در ارزشیابی عملی بودن یک ایده آگاهی از نیروها و عوامل موجود در محیط داخلی و خارجی است.

·         عوامل داخلی

-دانش، مهارت‌ها و تواناییهای کارآفرین، اعضای تیم مدیریت، کارکنان و مشاوران

-منابع در اختیار کارآفرین از جمله افراد، منابع مالی و فناوری‌های مورد نیاز برای آغاز یا توسعه یک فرصت

·         عوامل خارجی

-صنعت: شامل رقبا، ساختار صنعت، موانع ورود و روندهای تاثیرگذار بر آن بخش از صنعت که قصد ورود به آن را داریم.

-بازار: دانستن اولویت‌ها، ارزش‌ها و رفتار خرید در بازار هدف ( اطلاعات روان‌شناسی و جامعه‌شناسی)

-ضوابط، ارزش‌ها و روندهای اجتماعی پیرامون ایده

-نیروهای قانونی و حقوقی از جمله قوانین، سیاست‌ها و رویکردهای موثر بر صنعت یا حوزه شهری

تجزیه و تحلیل عملی بودن

برای افزایش احتمال موفقیت و کمک به شناخت معایب بالقوه و حوزه‌هایی که امکان پیشرفت در آن‌ها وجود دارد بهتر است در ابتدا یک چک لیست دانش صنعتی تهیه کنید که در آن تجزیه و تحلیل کاملی شامل ارزیابی عملکرد اخیر یک صنعت، وضعیت فعلی و چشم انداز آینده آن و شرایط رقبا صورت می‌گیرد.

تجزیه و تحلیل صنعت فعلی را از طریق تشریح طبقه بندی صنعتی باید انجام داد که شامل روندهای فعلی، حجم فعلی، محل استقرار، فروش و سود میانگین، تجزیه و تحلیل رقبا، شناسایی رقبا، محل استقرار رقبا، مزایا و مشکلات رقبا، محصولات یا خدمات مشابه آنها، محصولات یا خدمات متفاوت خودتان (تجزیه و تحلیل رقابتی) می‌باشد. منابع اطلاعاتی برای تجزیه و تحلیل صنعت و رقبا عبارتند از: شرکتهای سرمایه گذاری، مجلات تجاری و بازرگانی، اتحادیه های بازرگانی، نهادهای دولتی، اینترنت.

تدوین استراتژی یک کسب و کار جدید

وقتی ایده و فرصت کسب و کار جدید شکل گرفت مرحله بعدی برنامه‌ریزی استراتژیک برای آغاز کسب و کار است که ترسیم کننده نقشه راه است. چهار دلیل عمده برای لزوم پذیرش برنامه‌ریزی استراتژیک از سوی کارآفرینان از این قرار است:

·         احتمال افزایش موفقیت کار

·         رهبران مدیر به نحو موثرتری می‌توانند سازگاری با تغییر داشته باشند.

·         تضمین‌کننده شرایط و مسیری هدف‌مند و معنادار برای کارکنان است.

·         متضمن نظارت یکپارچه بر اهداف کلیدی است.

شناسایی اهداف کسب و کار جدید ارزش‌های واقعی آن تشکیلات را نشان می‌دهد و گامی مهم در جهت تضمین درست حرکت کردن در مسیر به شمار می‌رود، درست بر نداشتن این گام منجر به علائم عدم تحرک می‌شود. ایجاد بینش استراتژیک اولین گام بسوی ایجاد اعتماد بین بخشهای کلیدی کسب و کار است. این اولین رویداد نمادین واقعی است که شرایط را برای محیطی عملیاتی و نوآورانه آماده می‌کند.

ایجاد ارزشها

از ابتدای قرن 21 بسیاری از شرکت‌ها دارای منشور اخلاقی، اصول اخلاقی سازمان یا مدیریت بر مبنای ارزش‌ها بوده اند. کسب و کارهای دارای برنامه‌های اخلاقی از منافع استراتژی کلیدی نظیر ایجاد وفاداری در کارمندان، کاهش هزینه های استخدام و اموزش، کاهش دزدی و سایر فعالیتهای بر ضد شرکت، هدایت فروشندگان و ایجاد وفاداری در مشتریان، ایجاد حسن نیت در جامعه، جذب متقاضیان کیفی با حداقل سرمایه گذاری در استخدام، حفظ ارتباط با فروشندگان وفادار، کاهش خسارت به عرضه کنندگان و جلوگیری از افزایش هزینه های غیر مترقبه برخوردار می‌شوند.

تدوین استراتژی ورود به بازار

برای تعیین مسیر نیاز به وجود نگرش و استراتژی ورود به بازار است. یک استراتژی کامل ورود به بازار شامل کانال‌هایی است که یک شرکت می‌تواند از آنها برای ارتباط با مشتریانش استفاده‌کند و به کمک آن و از اولین تماس، تعاملات میان مشتریانش و فرایندهای سازمانی خود را هدایت نماید.

استراتژی صحیح ورود به بازار تاثیر شگرفی بر روی توانایی یک شرکت برای تحویل اثر بخش راه حل ارزشی خویش به هریک از بخش‌های هدفش دارد. شرکت‌ها در قبال شیوه رقابتی خود برای ایجاد ارزشی برتر برای مشتریانشان متمرکزتر و پیچیده‌تر شده‌اند.

رئوس یک طرح استراتژیک

·         تشریح مفهوم استراتژی‌های سطح سازمانی

·         تجزیه و تحلیل محیط بیرونی استراتژیهای صنعت و بازار

·         تجزیه و تحلیل محیط داخلی استراتژیهای تیم مدیریت

·         استراتژیهای مالی

·         خطرات مهم و استراتژی خروج

·         ارجاعات

·         ضمایم

تعیین جایگاه استراتژیک ازSWOT  تا TOWS

تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدها منجر به یافتن یک جایگاه استراتژیک پایدار می‌شود که به موجب آن شرکت می‌تواند از نقاط قوت خود برای بهره بردن از مزایای فرصت‌های موجود در صنعت و بازارش استفاده نماید و در عین حال از خود در برابر تهدیدها دفاع کند و نقاط ضعف را پوشانده یا اصلاح کند. بهترین روش این است که ابتدا با توجه به عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تکنولوژیکی، سیاسی، حقوقی یک تجزیه و تحلیل بیرونی TOWS انجام دهیم.

وقتی کار تجزیه وتحلیل کامل شد می‌توان برخی از این موقعیت‌های استراتژیک را برای کسب و کار در نظر گرفت:

-شرکتی با هزینه پایین: خدمات یا محصولات خوب با پایین‌ترین قیمت

-شرکتی بسیار تنوع یافته: محصولات یا خدماتی با بالاترین کیفیت، بهترین طراحی، بهترین حمایت و جذاب‌ترین شکل

-شرکت‌هایی با تمرکز محدود: ارتباط با یک بازار خاص

-شرکتهایی با تمرکز بالا: بازار گسترده اعم از محصولات استاندارد یا سفارشات انبوه

-شرکت‌هایی که جایگاه قبلا انتخاب شده را گسترش می‌دهند (که از طریق نفوذ عمیق‌تر، توسعه بازارها یا عرصه‌های جدید، توسعه محصولات جدید)

-شرکتی که برای یادگیری با دیگران همدستی می‌کند.

تغییر تمرکز استراتژی: ایجاد بازارهای جدید در برابر رقابت مستقیم

شرکت‌های نوآور می‌توانند با ایجاد بازاری اساساً جدید خود را از رقابت رها سازند. این تغییر در تفکر استراتژیک به این معنی است که مدیران به جای نگریستن به مرزهای پذیرفته شده که مشخص می‌کنند چگونه می‌توان رقابت کرد به فراسوی آنها بنگرند. با انجام این کار آنها می‌توانند سرزمینی اشغال نشده بیابند که نمایانگر پیشرفت واقعی در ارزش است. شش رویکردی که کارآفرینان و مدیران می‌توانند از آنها برای ایجاد یک بازار جدید استفاده کنند در جدول ذیل آمده است:

 مرزهای مرسوم رقابت

رقابت سر به سر

ایجاد یک بازار جدید

صنعت

تمرکز بر رقبا در صنعتش

نگریستن به صنایع جایگزین

گروه استراتژیک

تمرکز  بر جایگاه رقابتی در گروه استراتژیک

نگریستن به گروه‌های استراتژیک در صنعت

گروه خریداران

تمرکز بر خدمت بهتر به گروه خریداران

تعریف مجدد گروه خریداران صنعت

گستره عرضه محصولات و خدمات

تمرکز بر به حداکثر رساندن ارزش عرضه محصولات و خدمات در مرزهای صنعت

نگریستن به عرضه محصولات یا خدمات مکمل که فراتر از مرزهای سازمانی هستند.

مسیر کارکردی-هیجانی یک صنعت

تمرکز بر بهبود قیمت در راستای مسیر کارکردیهیجانی صنعت

بازاندیشی در مورد مسیر کارکردیهیجانی صنعت

زمان

تمرکز بر انطباق با روندهای بیرونی که رخ می دهند.

مشارکت در شکل‌گیری روندهای بیرونی در طول زمان

 



[1] McKinsey

[2] Strategy

[3] Structure

[4] Systems

[5] Style

[6] Staff

[7] Skills

[8] Shared Values

[9] Opportunity recognition

[10] Entrepreneurial alertness

انتخاب کاغذ

انتخاب کاغذ

تهیه کننده : مليحه آذرمي

فعاليت کاغذ سازي در ايران ، اولين بار با تأسيس کارخانه مقوا سازي و با استفاده از کاغذهاي باطله درسال 1313 شمسي در کرج شروع شد و حدود 15 سال است که با تأسيس دو کارخانه کاغذ سازي پارس در هفت تپه خوزستان و کارخانه چوب و کاغذ ايران (چوکا) در گيلان ، به صورت يک تکنولوژي مدرن و پيشرفته درآمده است.

مواد اوليه تهيه کاغذ

مواد اوليه انواع کاغذ ، بطور کلي ، مواد سلولزي است که از منابع مختلف تهيه مي‌شوند:

ساقه کتان ، شاهدانه ، پنبه که الياف بلند (در حدود 1.2 تا 6 ميلي متر) دارند. ساقه گياهاني مانند: گندم، جو(کاه)، ني،.کنف و غيره.

درختاني که برگ سوزني دارند، مانند کاج (با الياف بلند) و يا برگ پهن دارند مانند چنار (با الياف کوتاه در حدود 0.5 تا 12 ميلي متر)

انواع کاغذ‌هاي باطله و يا خرده‌ها و قطعات مقواي کهنه

الياف تفاله نيشکر

مراحل ساختن کاغذ در کارخانه

براي ساختن کاغذ، درختان را مي‌برند و به کمک دستگاه‌‌هاي ويژه‌اي، تنه‌ي آن‌ها را ريز ريز مي‌کنند. سپس، تکه‌هاي کوچک چوب را با مواد شيميايي(از جمله سود، سولفات يا سولفيت) و مقدار زيادي آب داغ، مخلوط مي‌کنند. به اين ترتيب، خميري از رشته‌هاي سلولزي به دست مي‌آيد. آن‌گاه، خمير را روي يک توري فلزي مي‌ريزند تا آب اضافي خود را از دست بدهد. سپس خمير از لابه‌لاي چند غلطک مي‌‌گذرد و آب خود را بيش‌تر از دست مي‌دهد. پمپ‌هاي مکنده‌ي آب، به اين کار کمک مي‌کنند. سرانجام، خميري که به صورت ورقه‌ي درازي درآمده است، با گذشتن از لابه‌لاي غلطک‌هاي داغ، که در دستگاه‌هاي بزرگ بيش از 100 عدد است، خشک مي‌شود و به صورت کاغذ در مي‌آيد. در پايان کار، دستگاهي که به رايانه ارتباط دارد، کلفتي کاغذ، اندازه‌ي آب و شمار سوراخ‌هاي احتمالي موجود در آن را بررسي مي‌کند.

 در صورتي که کلفتي کاغذ در همه‌جا يکسان باشد، اندازه‌ي آب مناسب باشد و تعداد سوراخ‌ها چندان زياد نباشد، کاغذ برش مي‌خورد و به بازار فرستاده مي‌شود.

گاهي با بهره‌گيري از مواد ديگري، کاغذهاي بهتري ساخته مي‌شود. براي مثال، براي اين که کاغذ سطح صاف‌تري داشته باشد و آب زيادي به خود نگيرد، نشاسته يا رزين به دست آمده از درخت کاج را به آن مي‌افزايند. براي ساختن کاغذهاي بسيار نرم و سفيد نيز کاغذ را از لابه‌لاي غلطک‌هايي مي‌گذرانند که دماي بيش‌تري دارند و سطح آن کاغذ‌ها را با مخلوطي از خاک چيني و آب مي‌پوشانند. هم‌چنين، براي اين که کاغذ محکم‌تر شود، به آن پنبه مي‌افزايند. اگر هم بخواهند از کاغذ، دستمال کاغذي درست کنند، به آن نرم‌کننده مي‌افزايند و با کمک مواد شيميايي، ميکروب‌هاي آن را از بين مي‌برند. بنابراين، با بهره‌گيري از مواد گوناگون مي‌توانيم کاغذهاي ويژه، مانند کاغذهاي صافي، کاغذهاي روغني، کاغذهاي خوش‌بو، کاغذ نقاشي، کاغذ خوش‌نويسي، کاغذهاي صنعتي، کاغذ دست‌شويي و گونه‌هاي ديگر، ساخت.

لايم کردن سطح کاغذ

براي مقاوم کردن سطح کاغذ از مواد چسبي استفاده شده تا براي نوشتن يا جوهر يا پاک کردن با مداد پاکن لطمهاي نبيند. ميزان مقاومت سطح کاغذ بستگي نسبت به در لايمي است که روي آن زده ميشود که ميتواند به نسبت 1:1 و 1:2 . 1:4 و 3:2 باشد.

کاغذهايي که فقط سطحي لايم شدهاند در مقابل عمل پاک کردن چندان مقاوم نيستند و بعد از چند بار پاک کردن جوهر در آن قسمت ميدود. اصولاً براي نوع کاغذهاي نوشتني مانند دفترچه يا اوراق بهادار مقدار نسبت درصد لايم زيادتر بوده و به همين دليل اين نوع کاغذها مقاوم براي پاک کردن و جوهرنويسي هستند که اغلب از دو نوع چسب حيواني و گياهي براي ساختن لايم استفاده ميشود.

چگونگي ايجاد نقش و نگار در داخل کاغذ و سطح کاغذ

1-از طريق پرس کردن سطح کاغذ

2-از طريق نقش دادن به خمير کاغذ هنگام ساختن کاغذ

الف ـ از طريق پرس کردن سطح کاغذ

جهت برجسته کردن سطح کاغذ با قرار دادن فرم برجستهاي در قسمت آبکش ماشين کاغذسازي عمل پرس سطحي انجام ميگيرد. که اين نوع کاغذها يا مقوا را (ابري) يا (پوست پيازي) مينامند.

ب ـ از طريق نقش دادن در داخل خمير (ديد تصوير يا نقش در داخل کاغذ)

براي اين کار تکنيکهاي مختلف وجود دارد که عمل پرس داخل خمير کاغذ صورت ميگيرد. يکي از اين طرق و سادهترين آن قالبهاي سيمي است که روي قسمت آبکش ماشين کاغذسازي قرار ميدهند و خمير کاغذ هنگام عبور از روي قالبها قدري نازکتر بنا شده (پس از پايان ساخت کاغذ) آن قسمتها از خمير کاغذ که روي قالبهاي سيمي عبور کردهاند از مواد اليافي کمتري برخوردار بوده و حالت ترانسپارنتي (عبور نور) بخود ميگيرند.

اين عمل نقش و نگار دادن در داخل خمير فقط در مورد کاغذهاي اوراق بهادار و بويژه اسکنامس بکار برده ميشود که همگان ميتوانند آن را بخوبي مشاهده کنند.

يکي از طريقههاي ديگر نقش و نگار دادن با کليشههاي مخصوص و قرار دادن آنها در ماشينسازي هنگام عبور خمير است.

علت دادن نقش و نگار به داخل خمير کاغذ اين است که نتوانند آن اوراق را به آساني جعل بنمايند.

3-شناخت اشکالاتي که در حين عمل چاپ بر اثر سطح کاغذ بوجود ميآيد.

1-اشتيبن STAEBEN

2-روپفن RUPFEN

کنترل مرغوبيت سطح آغشته شده کاغذ از نظر بلند شدن مواد لايمي يا الياف (تار و پود) از اهميت خاصي برخوردار است.

يک شخص چاپچي ماهر قبل از شروع چاپ روي هر کاغذ بايستي مرغوبيت سطح آن کاغذ را نسبت به دو اشکال بالا بسنجد تا در موقع چاپ با آنها برخورد نکند.

الف ـ اشتيبن STAEBEN

اگر کاغذ داراي چسبندگي ضعيف (لايمي) در موقع آغشت شدن سطح خود باشد و يا در محيطي خيلي خشک بدون رعايت ميزان رطوبت محيط نگهداري شود اين نوع کاغذها سبب بلند شدن و ريزش بعضي از قسمتهاي آغشته شده ميگردد، که در موقع چاپ در ماشين توليد گرد و غبار کرده و فاصله بين نقطههاي ترام روي رم چاپ را پر ميکند و سبب بد چاپ شدن مطلب يا تصوير مورد نظر ميگردد که اين عمل را اصطلاحاً اشتيبن STAEBEN مي‌نامند.

براي جلوگيري از اين اشکال در سطح کاغذ بايستي قبل از چاپ اين کاغذها را در جاي مرطوب نگهداري کرد تا از خشک شدن سطح و ريزش مواد لايمي جلوگيري شود.

ب ـ روپفن RUPFEN

اگر اليافهاي سطح کاغذ توسط مرکب چاپ بلند يا کنده شوند اين عمل را در اصطلاح روپفن مينامند. براي آزمايش سطح کاغذ ده تا بيست بار با انگشت بر روي سطح کاغذ مرکب ميزنيم. اگر کاغذ حالت بلند شدن اليافي (روپفن) داشته باشد خودش را نشان ميدهد.

علت بوجود آمدن اين اشکال در سطح کاغذ ضعيف بود لايم و يا نامناسب بودن لايم بوده که سطح کاغذ با آن آغشته شده است.

چگونگي تعيين جهت کاغذ (خواب کاغذ)

1-از طريق پاره کردن

2-از طريق ناخنکشي

3- از طريق خم کردن

4- از طريق مرطوب کردن

5-از طريق سوزاندن

طريقه سوزاندن فقط در مورد مقوا قابل استفاده بوده و تعيين کننده چند لايه بودن مقوا ميباشد. مقواي يک لايه با آتش زدن گوشه آن مقوا يکنواخت ميسوزد ولي در مورد مقوا چند لايه به محض آتش زدن گوشه آن لايههاي چسبانده شده از يکطرف جدا ميشوند.

عبور نور از کاغذ (ترانسپارنت)

براي تعيين نسبت پوشان بودن يک ورق کاغذ يا يک صفحه کاغذ ورقهاي کاغذ ترانسپارنتي را آنقدر روي هم قرار داده تا از زير آن ديگر مطلب قابل رؤيت نباشد تعداد ورقهاي ترانسپارنتي که روي هم قرار داده شده مشخص کننده ميزان ترانسپارنت نبودن کاغذ ميباشد که با اعداد 1 ورق 2 ورق و به بالا تعيين ميشود.

مشخصات کاغذ

از نظر کميت :

کاغذي که در بازار به فروش گذاشه ميشود يا به صورت لولهاي است که به نام کاغذ بوييني معروف است ،‌و يا به صورت برگهاي مربع مستطيل به ابعاد مختلف موجود است. واحد شمارش کاغذ هنگام خريد و فروش بند است و هر بند 500 برگ است .

ابعاد کاغذ :

ماشين کاغذسازي کاغذ را به عرض معيني تهيه مينمايد و اين ابعاد تابع شرايط و سيستم خاصي است که مهمترين آنها به سيستم دين (Din) که تقريبا ً در ايران به عنوان استاندارد انتخاب شده است ‌معروف است و اصل کار بر اساس برگ کاغذي به شکل مربع مستطيل است که سطح آن يک متر باشند .

وزن کاغذ :

وزن کاغذ را بر حسب گرم در مترمربع مشخص ميکنند . مثلاً کاغذ 70 گرمي يا 80 گرمي در چاپخانهها وزن کاغذ برحسب يک بند کاغذ به کيلوگرم مشخص ميکنند . محاسبه بدين ترتيب است : ابعاد کاغذ در تعداد يک بند (500 برگ) در وزن يک مترمربع (70 گرم) ضرب و بر حسب کيلو مشخص ميگردد . مثال : يک بند کاغذ 70 گرمي سه ورقي 90×60 سانتيمتر در حدود 19 کيلوگرم ميشود .

گرم 18900= 500×70×90×60

از نظر کيفيت :

در کارخانههاي کاغذسازي ،‌کاغذهاي مختلفي جهت استفادههاي گوناگون تهيه ميشود که انواع آن عبارتند از کاغذهاي : تحرير ، کاغذهاي مخصوص کتابچهها و رمانها و روزنامهها ،‌کاغذهاي مخصوص چاپ ، کاغذهاي مخصوص چاپ نقشه ، لفاف و بسته بندي ،کاغذ خشک کن، کاغذ رسم و نقاشي ، کاغذ کالک ،کاغذ مومي،زرورق و غيره و انواع و اقسام پوشهها ،‌مقواهاي ساده و رنگين به نام،کارتي،برفي ، گلايه و شيشهاي با ضخامت و جنس مختلف .‌

‌اجزاي ‌ تشکيل‌ دهنده‌ کاغذ

. در فرآيند چاپ، کاغذ به عنوان يک رکن مهم مطرح بوده و با توجه به ويژگي‌هاي خود، نقش عمده و تعيين‌کننده‌اي بر کيفيت چاپ و خواص کيفي محصول چاپ شده در طول عمر مفيد خود دارد. لذا شناخت کافي و عملي از آن جهت درک روابط متقابل کاغذ، مرکب و تجهيزات چاپ در مراحل مختلف چاپ ضروري است. به طور کلي کاغذ يک محصول کمپلکس يا چند سازه شيميايي- مکانيکي است و از اين لحاظ گاهي آن را جزو چند سازه‌ها(composites) در نظر مي‌گيرند. ويژگي‌هاي مختلف انواع کاغذ تحت تاثير مواد اوليه تشکيل دهنده آن قرار دارند. لذا با توجه به موارد گفته شده کاغذ را بايد از 3 نظر مورد توجه قرار داد:

1) آناتومي و مورفولوژي:

کاغذ از الياف ليگنوسلولزي حاصل از درختان و گياهان ليگنوسلولزي ساخته مي‌شود. گياهان ليگنوسلولزي شامل طيف وسيع و گسترده‌اي از انواع گياهان مي‌باشند که مي‌توان آنها را به درختان (سوزني برگ و پهن برگ) و گياهان غير چوبي (شامل انواع زيادي از گياهان علفي و غير علفي) تقسيم نمود. الياف ليگنوسلولزي در واقع بخش عمده سلول‌هاي گياهي تشکيل‌دهنده گياهان و درختان مختلف بوده و با توجه به طيف گسترده گياهان و درختان مختلف، شباهت‌ها و تفاوت‌هاي مورفولوژيک زيادي از نظر طول الياف و ساير صفات آناتوميک آنها با هم دارند. بديهي است که اين صفات و پارامترها بر خواص فيزيکي- مکانيکي و حتي شيميايي کاغذهاي حاصل تاثيرات تعيين‌کننده‌اي دارند.

2) شيميايي:

الياف ليگنوسلولزي، ترکيبات کمپلکس پليمرهاي آلي طبيعي مي‌باشند که در اثر فرآيندهاي پيچيده بيوشيميايي به هم متصل شده و ديواره سلولي الياف را تشکيل مي‌دهند. مهمترين اين پليمرهاي طبيعي عبارتند از: سلولز، همي سلولزها، ليگنين و ترکيبات استخراجي. هر کدام از اين پليمرها، ويژگي‌هاي شيميايي خاص خود را دارند که در تعيين ويژگي‌هاي شيميايي الياف و کاغذ نقش تعيين‌کننده دارند. بسته به نوع کاغذ و فرآيند ساخت آن ممکن است بعضي از اين پليمرها در کاغذ نهايي وجود داشته يا نداشته باشند. اين مساله‌اي است که بر رفتار متقابل کاغذ با ساير پليمرهاي آلي مورد استفاده در صنعت چاپ به ويژه مرکب‌هاي چاپ و رنگ‌ها تاثير مهم و مساله تعيين کننده دارد. زيرا بديهي است که هر ماده شيميايي مورد استفاده در فرآيند چاپ بايد با اين پليمرهاي آلي طبيعي سازگاري و واکنش پذيري مناسب داشته باشد تا بتواند نقش مورد انتظار خود را ايفا نمايد. از طرف ديگر بايد توجه داشت که تعداد زيادي از مواد افزودني(additives) وجود دارند که براي ايجاد، حفظ يا بهبود و تقويت ويژگي يا ويژگي‌هاي مختلفي طي فرآيند ساخت کاغذ در کارخانه کاغذسازي به آن افزوده مي‌شوند. عمده‌ترين اين مواد شامل مواد آهارزني(sizing)، پرکننده‌ها(fillers) و مواد افزودني مخصوص (special additives) مي‌باشند. بديهي است اين مواد نيز نقش تعيين کننده خود در فرآيند استفاده و کاربرد انواع کاغذ را ايفا خواهند کرد. لذا در مجموع در فرآيند چاپ بايد بين همگي اين مواد و ساير مواد شيميايي مصرفي از قبيل مرکب‌هاي چاپ، غيره سازگاري و واکنش‌پذيري متقابل وجود داشته باشد تا کيفيت چاپ مناسب به دست آيد.

علاوه بر موارد فوق، فرآيند ساخت خمير کاغذ( pulp) نيز فاکتور مهمي در تعيين صفات کاغذ به شمار مي‌رود. روش‌هاي ساخت خمير کاغذ شامل انواع شيميايي، مکانيکي و شيمي - مکانيکي و نيمه شيميايي مي‌باشند که هر کدام از اين روش‌ها خود شامل انواع مختلفي از روش‌هاي زير گروه مي‌شوند. خمير کاغذ و به طور معمول کاغذ حاصل از هر يک از اين فرآيندها، صفات و کاربردهاي خاص خود را دارند که در هنگام استفاده از آنها در فرآيند چاپ بايستي مورد توجه قرار گيرند.

از طرف ديگر سيستم کاغذسازي (اسيدي و قليايي) نيز فاکتور مهم ديگري به شمار مي‌رود که بر خواص کاغذ و به ويژه دوام و ماندگاري آن تاثير عمده‌اي دارد.

3) -مکانيکي

کاغذ ساخت ماشين يک چندسازه و فرآورده مکانيکي داراي ساختار سه بعدي با تقارن الاستيسيته ارتوتروپيک است

دارا بودن چنين ساختاري مستقيما بر ويژگي‌هاي فيزيکي و مکانيکي کاغذ در هنگام مصرف، به ويژه در فرآيند چاپ، تاثير تعيين‌کننده‌اي دارد. آنچه که تحت عنوان مشکلات ناشي از کاغذ در فرآيند چاپ از قبيل کنده شدن الياف، چين خوردگي و غيره مطرح مي‌شود، به طور عمده ناشي از ويژگي‌هاي مکانيکي آن است. بايد توجه کرد که در هنگام ساخت کاغذ در ماشين کاغذسازي، بخش عمده الياف سلولزي به موازات جهت حرکت توري ماشين قرار مي‌گيرند. اين جهت به نام جهت ساخت يا جهت ماشين(MD) و جهت عمود بر آن، جهت عمود بر ساخت يا عمود بر ماشين(CD) ناميده مي‌شود. ويژگي‌هاي مکانيکي کاغذ در اين دو جهت و همين‌طور در جهت ضخامت کاغذ(جهت(Z با هم متفاوت است. فشارهاي مختلف وارده بر کاغذ (به صورت رول يا ورق) از جانب نوردهاي مختلف ماشين چاپ يا هنگام حرکت کاغذ در فضاي مابين نوردها، ايجاب مي‌نمايد که کاغذ داراي ويژگي‌هاي مکانيکي مناسبي باشد تا دچار مشکلات مختلف نشود.

ويژگي‌هاي مختلف انواع کاغذ و مقوا: به طور کلي ويژگي‌هاي مختلف را مي‌توان به 4 دسته کلي تقسيم کرد:

1 - ويژگي‌هاي فيزيکي شامل ضخامت، دانسيته، بالک و وزن پايه.

2 - ويژگي‌هاي مکانيکي شامل مقاومت کششي، مقاومت به پاره شدن، مقاومت به ترکيدن، مقاومت به تا خوردن و غيره.

3 - ويژگي‌هاي شيميايي شاملPH کاغذ(سيستم ساخت کاغذ)، واکنش پذيري کاغذ و مواد افزودني موجود در آن با ساير مواد شيميايي صنعت چاپ از قبيل مرکب چاپ، رنگ‌ها و غيره.

4 - ويژگي‌هاي نوري شامل روشن و مات بودن، سفيدي، زردي، درخشش و غيره‌ بديهي است که با توجه به نوع کاغذ و روش ساخت آن، ويژگي‌هاي فوق و روابط متقابل بين آنها در انواع مختلف کاغذ بسيار متغير بوده و به طور طبيعي بر ويژگي‌هاي کاربردي آنها، اثرات تعيين‌کننده‌اي خواهد داشت.

انواع کاغذ و مقواي مصرفي در چاپ

الف- معرفي کاغذ چاپ و تحرير

ب- معرفي کاغذ و مقواي گلاسه

ج- معرفي مقواي پشت طوسي وسفيد

د- معرفي کاغذ صنعتي و کرافت

ه- معرفي کاغذ روزنامه

کاغذ تحرير:

آن‌چه در ايران به نام كاغذ تحرير شناخته مي‌‌شود در طبقه‌بندي بين‌المللي كاغذها كاغذ تحرير و چاپ (writing and printing paper)  ناميده شده و انواع مختلف دارد. اين كاغذ به دو صورت پوشش‌دار يا اندوده شده (Coated)  و بدون پوشش يا اندود نشده (uncoated)  عرضه مي‌‌شود. آنچه در ايران كاغذ تحرير ناميده مي‌شود معمولاً بدون پوشش است و به گونه‌اي است كه مي‌‌توان با جوهر روي هر دو طرف آن نوشت بدون اين‌كه مركب به سمت ديگر كاغذ نفوذ كرده و يا نشت كند.

كاغذ تحرير معمولاً در ابعاد 4A عرضه مي‌‌شود و براي چاپ نيز مناسب است. اين كاغذ براساس نياز و نوع كاربرد آن يا استفاده از خمير شيميايي (woodfree)  و يا به‌صورت مكانيكال توليد مي‌‌شود. اضافه كردن پركن‌ها (Fillers)   به خمير اين نوع كاغذ باعث كاهش پشت‌نمايي و كدر  شدن آن مي‌‌شود. نوعي از كاغذ چاپ و تحرير نيز وجود دارد كه در ساخت آن از چوب استفاده نشده‌  (tree ftree) است. اين نوع  كاغذ را كاغذ چاپ  و تحرير دوستدار محيط‌زيست يا  Environmental Printing and Writing Paper مي‌‌گويند

انواع مختلف كاغذهاي چاپ و تحرير

كاغذ چاپ و تحرير همانگونه كه در ابتدا گفتيم به دو دسته اصلي پوشش‌دار و بدون پوشش يا Coated  و  Uncoated تقسيم مي‌‌شود.

كاغذهاي پوشش‌دار داراي يك لايه نرم از مواد معدني و معمولاً  از  مواد چيني (clay)   هستند كه روي كاغذهاي ساخته شده از خمير مكانيكي يا خمير شيميايي پوشانده مي‌‌شود. كاغذهاي بدون  پوشش به جاي لايه چيني داراي سطحي الياف‌دار هستند. در مجموع 70 تا 90 درصد از مواد تشكيل‌دهنده اين  نوع كاغذ از الياف ساخته شده است.

انواع كاغذهاي پوشش‌دار:

كاغذ پوشش‌دار ممتاز  primium coated

اين كاغذ بهترين نوع كاغذ پوشش‌دار است و از انواع ديگر آن سنگين‌تر است. ميزان شفافيت و درخشندگي آن بالا است و از آن براي چاپ كارهاي با كيفيت از جمله بازتوليد آثار هنري و بروشورهاي لوكس استفاده مي‌‌شود.

كاغذهاي پوشش‌دار شماره‌هاي 1، 2، 3،4 5

اين كاغذها براساس همين درجه‌بندي به ترتيب ارزانتر شده و از كيفيت آن‌ها كاسته مي‌‌شود. به اين معني كه مثلاً كاغذ پوشش‌دار شماره 5 از 4 كيفيت پايين‌تري دارد و ميزان درخشندگي و شفافيت آن نيز كم‌تر است. بر همين اساس كاربردهاي آن‌ها نيز تغيير كرده و كاغذهاي پوشش‌دار شماره 4 و 5 براي نشريات تيراژ بالا و چاپ كاتالوگ در حجم بالا استفاده مي‌‌شود و شماره‌هاي 1 تا 3 براي نشريات و ژورنال‌هاي مد و همچنين تبليغات مناسب است.

مقواي پوشش‌دار  (Coated  Board)

نوعي كاغذ با وزن بالا كه براي جلد كتاب راهنماي تلفن و يا اقلام تبليغاتي نقاط فروش (فروشگاه‌ها، مغازه‌ها و...) استفاده مي‌‌شود. اين نوع كاغذ بايد آنقدر استحكام داشته باشد تا بتواند به تنهايي و با كمترين وسايل كمكي درون ويترين بايستد.

كاغذ  (Coated CIS ( CIS 

كاغذي كه يك طرف آن داراي پوشش باشد. اين كاغذ معمولاً براي چاپ ليبل استفاده مي‌‌شود.

كاغذ پوشش‌دار ليزري

Coated laser paper

اين كاغذ با كيفيت و به‌صورت گلاسه ساخته شده و براي چاپ عكس توسط چاپگرهاي روميزي به‌كار مي‌‌رود.

كاغذ پستي  (Coated Reply Card)

گراماژ اين كاغذ در حدي است كه مي‌‌توان آن را به تنهايي براي مصارف پستي از جمله كارت پستال تبليغات پستي و كارت‌هاي پستي جواب قبول مورد استفاده قرار داد.

كاغذ   (Coated SCA) SCA

كاغذ SCA  يا Super Calendered Type A به كاغذهاي فوق صيقلي اطلاق مي‌‌شود. در طول فرآيند توليد، اين كاغذ از ميان مجموعه سيلندرهاي به هم چسبيده ماشين كاغذسازي عبور كرده و سطح آن‌ها كاملاً صاف و يا  به اصطلاح  صيقلي مي‌شود. از اين كاغذها براي لايي روزنامه‌ها، چاپ تبليغات و آگهي و همچنين مجله و كاتالوگ  مورد استفاده  قرار مي‌گيرد.

انواع كاغذهاي بدون پوشش (Uncoated)

كاغذ افست ffset paper

مهم‌ترين ويژگي اين نوع كاغذ سازگاري آن با ماشين چاپ و مقاومت در مقابل رطوبت است. اين كاغذ را اسب باركش چاپخانه‌ها مي‌‌نامند. معمولاً رنگ اين كاغذ سفيد است ولي انواع رنگي آن نيز وجود دارد. سطح اين كاغذ معمولاً نرم  و در مواردي نيز داراي طرح است و يا به‌صورت خط‌دار پرداخت مي‌ شود.

مصارف اين نوع كاغذ فراوان است و از كتاب و مجله، مصارف پستي گرفته تا موارد ديگر را در بر مي‌‌گيرد. تبديل‌كاران اين كاغذ را به‌صورت فرم‌هاي به هم پيوسته نيز در مي‌‌آورند.

كاغذ كدر Opaque Paper

نوعي كاغذ افست با ميزان پشت پوشاني بالاتر. اين نوع كاغذها از كاغذهاي افست معمولي گران‌تر است و براي چاپ كتاب و مجله به‌كار مي‌‌روند.

كاغذ  افست براي كتابOffset book paper

جلد كتاب‌ها معمولاً براساس كتاب طراحي مي‌‌شوند. كاغذ بايد از چنان حجمي برخوردار باشد كه به خوبي در عطف بنشيند. بنابر اين براي كتاب‌هايي كه صفحات آنها زياد نباشد، استفاده از كاغذهاي حجيم‌تر مناسب است. كاغذهاي كتاب افست را براساس تعداد صفحه در هر اينچ يا pages per inch  (ppi)  مي‌‌سازند تا طراحان جلد كتاب دقيقاً بتوانند ضخامت كتاب را براساس تعداد صفحات كتاب مشخص كرده يا ناشر به تعداد مورد نياز كاغذ سفارش دهد. شيرازه و عطف كتاب براي بازاريابي كتاب بسيار اهميت دارد. عطف ضخيم‌تر بيشتر مي‌‌تواند نگاه خريداران را جذب كند. زيرا هنگامي كه كتاب در قفسه كتاب‌فروشي قرار مي‌‌گيرد تنها عطف آن است كه ديده مي‌‌شود و مي‌‌تواند خريدار را به سوي خود بكشد. بسياري از كاغذهاي افست به‌صورت مصرفي (commodity)  و يا كدر (opaque)  ساخته مي‌‌شوند. ولي مي‌‌توان آن‌ها را به‌صورت ppi نيز توليد كرد و آن‌ها را كاغذ كتاب افست ناميد. ميزان انعكاس نور از اين كاغذها بسيار كم است زيرا بازتاب نور در هنگام خواندن چشمان را مي‌‌آزارد. نوعي از اين كاغذها به نام‌  hi-bulk نيز توليد مي‌‌شود كه هم سبك است و هم صخيم زيرا در ميان الياف آن هوا با فشار وارد شده است.

كاغذ كپيcopy paper

همانگونه كه از اسمش پيداست از اين كاغذ در دستگاه‌هاي كپي استفاده مي‌‌شود. توازن رطوبت در اين كاغذها كاملاً رعايت شده تا درون ماشين مشكل ايجاد نكند. اخيراً شركت‌هايي كه اين‌گونه كاغذها را توليد مي‌‌كنند آن‌ها را به سه دسته كاغذ كپي، كاغذ ليزري و كاغذ جوهرافشان تقسيم كرده‌اند. با اين‌كه در مجموعه اين كاغذها بسيار شبيه به هم هستند تفاوت‌هاي اندكي از نظر سطح پرداخت و جذب مركب دارند.

كاغذ متن و جلد (text and cover paper)

اين كاغذ ويژه طراحان است و هم به‌صورت سفيد  و هم رنگي و با پرداخت‌هاي گوناگون به‌صورت فانتزي و طرح‌دار ارايه مي‌‌شود. بيشتر اين كاغذها بازيافتي هستند.

كاغذ تحرير /  نوشتارwriting / script paper

از اين كاغذها معمولاً براي سربرگ استفاده مي‌‌شود. آن‌ها كاملاً با چاپگرهاي ليزري و دستگاه‌هاي فتوكپي سازگار هستند و اغلب در قطع 4 A ارايه مي‌‌شوند. سطح آن‌ها داراي پرداختي نرم و صاف است.

كاغذ بريستولBristol paper

اين كاغذ سنگين است و از كاغذهاي متن و جلد ارزانتر است و كيفيت پايين‌تري دارد. از اين كاغذ براي جلد گزارش  شركت‌ها، نشانه‌ها و اقلام تبليغاتي فروشگاهي استفاده مي‌شود كه در توليد آن‌ها به كاغذ ضخيم و انعطاف‌ناپذير نياز است.

كاغذ پاكت  (Envelope paper)

تبديل‌كاران اين كاغذ را به پاكت تبديل مي‌‌كنند.

كاغذ  اداري  (Forms Bond)

اين كاغذ به‌صورت رول ساخته شده و در اختيار شركت  قرار مي‌‌گيرد تا  آن  را به كاغذهاي فرم  پيوسته  تبديل  كنند. از اين كاغذها  براي مصارف اداري از جمله صورت حساب، قبض و غيره استفاده مي‌‌شود.

كاغذ پوشه  (Inde  paper)

از اين كاغذ براي ساخت پوشه‌هاي اداري  و كارت‌هاي انديكس استفاده مي‌‌شود.

كاغذ  (MICR  Paper)  MICR

اين كاغذها از نوع كاغذهاي امنيتي است و مندرجات روي آن‌ها را با استفاده از مواد شيميايي  يا روش‌هاي ديگر نمي‌‌توان پاك كرد. از اين كاغذ در بانك‌ها و براي توليد دسته چك استفاده مي‌‌شود.

كاغذ پستي  (Reply  Card Paper)

اين نوع  كاغذ به‌صورت بدون پوشش‌ نيز عرضه مي‌شود و همان ويژگي‌هايي را كه در بخش انواع كاغذهاي پوشش‌دار مطرح شد ،   دارا  مي‌‌باشد.

كاغذ مقوا و اتيكت  (Tag  and  Board)

اين كاغذ سنگين است و از آن معمولاً براي اتيكت لباس در فروشگاه‌ها استفاده مي‌‌شود.

كاغذ پشت‌نما  Translucent Paper

كاغذي كه پشت آن  ديده مي‌‌شود  (شبيه كاغذ كالك و پوستي). از  اين كاغذ در گزارش‌هاي  سالانه و يا كارت‌هاي دعوت بسيار نفيس استفاده مي‌‌شود.

ب- معرفي کاغذ و مقواي گلاسه

کاغذ چاپ داراي پوشش دورو با کيفيت بالا و کمي سنگين و با سطحي صاف و هموار را کاغذ گلاسه مي نامند. تکثير تصاوير تک رنگ و چند رنگ با کيفيت خوب نياز به کاغذي دارد که سطح آن يکدست و صاف باشد و بصورت يکنواخت جوهر جذب سطح آن شود . کاغذ گلاسه در اين مورد مناسبترين مي باشد.

انواع سايز و گرماژ کاغذ و مقواي گلاسه:

کاغذ گلاسه در سايزهاي 100*70، 90*60 و(سايزهاي خاص ) گرماژهاي 80 ، 90 ، 100 ، 113 ،118 ، 135 ، 148 ، 170 ، 200 ،    250  ، 280 ، 300 ، 350   ارائه مي شود.

موارد مصرف کاغذ و مقواي گلاسه:

 انواع مجله و جلد آن ، کارت ويزيت از مصارف اصلي کاغذ و مقواي گلاسه هستند. اين نوع کاغذ به طور ويژه در چاپخانه ها و انتشاراتي ها کاربرد  دارد.

 شرکت هاي توليد کننده کاغذ و مقواي گلاسه:

 برندهاي معروف کاغذ گلاسه عبارتند از شينهو (Artone)، هانسل (Hansol)، موريم (Moorim)، نيوکرون(New crown) ، نويا (Nevia)

 درحال حاضر بيشترين کاغذهاي وارداتي از کشورهاي کره جنوبي، چين و اندونزي ميباشد .

 کاغذ گلاسه به دو صورت مات و براق و همچنين يک رو و دو رو ارائه مي شود.

ج- معرفي مقواي پشت طوسي و سفيد

مقواي پشت طوسي مقوايي است با گرم هاي متنوع که يک طرف آن سفيد است. از اين نوع مقوا در چاپ جعبه و بسته بندي هاي مختلف استفاده مي شود.

مقواي پشت طوسي يا دوبلکس از ورقه هاي مقوا بصورت دو لايه تهيه ميشود و بطور طبيعي اين دو لايه با صفحه هاي مخصوص مرطوب به همديگر چسبانده ميشود

انواع سايز و گرماژ مقواي پشت طوسي و سفيد:

اين نوع مقوا در انواع سايزها  و گرماژهاي 210, 230 ,250, 280, 300, 350, 400 ارائه مي شود.

مشخصات مقواي پشت طوسي و سفيد:

مقواي پشت طوسي داراي خصوصيات زير ميباشد: سختي يا نرمي زياد (با توجه به نوع آن) ، شفافيت قابليت چاپ بالا، معمولا روي آن سفيد و پشت آن سفيد يا طوسي ميباشد و در پالت و در لايه فيلم هاي پلاستيکي بسته بندي ميشود .و معمولا رول و شيت ( ورق) آن توليد ميشود .

مقواهاي پشت طوسي که استفاده از آنها به خصوص در بسته بندي داروها معمول مي باشد از نوع بازيافتي بوده و نظر به بازيافتي بودن آنها و حساسيت هاي موجود دررابطه با نوع کاربري آنها استفاده از آنها در بسته بندي هاي دارويي از لحاظ قانوني ممنوع مي باشد . شايان ذکر است که اين مقواها متاسفانه در برخي صنايع غذايي نظير بسته بندي بستني هاي ليتري و ... نيز کماکان مورد استفاده قرار مي گيرند . مقواي پشت کرم يا زرد که کيفيتي بالا تر از مقواي پشت طوسي دارد معمولا در ساخت جعبه هاي دارويي و بهداشتي بکار مي رود.

نوع ديگري از مقوا در بسته بنديهاي بهداشتي مورد استفاده قرار ميگيرد و داراي مجوز وزارت بهداشت ايران است مقواي IVory board است که در ايران به ايندر برد يا ايندل برد معروف است.

موارد مصرف مقواي پشت طوسي و سفيد:

عمدتا در بسته بندي بکار ميرود : نظير جعبه کفش ، دستمال کاغذي ، جعبه شيريني ، جعبه کبريت ، جعبه خمير دندان، و انواع بسته بندي ها در تمام صنايع

شرکت هاي توليد کننده مقواي پشت طوسي و سفيد:

برندها و مارک هاي معروف شامل هانسول (hansol)، اژدها(shinpoong)، ببري (seha)، اسبي (White horse) و پاندا مي باشند.

د- معرفي کاغذ صنعتي - کرافت

کاغذي با مقاومت بالا که از سولفات خمير پالپ تهيه ميشود . کاغذهاي کرافت بسيار متنوعند : شامل کاغذهاي کرافتي که سفيد نشده که براي بسته بندي استفاده ميشوند تا کاغذهاي کرافت سفيد شده که براي تهيه کاغذهايي که پيوستگي بافت آن قوي است . اين نوع کاغذ معمولا با رنگ قهوه اي يا با رنگ سفيد توليد ميشود و با دوام ميباشد و عمومابراي بسته بندي جعبه ، کارتن ، پاکت (کرافت) بکار ميرود گرماژ و وزن اين کاغذ بسيار متنوع است بطوري که از ترکيب آنها در توليد ورق و کارتن امکان توليد بيش از يکصد نوع ترکيب در ورقهاي 3 لايه و 5 لايه ميسر مي گردد و به صورت کاغذ کرافت ، مقواي کرافت و مقواي زبر يا خشن کرافت ميباشد.

موارد مصرف کاغذ صنعتي کرافت:

اين نوع کاغذ مورد استفاده کارخانجات توليد ورق کارتن ، توليدکنندگان پاکت سيمان و همچنين توليد ساک هاي کاغذي است.

شرکت هاي توليد کننده کاغذ صنعتي کرافت:

برند هاس معروف کرافت لي اند من (Lee And Man) ، دايهان ( Daehan  ) و Asia Paper ... مي باشد  .

ه- معرفي کاغذ روزنامه و کاغذ LWC

کاغذ روزنامه کاغذي است که از تفاله ي چوب ( فيبرهاي بازيافت شده ) و بدون بکارگيري عمليات مکانيکي روي آن ساخته ميشود و مقاومت آن در برابر نور پائين است و به دلايل فوق ارزان ، اما شکننده و لطيف است. البته گاهي کاغذ روزنامه از خمير اوليه چوب نيز توليد ميشود ( 42 تا 48 گرمي ) که سايه روشن رنگ و سطحي که اجازه ميدهد چاپ عکس روي آن با وضوح بيشتري از کاغذهاي روزنامه ديگر انجام شود.و عرض دستگاه توليد کننده آن حدودا 1575 تا 1760 ميليمتر ميباشد . اين کاغذ همانطور که از نام آن پيداست ، مخصوص روزنامه است و سفيد، مسطح قدرت جذب بالا داشته و معمولا براي چاپ روزنامه با ماشين افست و لترپرس استفاده مي شود.

کاغذ روزنامه براي کارهاي هنري سريع و موقتي مناسب است. از اين کاغذ براي طراحي هاي خام و اوليه ي بزرگ و طراحي هاي موقتي که با مداد ذغالي يا مداد شمعي و مداد گچي انجام مي شوند، استفاده ميشود. کاغذ روزنامه بصورت دفترچه، ورقه و ... در دسترس است. رنگ اين کاغذ معمولا" فيلي رنگ است. ضمنا بصورت رنگي هم توليد ميشود . اين کاغذ داراي کشش سطحي کافي و مقاومت مناسب در زمان چاپ ميباشد

انواع سايز و گرماژ کاغذ روزنامه:

اين نوع کاغذ به صورت رول هايي با عرض هاي از 70 تا 110 سانتي متر و گرماژ متنوع از 60 تا 250 گرم توليد مي شود.

منابع

1-قاسميان علي(376ا) کاغذ سازي انتشارات علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان

2-قاسميان علي،(1385)، الياف شناسي کاغذ و کاغذشناسي، انتشارات مرکز آموزش علمي-کاربردي فرهنگ و هنر، واحد 5 تهران.

3- ميرشکرايي، سيداحمد، (1381)، فرهنگ اصطلاحات فن‌آوري خمير و کاغذ، انتشارات آئيژ، تهران

برنامه‌ریزی استراتژیک بازاریابی

برنامه‌ریزی استراتژیک بازاریابی

تهیه کننده:ملیحه آذرمی

چکيده:

بازاريابي مداوم با هدف پوشش دهي نيازمندي انسان در جهان جريان دارد. در واقع بازاريابي به دنبال ارضاي خواسته ها و نياز هاست وبه طور مداوم تلاش مي کند که اين کار را بهتر انجام دهد. در حقيقت اين شيوه هاي بهتر ارضاي نياز است که شرکت هاي موفق را از ناموفق جدا مي سازد. امروزه ضرورت پرداختن به مقوله بازاريا بي بيش از پيش و فراتر از کشور هاي توسعه يافته احساس مي شود. به عبارتي بازاريابي يکي از مزاياي رقابتي شرکت هاي امروزي است ومديريت آن, اثر بخشي و کارآيي برنامه هاي بازاريابي را بيشتر مي کند. يکي از راههاي مديريت اثر بخشي بازاريابي تدوين برنامه هاي استراتژيک بازاريابي مي باشد (اعرابي,مديريت کسب وکار, 1390).

لذا در اين تحقيق به بيان شيوه هاي برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي و زير مجموعه هاي آن  مي پردازيم. با استفاده از اين روشها مي توان از استراتژيهاي بازاريابي و زير مجموعه هاي آن به عنوان معياري براي هماهنگي ساير عناصر واستراتژيهاي سازماني نيز استفاده کرد.

کليد واژه: استراتژي برنامه ريزي بازاريابي استراتژي بازاريابي استراتژي آميخته بازاريابي.

مقدمه:

با طراحي واحدهاي سازماني و تعيين اداره ها و بخشهاي داخلي , کارهاي سازمان ميان واحدهاي اصلي تقسيم مي شود و امکان استاندارد کردن کارها و تخصصي کردن فعاليت کارکنان فراهم مي گردد. ولي موفقيت سازمان در تحقق اهدافش , مستلزم هماهنگ ساختن فعاليتهاي مذکور است. در واقع بدون هماهنگي , احتمال بروز تاخير و اتلاف وقت در انجام فعاليت , پروژه ها وبرنامه ها افزايش مي يابد وممکن است سازمان باعجز وناکامي مواجه شود. لذا اگر چه تدوين استراتژي براي پيشبرد اهداف يک سازمان ضروري است اما آنچه مهمتر به نظر مي رسد وجود هماهنگي بين عناصر سازمان ونيز استراتژيهاي مختلف آن است.

هماهنگي , فرايندي است که طي آن همه بخشهاي تشکيل دهنده يک کل براي کسب هدف مشترک , ترکيب مي شود. هماهنگي با مجموعه اي از ساز و کارهاي ساختاري ورفتاري تحقق مي يابد که براي مرتبط ساختن اجزاي سازمان با يکديگر به کار مي روند ونيل به اهداف سازماني را تسهيل مي کنند (اعرابي, مديريت کسب وکار,1390).

تحقيق حاضر در راستاي دستيابي به اين مهم در نظر دارد هماهنگي بين برنامه ريزي بازاريابي و عناصر زير مجموعه آن را بيان کند. در اين تحقيق استراتژيهاي آميخته بازاريابي انتخاب شده ميتواند هم با شرايط محيطي و هم با ساير استراتژيهاي سطح سازمان و عناصر آن سازگار باشد. بنابراين سازمان ها مي توانند با تعيين وضعيت موجود خود نسبت به نقاط مهم استراتژيک , اقدام به انتخاب استراتژي مناسب نمايند.

جايگاه برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي در سلسله مراتب استراتژيهاي سازمان:

برنامه ريزي با گرايش بازار يک فرايند مديريتي است که ايجاد و حفظ تعادل منطقي بين اهداف , منابع و موقعيتهاي متغيير و متزلزل بازار محصولات شرکتها را به عهده دارد وهدف آن ايجاد يا تغيير کار ومحصول شرکتها به منطور دستيابي به رشد و سود رضايت بخش است (روستا و ونوس و ابراهيمي ,مديريت بازاريابي ,1387).

تفاوت برنامه ريزي استراتژيک و برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي:

معمولا برنامه استراتژيک در سطح بالاتري از سازمان انجام مي شود واستراتژيهاي کلي را در بر مي گيرد که افق بلند مدتي را دنبال مي کنند اما برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي در سطح مرکز شرکت صورت مي گيرد واهدافي از جمله افزايش سهم بازار را در نظر دارد افق برنامه بر زمان کوتاهتري تاکيد داردو يک سند عملياتي است که شامل استراتژيهاي محصول مي باشد(مروري جامع بر برنامه ريزي ,فرهيخته و همکاران ,1389).

بيشتر سازمانها بجاي يک استراتژي جامع وواحد از مجموعه اي از استراتژيهاي مرتبط استفاده مي کنند که براي درک بهتر اين مطلب ابتدا چهار سطح سازماني را در موسسات امروزي بررسي مي کنيم.

سطح اول: سطح مديريت کلان شرکت

سطح دوم: سطح مديريت قسمت ها

سطح سوم: سطح مديريت واحدهاي خود گردان

سطح چهارم: سطح مديريت محصول

1-برنامه ريزي در سطح کلان شرکتها:

مسئوليت اين نوع از برنامه ريزي برعهده مديريت ارشد شرکتها مي باشد. مديريت ارشد با تعيين فلسفه وجودي, سياستها و استراتژيهاي شرکت ,فرصت تهيه برنامه هاي واحدهاي خود گردان واجراي اين برنامه ها را به وجود مي ورد.اين چهار چوب  فعاليت گاه بسيار کلي است وگاهي دقيقا از طرف مديريت سازمان براي تک تک واحدها تعيين مي شود. بدون در نظر گرفتن هر يک از دو شيوه مزبور تمامي شرکتها بايد چهار فعاليت برنامه ريزي را انجام دهند:

1-1) تعريف فلسفه وجودي شرکت

2-1) شناسايي واحدهاي خودگردان

3-1) تجزيه و تحليل و ارزيابي وضعيت سرمايه گذاري ها

4-1) شناسايي فعاليت هاي جديدي که شرکت مي تواند در آن وارد شود

1- فلسفه وجودي سازمان از پنج جزء تشکيل شده است:  تاريخ موسسه ,ترجيحات مديريت يا دارندگان کنوني موسسه, محيط بازار (فرصت ها و تهديدها ) , منابع در دسترس موسسه, صلاحيت آشکار موسسه.

در تعيين فلسفه وجودي بايد موارد زير را رعايت کرد:

- دامنه فعاليت در صنعت :شرکت دريک صنعت يا مجموعه اي ازصنايع مشابه مي تواند فعاليت کند.

- دامنه فعاليت در بازار:شرکت مي تواند به مشتريان مختلفي  در بازارهاي مختلف خدمت کند.

- دامنه عمودي: ميزان توليد مواد مورد نياز در منابع داخلي شرکت .در اين حالت مراحل طراحي, توليد , بازاريابي, توزيع را ديگران انجام مي دهند و شرکت مادر فقط هماهنگ کننده عمليات است.

- دامنه جغرافيايي: دامنه فعاليت شرکت در مناطق مختلف, کشورها وشرکتهاي چند مليتي مي باشد.

2- شناسايي واحدهاي خود گردان:

شرکتها براي اداره آسان تر هريک از رشته هاي کاري خود معمولا واحدهايي تشکيل مي دهند که هر کدام داراي ويژگيهايي است:

1- در يکي از رشته هاي کاري يا گروهي از آنها, که داراي وجه مشترک هستند و مي توان آنها را بقيه جدا کرد فعاليت  دارد .

2- داراي رقيب يا رقباي خاصي است.

3- مدير معيني دارد که مسئول برنامه ريزي استراتژيک و سود آوري واحد است .

3- تجزيه وتحليل وضعيت سرمايه گذاريها:

هدف از شناسايي دامنه فعاليت واحدهاي خود گردان, تهيه برنامه استراتژيک و اعتبار لازم براي آنهاست شرکت وضعيت واحدها را مي سنجد تا نسبت به رشد ,  حفظ يا اختتام آنها تصميم گيري کند.

نمونه هايي از ابزارهاي مورد نيازجهت اندازه گيري عملکرد فعلي شرکت:

روش گروه مشاوران بوستون.

روش جنرال الکتريک

 در روش گروه مشاوران بوستون ماتريسي طراحي شده که آن را ماتريس رشد و. سهم بازار مي نامند. اين ماتريس به چهار بخش تقسيم شده که براي هر بخش استراتژيهاي مختلفي تعيين شده وشرکتها با توجه به وضعيت فعلي واحدهاي خود گردان خود که در کدام بخش قرار گرفته مي توانند وضعيت مطلوب آينده را در نظر بگيرند و از استراتژي متناسب آن استفاده کنند.

انواع استراتژيهاي گروه بوستون:

- واحدهاي علامت سئوال ( Question mark

- واحد ستاره (Star)

- واحدهاي گاو شيرده (Cash Cow)

- واحدهاي سگ (Dog)

واحدهاي علامت سئوال:

اين واحدها از نرخ رشد بالاي صنعت و سهم بازار کمتري برخوردار هستند. حمايت مصرف کنندگان از محصولات اين واحدها ضعيف است و شرکت بايد سرمايه گذاري زيادي انجام دهد از جمله .تشديد تلاش هاي بازاريابي واحد و يا ترک بازار ( حذف واحد ) مي تواند از استراتژيهاي کارآمد در اين قسمت باشد.

يک واحد ستاره:

 عبارت است از يک واحد تجاري استراتژيکي مهم و عمده در داخل مؤسسه با سهم بازار بالا که در يک صنعت در حال رشد و توسعه اقدام به فعاليت مي نمايد، اگر مرحله علامت سوال با موفقيت انجام شود به ستاره تبديل مي شود  در اين مرحله شرکت بايد سرمايه گذاري و. تلاش هاي وسيع بازاريابي به منظور حفظ ويا افزايش سهم بازار واحد مذکورانجام دهد تا سود آور باشد.

واحدهاي گاو شيرده:

                عبارت است از  واحدهای تجاري استراتژيکي مهمی که با سهم بازار بالا در يک صنعت پولهاي زيادي را وارد سازمان مي کند. اين واحدها سود آورند پول حاصل از آنها صرف واحدهاي ديگر مي شود براي توسعه نياز به سرمايه گذاري نيست چون رشد بازار حالت نزولي دارد.

واحدهاي سگ:

 به واحدهای تجاري استراتژيکي اطلاق مي شود که با فروش محدود (سهم بازار پايين) در يک صنعت رو به زوال (با رشد پايين) فعاليت مي کنند. يک واحد سگ فرصتهاي رشد کمتري دارد و شرکت بايد بکوشد اين واحدها را منحل کند يا آنها را تغيير دهد (الواداري,بازاريابي و مديريت بازار).

وظيفه بعدي شرکت تهيه اهداف, استراتژي,بودجه مورد نياز هر واحدخود گردان است .اهداف را مي توان بصورت زير تعيين کرد:

ساخت: در اين هدف سعي مي شود تا سهم بازار واحد زياد شود.اين هدف بيشتر براي واحدهاي بخش علامتهاي سئوال مناسب است.

حفظ: در اينجا هدف حفظ سهم بازار واحد خود گردان است وبراي واحدهاي فوي و فعال در بخش گاوهاي شيرده مناسب است ,زيرا در اين صورت مي توانند به پول سازي خود ادامه دهند.

برداشت کردن: اين هدف براي واحدهاي ضعيفي است که در بخش گاوهاي شيرده فعاليت دارند. در اينجا سعي در افزايش کوتاه مدت جريان نقدينگي بدون توجه به آثار بلند مدت آن است. اين کار براي واحدهاي بخش علامتهاي سئوال وسگها نيز قابل اجرا است.

اختتام: در اينجا واحدهاي خود گردان منحل مي شوند. دليل اين کار تصميم به بهره گيري از منابع آنها درجايي مناسب تر است. اين کار براي واحدهاي بخش علامتهاي سئوال وسگها مناسب است (ونوس و روستا, مديريت بازاريابي, 1387).

روش جنرال الکتريک:

در اين مدل از عوامل ديگري براي تجزيه وتحليل استفاده مي شود که عبارتند از جذابيت بازار و موقعيت رقابتي.  ماتريس در اين روش جدول را به نه قسمت تقسيم مي کند که سه منطقه را تشکيل مي دهد.منطقه اول که شامل بخش چپ وبالاي جدول است نشان دهنده حالتي است که در آن , واحدها بايد به سرمايه گذاري و رشد بپردازند. منطقه مياني که قطر جدول را تشکيل مي دهدنشان دهنده حالتي است که در آن واحدها بايد سعي کنندتا درآمدهاي خود را افزايش دهندو قدرت انتخاب خود را تقويت کنند. سرانجام در بخش سوم, شرکت بايد واحدهاي خود گرداني را که در اين بخش قرار دارند بفروشد يا منحل کند. براي اين که شرکت تشخيص دهد واحدها در چه منطقه اي قرار گرفته اند بايد دو عامل فوق را بسنجد براي اين کار بايد جداولي رسم شود ودر آن مديريت شرکت فاکتور هاي مهم را معلوم کند و بتواند سهم اين فاکتورها را در پيشرفت شرکت تخمين بزند بعد براي آنها درجه بنديهايي انجام شود وبا عمليات رياضي ارزش نهايي را بدست بياورد با توجه به اعدادي که محاسبه شد مي توان تشخيص داد در حال حاضر شرکت چه وضعيتي دارد وبراي رسيدن به وضعيت مطلوب از چه استراتژيهايي بايد استفاده شود(ونوس و ابراهيمي, مديريت بازاريابي ,1387).

استراتژيهاي موجود در هر موقعيت:

ساخت بطور انتخابي جستجو براي از بين بردن نقاط ضعف, عقب نشيني در صورت عدم امکان رشد

سرمايه گذاري براي ساخت, تقويت نقاط آسيب پذير

حفظ موقعيت سرمايه گذاري براي رشد با حداکثر توان, توجه به حفظ قدرت

رشد محدود, حداقل کردن سرمايه گذاري وتوجيه عمليات

حفظ برنامه هاي فعلي توجه به سرمايه گذاري براي بخشهايي از بازار که داراي ريسک پايين وسود خوب هستند

سرمايه گذاري در جذابترين بخشهاي بازار, قابليت مقابله با رقيب , افزايش بهره وري

 اختتام عمر فعاليت, خود داري از سرمايه گذاري

مديريت درامد, بهبود خط محصول, حفظ مديريت در بخشهاي سود آور

حمايت و توجه مجدد, دفاع از نقاط قوت

4- برنامه هاي ورود به فعاليتهاي جديد:

در اين مرحله شرکت براي افزايش فروش و سودبايد برنامه هاي خود را معين کند.راههاي تعيين برنامه به شرح زير مي باشد:

1-افزايش ميزان فروش از طريق به کار گيري فعاليتهاي فعلي شرکت (موقعيتهاي رشد داخلي ) مديريت ابتدا بايد امکان بهره گيري از موقعيتهاي رشد در داخل شرکت را مورد بررسي قرار دهد. براي اين کار شبکه توسعه و گسترش( محصول /بازار) طراحي شده است . ابتدا مدير امکان افزايش سهم بازار رابا بهره گيري از محصولات فعلي بررسي مي کند.( استراتژي نفوذ در بازار), سپس امکان پيدا کردن بازارهاي جديد را براي محصولات خود بررسي مي کند(استراتژي گسترش بازار) وسرانجام امکان معرفي محصول جديد را براي علائق بالقوه موجود در بازار فعلي مورد بررسي قرار مي دهد(استراتژي گسترش محصول).

- استراتژي نفوذ در بازار: ابتدا مديريت امکان افزايش سهم بازار را با بهره گيري از محصولات فعلي شرکت بررسي مي کند. براي اين کار  سه راه وجود دارد:

1-افزايش تعداد دفعات خريد مشتريان فعلي.

2- جذب مشتريان محصولات رقبا.

3- ترغيب کساني که از محصول شرکت استفاده نمي کنند به خريد و مصرف آن.

- استراتژي گسترش  بازار: در اين مرحله مديريت امکان پيدا کردن بازارهاي جديد را براي محصولات خود بررسي مي کند. براي اين کار ميتوان به گسترش شبکه فروش , تجزيه و تحليل خريداران فعلي وپيدا کردن  مشخصات خريداران آتي وسرانجام فروش محصول درمحل هاي جديد جغرافيايي اعم از منطقه اي , ملي , بين المللي  پرداخت.

- استراتژي گسترش محصول: دراين مرحله امکان معرفي محصول جديد را براي علائق بالقوه موجود در بازار فعلي بررسي مي کند.اين کار از طريق عرضه ي محصولي با مشخصات کاملا جديد وبهبود سطح کيفيت محصول يا بهره گيري از تکنولوژي جايگزين جديد امکان پذير است.

2-شناسايي فعاليتهاي جديد مرتبط با فعاليتهاي اصلي شرکت (موقعيتهاي رشد خارجي همگون ) .

در اين گروه , موقعيت هاي رشد درفعاليت هاي مرتبط با فعاليت هاي اصلي شرکت مورد توجه قرار مي گيرد. اين حرکت مي تواندباعث  ايجاد سه استراتژي مختلف شود:

1- يکپارچگي شرکت با عرضه کنندگان مواد اوليه خود(استراتژي يکپارچگي معکوس).

2-يکپارچگي با عمده فروشان يا خرده فروشان محصولات شرکت (استراتژي يکپارچگي پيشرو).

3- يکپارچگي با رقبا (استراتژي يکپارچگي افقي) .

3- شناسايي موقعيتهاي موجود در فعاليتهاي غير مرتبط با فعاليت اصلي شرکت (موقعيتهاي رشد خارجي ناهمگون ). اين طريقه از رشد زماني معنا پيدا مي کند که موقعيت هاي مناسبي در ساير فعاليت هاي موجود دربازار وجود داشته باشد, واين نيز زماني اتفاق مي افتد که يا صنعت مذ کور از جذابيت بالايي برخوردار باشد ويا شرکت داراي نقاط قوت بسياري باشد .

 راه اول جستجو براي محصول جديد بابهره گيري از خط توليد فعلي است . محصولات جديد از هم افزايي تکنو لو ژيک يا بازار يابي برخوردارند ومورد تقاضاي گروه جديدي از مشتريان خواهند بود(استراتژي متنوع سازي متحد المرکز).

 راه دوم , جستجو براي محصولات جديدي است که مورد تقاضاي مشتريان فعلي بوده, ولي براي توليد انها از تکنولوژي موجود در خط توليد استفاده نمي شود(استراتژي متنوع سازي افقي).

 راه سوم جستجو براي فعاليتهاي جديدي است که کوچکترين ارتباطي با تکنولوژي مورد استفاده , بازار فعلي ومحصولات توليدي نداشته باشد( استراتژي متنوع سازي پوششي).

3- برنامه ريزي استراتژي واحدهاي خود گردان شامل هشت مرحله به شرح زير است :

 1-3) فلسفه وجودي واحد :در اين تعريف بايد نقاط مبهم وکلي در فلسفه ي وجودي شرکت تعريف وتبيين گردد.

2-3) تجزيه و تحليل محيط خارجي(فرصت ها وتهديدها) :شرکت ها با استفاده از تجزيه وتحليل محيط خارجي  مي توانند مزيت رقابتي خود را نسبت به شرکت هاي ديگر افزايش دهند. هريک ازاين فرصت ها را بايد با کمک دو شاخص جذابيت واحتمال موفقيت سنجيد. احتمال موفقيت هر واحد به نقاط قوت آن , برتري اين نقاط نسبت به عوامل موثر بر پيروزي وموفقيت وسرانجام برتري آن نسبت به وضعيت رقبا بستگي دارد تهديدها عبارت اند از چالشهاي ايجاد شده بر اثر روندهاي نامطلوب که در صورت نبود تدابير هدف دار بازاريابي موجب تضعيف. موقعيت واحدها دربازار خواهند شد. تهديدها با دو شاخص(جدي بودن تهديد) و (احتمال وقوع) سنجيده مي شوند

3-3) تجزيه وتحليل محيط داخلي  يا همان نقاط ضعف وقدرت سازمان:

هر واحد نياز دارد تا بصو.رت دوره اي نقاط ضعف و قدرت خود را بسنجد. اين تجزيه و تحليل در سر فصلهاي مالي ,بازاريابي , توليد وسازمان انجام مي گيرد

.4-3) تعيين اهداف : اکثر واحدها اهدافي از قبيل , سودآوري ,رشد فروش ,بهبود سهم بازار , حسن شهرت و نو آور بودن را مد نظر دارند البته اين اهداف بايد هماهنگ , واقع گراو به ترتيب اهميت باشند.

5-3) تدوين استراتژي: استراتژي نحوه رسيدن به هدف را بيان مي کند از جمله استراتژيهايي که شرکتها استفاده مي کنند استراتژيهاي پورتر مي باشد: الف)استراتژي رهبري در هزينه. ب)استراتژي تمايز. ج) استراتژي تمرکز(کانون).

6-3) تدوين برنامه.

7 -3) اجرا.

8-3)  بازخور و کنترل.

فرايند بازاريابي:

اين فرايند شامل چرخه اي است که به طور مداوم تکرار مي شود ابتدا در قدم نخست واحد بازاريابي اطلاعات بازاريابي را عرضه مي کند سپس برنامه ريزان اطلاعات را ارزيابي مي کنند ودر مورد اهداف ومنابع مذاکره کرده وبه نتيجه اي منطقي مي رسند سپس برنامه هاي بازاريابي را براساس آن اهداف تهيه کرده وبه اجرا در مي آورندسپس نتايج را بررسي. و چرخه را دوباره تکرار مي کنند (ونوس و ابراهيمي ,مديريت بازاريابي ,1387).

مراحل فرايند:

1-تجزيه و تحليل فرصت هاي بازار:شرکت بايد بازار مصرف کنندگان را کا ملا بشناسد يعني بداند خريداران چه کساني هستند ,از کجا مي خرند , باچه قيمتي مي خرند , رقبا را شناسايي کرده و بتواند استراتژي هاي  انان را در مورد قيمت , محصول , تبليغ , ترفيع مورد بررسي قرار دهد.

2-جستجو و انتخاب بازارهاي هدف:بعد از جمع آوري اطلاعات , شرکت بايد بازار هدف مناسب را جستجو کند براي اين منظور بايد جذابيت بازار اندازه گيري شود که اين کار از طريق تخمين اندازه ي بازار , سود آوري , ميزان رشد ونظاير اين ها امکان پذير است.

3-طراحي استراتژي هاي بازاريابي: انتخاب استراتژي مناسب به سياست شرکت ونقش مورد نظرش در بازار بستگي دارد که آيا شرکت قصد دارد دربازار به عنوان رهبر عمل کند يا پيرو ديگران باشد , به دنبال نفوذ در بازار وکشف بازار هاي جديد باشد يا دربازار هاي فعلي ديگران را به مبارزه دعوت کند.

4-برنامه ريزي براي برنامه هاي بازاريابي: اتخاذ تصميمات مهم در آميخته ي بازار يابي , تخصيص منابع بازاريابي وهزينه هاي بازاريابي جزئي از استراتژي بازا يابي است اميخته ي بازار يابي مجموعه از ابزار بازاريابي است که شرکت با استفاده از آن ها سعي در تحقق اهداف خود در بازار هدف دارد.مک کار تي چهار عنصر آميخته ي بازاريابي را به شرح زير تعريف مي کند. (محصول , قيمت, ترفيع , توزيع )

5-سازماندهي، اجرا و کنترل فعاليت هاي بازاريابي :دراجراي برنامه هاي بازار يابي اتفاقات بسياري روي مي دهد , لذا لازم است روش هايي  براي کنترل در نظر گرفته شود  واز باز خوردها نيز استفاده گردد. سه نوع کنترل در بازار يابي مطرح است : کنترل برنامه ي ساليانه , کنترل سود آوري و کنترل استراتژيک.

اجزاي برنامه ريزي واهداف هرکدام

1- خلاصه اي براي مديريت : ارائه خلاصه برنامه ي پيشنهادي به مديريت

2- موقعيت فعلي بازاريابي که ارائه اطلاعات تاريخي در مورد بازار , محصول , رقبا, کانال هاي توزيع ومحيط کلان مي باشد.

3- تجزيه وتحليل موضوعات و فرصت ها و تهديد ها و قدرت ها وضعف ها در رابطه با محصول.

4- .اهداف: به دو نوع مالي وبازار يابي تقسيم ميشود وبايد واضح و قابل اندازه گيري در طي دوره ي زماني خاصي باشد همچنين قابل دسترس وچالش برانگيز و هماهنگ با ديگر اهداف باشند .

5- استراتژي بازاريابي : درطراحي استراتژي بازاريابي مي توان انتخاب هاي گوناگوني انجام داد که درادامه ي مطلب به آن اشاره مي شود .

6- برنامه هاي عملياتي : در اين برنامه ها بايد روشن باشد که چه کاري, در چه زماني , به وسيله ي چه کسي وبا چه هزينه اي انجام مي گيرد.

7- سود وزيان پيش بيني شده که پيش بيني نتيجه ي احتمالي بودجه طرح را انجام مي دهد.

8- کنترل هاي لازم: نظارت بر اجراي برنامه است .

نقاط مهم در برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي

براساس ديدگاه ها واکر وهمکاران , مدل چرخه ي حيات محصول ,چهار چوبي است که وقوع فرصت هاو تهديدها دربازار وصنعت را نشان ميدهد وبه اين وسيله شرکت ها بهتر مي توانند تغيير در هدف , بازار استراتژيک محصول , تغيير در استراتژي محصول وتغيير در برنامه ريزي سازمان راپيش بيني کنند. دو متغيير اصلي براي تشخيص مراحل چرخه ي حيات محصول (ميزان رقابت تعداد رقبا) و (توجه به بازار فعلي يا جديد) است (اعرابي , مديريت کسب و کار ,1390).

انواع برنامه ريزي استراتژيک بازاريابي براساس نقاط مهم شرکت

کانون اصلي توجه ما طراحي برنامه ها, طرح ها واستراتژي ها ي بازار يابي است براي هر يک از بازار/ محصول هاي يک سازمان . اين که يک واحد چگونه در صنعت خود رقابت مي کند مسئله اي اساسي دز استراتژي بازار يابي است.کانون اصلي استراتژي بازار يابي ,تخصيص مناسب وهماهنگ نمودن فعاليت ها ومنابع بازار يابي است به منظور تامين اهداف عملياتي شرکت از حيث بازار / محصول خاص. لذا مسئله ي اصلي مربوط به قلمروي استراتژي بازار يابي , عبارت است از تعيين  بازارهاي هدف خاص براي يک خانواده محصول يا يک محصول خاص.سپس شرکت ها ازطريق يک طراحي و اجراي يک برنامه مناسب عناصر آميخته ي بازاريابي( اساسا چهار آميخته ي محصول ,قيمت ,مکان و پيشبرد) طبق نياز وخواسته هاي مشتريان بالقوه دران بازار هدف , به دنبال کسب مزيت رقابتي وايجاد هم افزايي هستند.

بخش زيادي از وظيفه ي مدير بازار يابي , کنترل وتجزيه و تحليل نيازها وخواسته هاي مشتري وفرصت ها وتهديد هاي به وجود امده ناشي از فعالييت هاي رقبا وتغييرات رخ داده در محيط بيروني است.

در مقابل , مديران کل ومديران ارشد ديگر بخش ها وعمليات مي بايد بازار يابي را به خوبي درک کنند تا استراتژي هاي سازماني موثري طراحي کنند.

استراتژي هاي مرحله ي معرفي

استراتژي نفوذي دربازار انبوه

استراتژي نفوذ دربازار بسيار خاص ورود موقت به يک بازار و عقب نشيني سريع از ان

استراتژي هاي مرحله رشد ورقابت

استراتژي حفظ سهم بازار

استراتژي تمديد رشد فروش

1 استراتژي افزايش نفوذ

2 افزايش ميزان استفاده

3 توسعه ي بازار

استراتژي هاي مرحله ي بلوغ

- براي شرکت هاي پيشگام

استراتژي دژ يا دفاع از موقعيت

دفاع ازطريق هجوم کاذب

مقابله

توسعه ي بازار

انقباض يا عقب نشيني  استراتژيک

- براي شرکت هاي پيرو

حمله مستقيم

جهش بلند

حمله از اطراف

محاصره

حمله چيريکي

استراتژي هاي مرحله ي افول

استراتژي برداشت

استراتژي حفظ

استراتژي باز مانده ي سود آور

استراتژي بازار بسيار خاص وکوچک

انواع استراتژي عناصر آميخته بازار يابي بر اساس نقاط مهم استراتژيک :

در خصوص هريک از عناصر آميخته بازاريابي نيز , استراتژي هاي گوناگون مطرح است که در زير به آن ها اشاره مي شود.

انواع مختلف استراتژي هاي محصول عبارتند از :

1- استراتژي متنوع سازي

2- استراتژي توسعه بازار

3- استراتژي توسعه محصول

4- استراتژي تمرکز (نفوذ)

انواع مختلف استراتژي قيمت گذاري عبارتند از:

1-استراتژي بهره برداري سريع/ استراتژي نفوذي

2- استراتژي مبتني بر هزينه

3- استراتژي مبتني بر رقبا  

4- استراتژي مبتني بر مشتري

انواع مختلف استراتژي هاي پيشبرد فروش عبارتند از:

1-استراتژي رانشي

2- استراتژي کششي

انواع مختلف استراتژي توزيع عبارتند از:

1-    استراتژي توزيع نا همگن

2-    استراتژي وسيع

1-      استراتژي توزيع متمرکز ( فشرده)

2-      استراتژي گزينشي

نتيجه گيري

سازمان ها نقاط مهم استراتژيک را درجهت دستيابي  به هماهنگي استراتژيک ويا انجام اقدامات و عمليات مناسب انتخاب مي کنند. به عبارت ديگر , نقاط مهم استراتژيک , نقاطي براي هماهنگي هستند واگر همه ي عناصر وسيستم هاي سازمان خود را با آن هماهنگ نمايند يک هماهنگي همه جانبه به وجود مي آيد که ايجاد هم افزايي مي نمايند. معمولا سازمان ها مي توانند با تشخيص وضيعت موجود خود نسبت به اين نقاط , استراتژي هاي مناسب را براي رسيدن به وضعيت مناسب ودر جهت ميل به وضعيت مطلوب انتخاب کنند. اگر استراتژي هاي انتخاب شده در هر سطحي با نقاط ديگر هماهنگ باشند خودبه خود يک هماهنگي همه جانبه به وجود مي ايد از ميان استراتژي هاي وظيفه اي نامبرده , تمرکز اصلي اين تحقيق برروي استراتژي هاي بازاريابي است. اين که يک واحد چگونه در صنعت خود رقابت مي کند مسئله ي اساسي در استراتژي بازاريابي است . کانون اصلي استراتژي بازار يابي تخصيص مناسب وهماهنگ کردن فعاليت ها و منابع بازار يابي  به منظور تامين اهداف عملياتي شرکت از حيث يک بازار محصول خاص است .لذا مسئله ي اصلي مربوط به قلمروي استراتژي بازاريابي , عبارت است از تعيين بازار هاي هدف خاص براي يک خانواده ي محصول سپس شرکتها با طراحي واجراي برنامه ي مناسب عناصر آميخته ي بازار يابي طبق نياز ها وخواسته هاي مشتريان بالقوه دآن بازار هدف به دنبال کسب مزيت رقابتي هستند. .

منابع

1) مديريت بازاريابي؛ دکتر احمد روستا، داور ونوس، ابراهيمي؛ انتشارات سمت(1387).

2)بازاريابي و مديريت بازار؛ حسن الواداري؛ دانشگاه پيام نور.

3)مروري جامع بر برنامه ريزي بازاريابي, دکتر پرويز احمدي, شيرزاد فرهيخته, محمد صفري کهره, فاطمه فرهيخته, انتشارات تهران- فرهيختگان دانشگاه (1389).

4)مديريت استراتژيک بازاريابي, محمد اعرابي, سعيده اميري, تهران- دفتر پژوهشهاي فرهنگي(1390).

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک

تهیه کننده: سمیه سعیدی

چکیده :

انسانها با حرکت در مسیر تکامل و رشد عقلانی خود بتدریج بر ضرورت ((برنامه ریزی )) در زندگی واقف شدند و آن را به منزله ابزاری درخدمت مدیریت و رهبری نظامهای اجتماعی مورد توجه قرار دادند . سازمانها و موسسه های اداری امروز ، به حدی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزیهای دقیق ، امکان ادامه حیات ندارند .برنامه ریزی مستلزم آگاهی از فرصتها و تهدیدهای آتی ، و پیش بینی شیوه مواجهه با آنهاست . برنامه ریزی از وظایف بسیار مهم مدیران است و با سایر وظایف آنها نیز ارتباط دارد در واقع نیاز به برنامه ریزی از این مساله ناشی می شود که همه سازمانها با فعالیت در محیطی پویا ،مترصد آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند . پویایی محیط و وجود تلاطم در آن و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی ، بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می افزاید.شایان ذکر است یکی از مشکلات هر سازمان تدوین استراتژی درست می باشد با بکارگیری استراتژی غلط درسازمان و ندیدن تهدیدها و فرصتهای محیطی و بکارنبردن صحیح نقاط قوت و ضعف هر سازمان ،می توان ضربه های جبران نشدنی به پیکره سازمان وارد نمود لذا به منظور کاهش اثرات زیان بار استفاده از استراتژی های غلط در سازمان و لزوم بکارگیری صحیح فرصت ها ، تهدیدهای محیطی و همچنین نقاط قوت ،ضعف سازمان در این مقاله مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیک  از دیدگاه جان . ام برایسون و فرد آر. دیوید ،تشریح شده است.

واژگان کلیدی :

اهداف سازمانی ، استراتژیک ، برنامه ریزی ، ماموریت سازمان ، شناخت از محیط داخلی و خارجی ، استراتژی

مقدمه

برنامه ریزی فرایند دستیابی به اهداف سازمان است در یک کلام برنامه ریزی یعنی تعیین فعالیت های اثربخش در جهت تحقق هدف به بهترین شکل ممکن (کارآیی) به عبارتی می توان گفت برنامه محصول برنامه ریزی می باشد . گلاک و دیگران ( 1982 )، مدیریت استراتژیک را "یک فرآیند یا سیستم مدیریتی که برنامه ریزی و تصمیم گیری استراتژیک را به مدیریت عملیات روزمره پیوند می دهد" تعریف می کنند. این فرآیند شامل تعیین اهداف، تحلیل محیط، طراحی استراتژی،ارزیابی استراتژی، اجرای استراتژی و کنترل استراتژی می گردد .(شِنِدل و هوفر، 1979 ) مینزبرگ در سال 1990 مدلی را برای انتخاب استراتژی ارائه نموده که در این استراتژی، مینز برگ بحث ارزیابی نقاط قوت و ضعف داخلی و ارزیابی فرصتها و تهدیدهای محیطی مطرح می کند و این ارزیابی تحت تاثیر باورهای مدیر ، باورها و ارزشهای اجتماعی قرار گرفته است و استراتژی مناسب انتخاب شده است و در گامهای بعدی ارزیابی استراتژی و اجرای آن را مورد تائید قرار می دهد .جَک وِلش، رییس پرآوازه شرکت جنرال الکتریک، می گوید: "استراتژی تلاشی برای درک وضعیت موجودتان در جهان امروز است نه اینکه آرزو دارید یا امیدوارید که کجا باشید، و سپس تعیین اینکه در آینده ای مشخص می خواهید کجا باشید".  مطابق با تعریف الست و ادی برنامه ریزی استراتژیک[1] تلاشی نظام مند ،به منظور اخذ تصمیمات و انجام فعالیت هایی بنیادی که به شکل دهی ماهیت و چگونگی و چرایی اقدامات سازمان می پردازد. در حقیقت برنامه ریزی راهبردی - استراتژیک - فرآیندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت می گیرد. این فرآیند افراد و منابع را نیز شامل می شود. برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقا کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می خواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند را برنامه ی راهبردی سازمان می نامند.برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن پلان یک سازمان بکار می رود، اما هرگز نمی تواند مشخصا پیش بینی کند بازار در آینده دقیقا چگونه خواهد بود و در آینده ی نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

 ويژگي‏هاي برنامه‏ريزي استراتژيك

از ویژگیهای برنامه ریزی استراتژیک آن است که به تاثیر عوامل خارجی توجه می کند و آینده نگراست مسئولیت آن به عهده مدیریت عالی است و نوعی برنامه ریزی بلند مدت است که زمینۀ اساسی برای تمامی برنامه های دیگر در سطوح سازمانی را ترسیم می کند و موجب هدایت تمامی سازمان می شود و به علت تجسم بهتر و دقیق تر از آینده امکان رسیدن به اهداف بیشتر میشود و بدون برنامه ریزی عملیاتی قابل اجرا نمی باشد.

در واقع برنامه ریزی استراتژیک به دو سوال پاسخ می دهد اینکه چه باید بکنیم که می شود اهداف سازمان و اینکه چگونه باید انجام دهیم که می شود استراتژیک یک سازمان در واقع برنامه‏ريزي استراتژيك به دو سوال پاسخ مي‏دهد:

u  چه بايد بكنيم؟

اهداف

استراتژي

v  چگونه بايد انجام دهيم؟

 

 


برنامه ريزي استراتژيك ميتواند به سازمان كمك كند تا :

به روش استراتژيك بيند يشدوبا استفاده از استراتژيهاي موثري که تدوين می شود جهت گیری آینده را مشخص کرده و آن ها را الویت بندی می کند و علاوه بر حل مسائل سازمانی عملکرد سازمان را بهبود می بخشد . این نوع برنامه ریزی زمینه کار تیمی را در سازمان فرآهم کرده و با تغییرات محیط خارج به سادگی برخورد می کند .

شکل 1 - الفبای برنامه ریزی استراتژیک

شکل فوق الفبای برنامه ریزی استراتژیک را ترسیم می کند که بخش A نشان دهنده موقعیت فعلی سازمان و بخش B نشان دهنده مقصد و موقعیتی است که خواهان رسیدن به آن هستیم و بخش C چگونگی گذر از موقعیت فعلی به جایگاه آتی را نشان می دهد .

رهبران و مدیران هنگامی که اقدام به شفاف سازی مسائل ، تدوین راهکارها و در نهایت حل مسئله و موضوعات استراتژیک می کنند در واقع مراحل C,B,Aرا پشت سر می گذارانند . مضمون بخش های B,A ماموریت کنونی یا آتی سازمان ، دارایی های مشهود و نامشهود نظیر ساختار و سیتم ها ، ارتباطات ، برنامه ها ، کارکنان ومهارت ها است .مضمون بخش C همان برنامه استراتژیک است ، برنامه ای که با کارکرد های چند گانه به سازمان در مهندسی مجدد و تغییر ساختار و تخصیص بودجه یاری می رساند .

لازمه رسیدن از مرحله A به B شفاف سازی چشم انداز ، ماموریت و اهداف سازمان است .لازمه رسیدن A  به C همان فرآیند تدوین استراتژی است در حالی که حرکت از B به C اجرای استراتژی می باشد .

سازمان برای اجرای کارامد فرآیند برنامه ریزی استراتژیک نیازمند طراحی نحوه ارتباط مراحل C,B,A است . به این منظور باید هر یک از عوامل را به موضوعات اساسی تجزیه کرده و ارتباط آنها را با یکدیگر شناسایی کند . همچنین این نمودار نشان می دهد که برنامه ریزی استراتژیک یک فعالیت مستقل و مجزا نیست بلکه مجموعه ای از مفاهیم ، رویه ها وابزار هاست .

عوامل اجرا كننده فرآيند برنامه ريزي استراتژيك

1- كميته راهبري: متشكل از مديران سطوح عالي سازمان مي باشد و تدوين و بازنگري چشم انداز[2]مطلوب سازمان ، ماموريت سازمان، ارزش ها، اهداف كلان و تصويب برنامه ها بر عهده اين كميته مي باشد.

2 - كميته برنامه ريزي استراتژيك: این کمیته  شامل مديران سازمان مي باشد كه هر كدام در جايگاه خود به پياده سازي برنامه ها مي پردازند. همچنین مدیر برنامه ریزی ، مدير مالي، مدير فني، مدير كيفيت و كنترل كالا، مدير منابع انساني، مدير IT و بقيه مديران مياني سازمان در این کمیته حضور دارند.

3- مديريت برنامه ريزي استراتژيك:اين كميته جهت مديريت كل فرآيند تشكيل مي گردد و مواردي مانند پشتيباني لازم  درجهت نيل به اهداف، هماهنگي در جهت پياده سازي برنامه ها، تهيه جداول زماني و ابزارهاي لازم براي اجرای فرآیند انجام می دهد.

 

 

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک از دیدگاه برایسون

شکل 2 چرخه برنامه ریزی استراتژیک

این فرآیند در مقایسه با فرآیندهایی که توسط افرادی چون آکرمان یا بون توصیه می شود منطقی تر و در عین حال مشارکتی تر است . هر صاحب نظر از چرخه تغییر استراتژی ها تعبیری متفاوت دارد . مثلا مینتز برگ ، آلستراند و لمپل آن را به عنوان استراتژی فرآیند و بارزلی مدل مرحله ای تصمیم گیری و جانسون نظریه مبتنی بر راهبرد سازی را به کار می برند .

گام اول: آغاز کار و توافق نظر بر روی فرآیند

هدف از مرحله اول مذاکره به منظور حصول توافق در میان تصمیم گیران کلیدی و طرف های مرتبط همچون ذینفعان کلیدی در خصوص آغاز فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و مراحل کلیدی آن است .اگر بخواهیم برنامه ریزی استراتژیک در یک سازمان قرین موفقیت گردد ، پشتیبانی و تعهد تصمیم گیران کلیدی نقشی حیاتی در این زمینه ایفا می کند . لذا باید تصمیم گیران کلیدی اشخاص،گروهها،واحد ها یا سازمانهایی است که در این کار مشارکت دارند، مشخص شوند .

در عمل باید ، یک مجموعه توافقات میان طرف های مرتبط همچون ذینفعان کلیدی و تصمیم گیران انجام شود . توافقات اولیه باید موارد زیر را شامل شود : هدف از اقدامات آتی  ، مراحل مهم در فرآیند  ،شکل و زمانبندی گزارشات ، محدودیت ها یا مرز بندی های کاری ، نقش ، کارکرد و اعضای گروه برنامه ریزی استراتژیک ، تعهد به تامین منابعی که برای پیشبرد کار ضروری است . (برایسون ، 1388، 56)

گام دوم : شناسایی الزامات سازمانی

الزامات رسمی و غیر رسمی سازمان ها، از دلایل مختلفی همچون نیاز ها ،محدودیت ها ،انتظارات و فشارهای پیش روی آن ها شکل گرفته است .جای شگفتی است که تعداد معدودی از سازمان ها مسئولیت های خود را به صورت کامل و دقیق می شناسند . بنابراین سازمان ها دچار اشتباهات زیر می شوند :اولابه سبب عدم آگاهی از وظایف محول شده به سازمان در مورد آن ها کاری انجام نمی دهند. ثانیاممکن است خود را اسیر الزامات سازمانی فرض کنند و ثالثا ممکن است سازمان ها تصور کنند که در صورت دستور رسمی از مقام مافوق باید اقداماتی انجام دهند .

گام سوم : شفاف سازی ماموریت[3] و ارزش های سازمانی

ماموریت یک سازمان در کنار الزامات آن ، مهم ترین دلیل را برای شکل گیری و ادامه حیات آن ارایه کند.ماموریت و الزامات سازمانی مسیر تلاش نهایی را در یجاد ارزش عمومی نشان می دهند . دراکر می گوید که طرح پرسش : "فعالیت ما چیست ؟"مترادف با این پرسش این سوال است :" ماموریت ما چیست ؟" بیانیه ماموریت، مقصود یک سازمان را از سازمان مشابه متمایز می کند و بیان کننده علت وجودی سازمان است .

درتدوين بيانيه ماموريت يا چشم انداز بايد بتوان به پنج سؤال اساسي پاسخ دادكه عبارتنداز:

1-      چه چيزي؟ (چه كالا و خدماتي ارائه مي دهیم و در واقع چه نيازي از جامعه را با تامين اين محصولات برآورده مي سازیم).

2-      چه كسي؟ (مشتريان چه كساني هستند؟)

3-      كجا؟(حيطه رقابت شركت كجاست؟ چه در وروديها و چه در خروجيها)

4-      چرا؟(هدف بهينه سازمان چيست؟)

5-      چگونه؟ (ويژگيهاي منحصر به فرد و مزيت هاي رقابتي سازمان در رسيدن به اين هدفها چيست؟)

از دیدگاه ورن مک جیننیز[4] ماموریت سازمان باید دارای ویژگی های زیر باشد  :

1) سازمان را بدان گونه که هست و آنچه در نظر دارد بشود ،معرفی نماید .2) به اندازه ای محدود باشد که برخی از فعالیت های مخاطره آمیز را حذف نماید و بدان اندازه گسترده و وسیع باشد که نوید رشد خلاق و نو آوری را بدهد،3) سازمان را از سایر سازمان ها متمایز کند ،4) نوع فعالیت کنونی و آتی سازمان را مشخص کند ،5) واضح و آشکار باشد تا همه اعضا آن را درک نمایند.

گام چهارم:ارزیابی محیط داخلی و خارجی سازمان

این مرحله به دو قسمت ارزیابی عوامل خارجی و ارزیابی عوامل داخلی تقسیم می شوند که ابتدا به ارزیابی عوامل خارجی می پردازیم.

 ارزیابی محیط های خارجی : دربررسی عوامل خارجی ،به منظور تعیین فرصت ها و چالش های محیطی به شناخت رویدادها و روند هایی که از کنترل شرکت خارجند می پردازیم تا بتوانیم با تدوین استراتژی مناسب از فرصت ها حداکثر بهره برداری و اثرات منفی تهدیدات را حداقل کنیم .

در واقع كار استراتژي شناخت فرصتها و تهديدات ،ايجاد عوامل براي فرصتها جهت بالفعل شدن منفعتهاي بالقوه اي كه در آن وجود دارد مي باشد.

شکل3- بررسی عوامل محیطی سازمان

با توجه به شکل فوق سازمان را محیط دور (اجتماعی یا کلان ) و محیط نزدیک (رقابتی یا خرد ) احاطه کرده است و در مجموع پنج گروه عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی فرهنگی محیطی ، عوامل سیاسی- دولتی قانونی ، عوامل تکنولوژیکی و نیروهای رقابتی برسازمان اثرگذار هستند . در کنار بررسی روند ها و رویدادها،گروه برنامه ریزی باید ذینفعان مهم مانند مشتریان ،ارباب رجوع ها ،تامین کنندگان مالی و هیات های سیاست گذار را به دقت بازشناسی نمایند . علاوه بر این گروه باید به بررسی رقبا و مزیت های رقابتی و همچنین سازمان های همکار و شیوه های همکاری نیز بپردازد .(برایسون ،1388،60)

ارزیابی محیط های داخلی: در ارزیابی محیط داخل به شناسایی نقاط قوت و ضعف واحدهای داخلی سازمان می پردازیم و بایستی بتوانیم حداکثر بهره برداری را از نقاط قوت داشته باشیم و بدین وسیله شایستگی ممتاز کسب کنیم و نقاط ضعف را به حداقل برسانیم.

فرآیند مدیریت استراتژیک به روابط متقابل بسیار زیاد نیاز دارد و اجرای آن ایجاب می کند که بین مدیریت سازمان و مدیران دوایر و واحد های مختلف سازمان هماهنگی اثر بخشی وجود داشته باشد .لذا در اینجا به پاره اي از مواردي كه بايد در بررسي عوامل داخلی  سازمان مورد توجه قرار گيرنداشاره شده است :

1-       عوامل مديريتي : ( برنامه ريزي ، سازماندهي  ، ساختار سازماني ،كارگزيني(تامين منابع انساني) ، ايجاد انگيزه در كاركنان وذيربط ها ،كنترل

2-     بازاريابي : محصول . فروش . سهم بازار. نام تجاري. مشتري و...

3-     منابع مالي : هزينه ها . نسبت هاي مالي. درآمدها . سرمايه ثابت . سرمايه درگردش و ...

4-     توليد وعمليات : فرايندها . ظرفيت ها . موجودي كالا . نيروي كار. كيفيت  و....

5-     تحقيق و توسعه : در داخل یا خارج سازمان

6-     سيستم اطلاعات رایانه ای

بررسی نقاط ضعف و قوت داخلی موجب تعیین مزیت رقابتی - عواملي هستند كه سبب ترجيح سازمان نسبت به رقيب ، توسط مشتري می شود -  یا به عبارت دیگر شایستگی های محوری می شود .

گام پنجم : تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان

 تمامی چهار مرحله اول در چرخه تغییر استراتژیک در شکل گیری مرحله پنج و موضوعات استراتژیک نقش دارند. موضوعات استراتژیک همان سوالات بنیادین در مورد خط مشی یا چالش های اساسی سازمان است  که الزامات سازمانی ،ماموریت ها ، ارزش ها ، مشتریان ،هزینه ها، امور مالی ، ساختارها ، فرآیندها و شیوه مدیریت را تحت تاثیر قرار می دهند . یافتن بهترین راه به منظور تدوین این موضوعات ، مستلزم دارا بودن دانش قابل توجه از طریق درک عمیق عملکرد اجزا ، منافع ذینفعان ، نیاز های خارجی و فلسفه وجودی سازمان است بقاء سازمان در گرو توجه و برنامه ریزی جدی در زمینه موضوعات استراتژیک پیش روی آن است . 

اصولا چهار مرحله اول با آهنگ کند خود ، فرآیند جمع آوری اطلاعات و تعامل اعضای گروه برنامه ریزی را تسهیل کرده و باعث شکل گیری دیدگاه های مشترک و خرد جمعی می گردد .

بیانیه موضوعات استراتژیک باید حاوی سه عنصر اصلی باشد :1) موضوع باید به صورت خلاصه و تا حد امکان در یک پاراگراف شرح داده شود و سازمان توانایی انجام اقداماتی موثر در مورد آن را داشته باشد .2) گروه برنامه ریز باید عوامل موثر در تبدیل شدن موضوع به یک چالش اساسی را شناسایی و فهرست کند .در این راه تعیین اهمیت مساله و ارتباط آن با الزامات سازمانی ، ماموریت و ارزش ها ، نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت ها و تهدیدات خارجی به روشن شدن چرایی استراتژیک بودن موضوع کمک شایانی می کند . استراتژی موثر بر پایه نقاط قوت سازمان بنا می شوند و در حین کاهش دادن نقاط ضعف داخلی و تهدیدات خارجی ، از فرصت های ایجاد شده بهره می برند . 3)گروه برنامه ریزی باید شرحی  از پیامد های ناشی از عدم رسیدگی به این موضوعات را تهیه کنند .این کار ، رهبران سازمان را قادر می سازد که در مورد میزان اهمیت یا تشخیص استراتژیک بودن یا نبودن موضوعات مطرح شده ، تصمیم گیری کنند .  (برایسون ، 1388، 66)

گام ششم : تدوین استراتژی[5] به منظور مدیریت مسائل و موضوعات  

استراتژی را می توان به الگویی برای تعیین مقاصد ، خط مشی ها ، برنامه ها ، اقدامات ، تصمیمات یا تخصیص منابع تشبیه کرد که تعیین کننده ماهیت سازمان ، علل وجودی و فعالیت اساسی آن است .

پیش نویس استراتژی ها ، و شاید پیش نویس برنامه های استراتژیک رسمی ، با استفاده از ابزارهای تدوین استراتژی در این مرحله تدوین می شود تا از این راه الگوهای مطلوب سازمانی آشکار شود .

استراتژی ابزاری است برای دستیابی به اهداف بلند مدت و ماموریت سازمان که می تواند سازمان را از وضعیت فعلی به سمت وضعیت مطلوب در آینده سوق دهد .  این در حالی است که توجه همزمان به عوامل داخلی ، خارجی ، ماموریت و اهداف بلند مدت داشته باشد .

گام هفتم : بررسی و اتخاذ استراتژی ها یا برنامه استراتژیک

در این مرحله تشکیل کمیسیون هماهنگی برنامه ریزی استراتژیک ، به منظور تصویب استراتژی ها یا برنامه ها ضروری است .علاوه بر آن استراتژی ها در کمیسیون با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی  ارزیابی واولویت بندی می شود .استراتژی منتخب باید مورد پذیرش  شوراهای راهبردی و سایر گروه های اجرایی باشد زیرا در پیش برد فرآیند اجرایی برنامه ، نقش اساسی ایفا می کند.

 

 

گام هشتم : ایجاد چشم انداز سازمانی اثر بخش

 در این مرحله ، سازمان شرح مفصلی از نتایج اجرای موفقیت آمیز استراتژی ها و دستیابی به همه پتانسیل ها را تهیه می کند . این شرح همان چشم انداز موفقیت سازمان است.که نقش راهنما را برای اجرای استراتژی دارد و به اجرای بهتر استراتژی کمک می کند . چنین شرحی شامل ماموریت سازمان ، ارزش ها و فلسفه ، استراتژی های پایه ای ، معیار های عملکرد ، قوانین مهم تصمیم گیری و استاندارد های اخلاقی می باشد .

انتشار این شرح در سازمان این آگاهی را به کارکنان می دهد که سازمان چه انتظاری از آن ها دارد . نتیجه اینکار تجمیع انرژی افراد در جهت حرکت به سوی اهداف و کاهش نیاز به سرپرستی مستقیم است . (برایسون ، 1388، 75)

گام نهم :توسعه یک فرآیند اجرایی موثر

 مدیریت در اجرای استراتژی[6] با مسائل زیر روبروست :

1)تعیین هدف های سالانه در این مرحله از آن جهت ضروری است که :

a.       مبنای تخصیص هزینه ها را تعیین می کند .

b.       برای ارزیابی عملکرد مدیران به عنوان یک سازو کار اصلی عمل می نمایند.

c.       برای نظارت بر پیشرفت فعالیت ها و تامین هدف های بلند مدت به عنوان ابزاری قوی عمل می نمایند .

d.       4-برای سازمان ،بخش ها و واحد های وظیفه ای اولویت ها را تعیین می نمایند . (فرد آر . دیوید،1389،428)

2)تدوین سیاست : در حقیقت سیاست رهنمودی گسترده و کلی است که دو مرحله تدوین و اجرای استراتژی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. سیاست ها در سطح پائین‌تر از استراتژی ها قرار می‌گیرند وبه عبارت دیگر:سیاست ها همان استراتژی ها هستند که در زمان معین اجرا می‌شوند.

3)تخصیص منابع (منابع مالی ، فیزیکی ،انسانی وفنی): منابع بر اساس اولویت هایی که به وسیله هدف های سالانه تعیین شده اند ،تخصیص یابند.

4)تغییر ساختار کنونی سازمان به دو دلیل اهمیت دارد ،اول اینکه ساختار عاملی است که شیوه تعیین هدف های بلند مدت و سیاست ها را تعیین می نماید و دوم اینکه ساختار تعیین کننده شیوه ای است که منابع تخصیص خواهند یافت .

5)تجدید نظر در پاداش و برنامه های انگیزشی

6)تقویت فرهنگی که پشتیبان استراتژی باشد .

گام دهم :ارزیابی مجدد استراتژی ها و فرآیند برنامه ریزی استراتژیک

ارزیابی، مقدمه ای برای آغاز دور جدیدی از فرآیند برنامه ریزی خواهد بود که بخش اغظم این گام در حین اجرای برنامه رخ می دهد

ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصولی می شود :1)بررسی مبانی اصلی استراتژی های شرکت ،2)  مقایسه نتیجه های مورد انتظار با نتیجه های واقعی و 3)  انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان از مطابقت عملکردها با برنامه های پیش بینی شده (فرد آر . دیوید،1389،542)

ارزیابی استراتژی از آن جهت مهم است که سازمان با محیطی پویا روبروست و در این محیط اغلب ، عوامل اصلی محیط داخلی و خارجی به سرعت و به شدت تغییر می کند .موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین کند .

معیارهای روملت برای ارزیابی استراتژی

1)سازگاری : استراتژی باید با هدف های کوتاه مدت و سیاست ها سازگار باشد.

2)هماهنگی با عوامل محیطی : استراتژیست ها به هنگام ارزیابی باید مجموعه ای از روند ها را مورد بررسی قرار دهند . و استراتژی باید، واکنشی باشد که سازمان در برابر عوامل خارجی و تغییرات داخلی نشان می دهد و خود را با این شرایط هماهنگ کند .

3)امکان پذیر بودن : استراتژی نباید بیش از حد از منابع موجود استفاده کند و سازمان بتواند در محدوده منابع از عهده اجرای آن برآید .  در ارزیابی باید مشخص نمود که آیا سازمان توانسته است توانایی ها ، شایستگی ها ، مهارت ها واستعدادهای لازم برای اجرا ی استراتژی را به نمایش بگذارد.

4) مزیت رقابتی : استراتژی باید در زمینه فعالیت نوعی مزیت رقابتی به وجود آورد . و حداقل در یکی از این سه زمینه برتری داشته باشد : منابع ، مهارت و جایگاه محصول

چارچوبی برای ارزیابی استراتژی

نمودار 4 چارچوبی را برای ارزیابی استراتژی نشان می دهد که می توان از راه رسم کردن ماتریس ارزیابی عوامل خارجی و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی مبانی اصلی استراتژی های سازمانی را مورد بررسی قرار داد .یک ماتریس تجدید نظر شده ارزیابی عوامل داخلی بر تغییراتی که در نقاط قوت و ضعف مدیریت ، بازاریابی ، امور مالی ، تولیدد ، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه رخ داده است ، متمرکز می شود .

یک ماتریس تجدید نظر شده ارزیابی عوامل خارجی به استراتژی هایی می پردازد که شرکت به صورتی موفقیت آمیز در واکنش در برابر تهدیدات و فرصت های موجود عمل نموده است . (فرد آر . دیوید،1389،552)

همچنین محاسبه عملکرد سازمان [7]یکی از فعالیت های مهمی است که به هنگام ارزیابی استراتژی انجام می شود . به هنگام محاسبه عملکرد سازمان ، نتایج مورد انتظار را با نتایج واقعی مقایسه می کنند ، انحراف ها از برنامه ها را مشخص و عملکرد فرد را ارزیابی می کنند و میزان پیشرفت در جهت تامین هدف های بلند مدت مورد نظر را تعیین می نمایند . در این فرآیند معمولا به هدف های بلند مدت و سالانه توجه می شود .

اقدامات اصلاحی [8]آخرین فعالیتی است که در ارزیابی استراتژی به عمل می آید و مستلزم تغییراتی است که سازمان به عمل می آود تا ، از نظر رقابتی ، در آینده دارای موضع و جایگاه دیگری شود .  (فرد آر . دیوید،1389،558)

 

شکل 4 - چارچوبی برای ارزیابی استراتژی

 

 

 

 

 

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک از دیدگاه فرد آر . دیوید

شکل 5 -برنامه ریزی استراتژیک از دیدگاه فرد آر . دیوید

تشریح فرآیند برنامه ریزی استراتژیک از دیدگاه فرد آر . دیوید به دلیل مشابهت با فرایند جان . ام برایسون تشریح نشده است .

نتیجه گیری

با توجه به ضرورت برنامه ریزی در سازمان و اهمیت برنامه ریزی استراتژیک در این مقاله سعی برآن شده از برنامه ریزی استراتژیک به عنوان متدی برای تعیین موقعیت سازمان و مدیر استفاده گردد. در ادامه این مقاله با توضیح مختصر مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیک سعی برآن شد که نشان دهیم هرسازمان بایستی بعد از تدوین استراتزیک مناسب و اجرای درست آن و با ارزشیابی و کنترل صحیح و به موقع به اهداف عالیه سازمان دست یابد . و اینکه چگونه با بکار بردن این مراحل می توانیم چشم انداز سازمان راکه همان تصویر مطلوب و آزمان قابل دستیابی در یک افق زمانی معین به منظور مشخص شدن مسیر و جهت حرکت سازمان و ایجاد یکپارچگی در عزم و اراده پرسنل برای تلاش بیشتر جهت نیل به اهداف سازمان می باشد را طراحی نمود .

منابع

1)برنامه ریزی استراتژیک /مولف: جان ام . برایسون/ ترجمه : مهدی خادمی گراشی ، قربان برار نیا /1388/چاپ اول /انتشارات آسیا

2)مدیریت استراتژیک / م.لف :فرد آر . دیوید / ترجمه :دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی / 1379 /دفتر پژوهش های فرهنگی

3)مقاله برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک برای مدیران، پورنگ پور امینی ،مجله مدیریت شماره 74، سال 82

Sabzemodiran.com/file/submit/file/sp_dr_hedayati.ppt

www.4shared.com/office/html

official.sums.ac.ir/icarusplus/export/sites/ official/manange

www.irexpert.ir/.../file

 



[1] Strategic Planning

[2].vision

[3] mission

[4] Vern McGinnis

[5] Strategy Formulation

[6] Strategy Implementation

[7] Measuring Organizational Performance

[8] Taking corrective actions

بازیافت کاغذ

بازیافت کاغذ

تهیه کننده: سمیه سعیدی

مقدمه

چوب محصول جنگل است و جنگل ودیعه خداوند به طبیعت که بشرباید در حفظ و حراست آن بکوشد و جنگلها به عنوان منابع تجدیدشونده مورد توجه هستند . امروزه در جهان نیاز هر جامعه به چوب براساس درجه رشدی می باشد که آن جامعه بدان رسیده است برای کشورهایی که رشد نیافته اند چوب فقط به معنای سوخت و صنایع چوبی و تزئینات استفاده می شود.

کاغذ پنجمین صنعت بزرگ مصرف کننده انرژی در دنیا است که به ازای هر تن محصول ،انرژی بیشتری نسبت به یک تن محصول صنایع استیل و آهن مصرف می کند. همچنین این صنعت در دنیا نسبت به صنایع دیگر آب بیشتری به ازای هر تن محصول مصرف می کند و سطح بالایی از آلودگی آب و هوا را به وجود می آورد . براساس آمار به دست آمده در کشورهای صنعتی هر شخصی به طورمتوسط یکسال ۱۶۴ کیلوگرم کاغذ و در کشورهای در حال توسعه به طور متوسط ۱۸ کیلوگرم کاغذ در سال استفاده می کند.

برای تولید هر تن کاغذ باید ۱۷ اصله درخت را قطع کنیم که هر درخت به طور متوسط قادر است سالانه ۶ کیلوگرم دی اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل کند.امروزه بهترین راه برای اینکه از نابود شدن جنگل ها برای تولید کاغذ جلوگیری شود بازیافت کاغذ است ،کاغذهای باطله اعم از کاغذهای تحریر سفید ،کاغذ روزنامه ،دفتر مشق،کاغذ دستگاه تکثیر ،مجله و مقوا ...برای بازیافت مناسب هستند.

بازیافت کاغذ علاوه بر سود آور بودن باعث می شود آلودگی آب تا۳۵درصد ،آلودگی هوا تا ۷۴ درصد مصرف انرژی ۲۴ الی ۵۴ در صد کاهش یابد

ژاپن نیمی از ۳۰ میلیون تن کاغذ مصرفیش را به روشهای مختلف از زباله شهری جدا کرده و از در آمد حاصل از آن سالانه ۲ میلیارد دلار به هزینه جمع آوری و دفع زباله های خویش کمک می کند . به گزارش روابط عمومی ناحیه سبز تهران ،درحالیکه در تهران روزانه ۷هزار تن زباله به محل دفن زباله کهریزک منتقل میشود که ۱۰ %از کل زباله ها راکاغذ تشکیل می دهد که روزانه ۷۰۰تن کاغذ همراه با زباله در این مرکز دفن می شود ۷۰۰تن کاغذ برابر با قطع سه هکتار جنگل در روز است واین فاجعه ای خوفناک است.

كاغدهای بازیافت به اندازه كاغذهای معمولی مهم هستند. كمپانی ها كاغذسازی همیشه سودهای اقتصادی و محیطی بازیافت را شناسایی و در نظر می گیرند. در سال های اخیر بازیافت كاغذ برای همه به عنوان راهی برای كمك به حفظ محیط زیست و استفاده مجدد از منابع و بقای مناطق دفن زباله می باشد.

امروزه، 520 كارخانه كاغذ و مقواسازی در امریكا كاغذهای جدا شده را بازیافت می كنند. امروزه كاغذهای جدا شده، یك سوم فیبر كارخانه های امریكا را تشكیل می دهد. شهروندان امریكا 50% كاغذهای استفاده شده خود را جدا می كنند. در آمریكا بیشتر كاغذها بازیافت می شوند تا اینكه دفن شوند. در امریكا كاغذ بالغ بر دو سوم مواد بسته بندی بیشتر از شیشه، فلز، پلاستیك و ... برای بازیافت جدا می شود.

زباله هاي شهري از اجزاي مختلفي از جمله كاغذ و مقوا تشكيل مي‌شود كه كاغذ و مقوا درصد قابل توجهي از آن را شامل مي شود بنابراين عدم توجه به كاغذ و مقوا، و بازيافت آن باعث هدر رفتن سرمايه ملي (منابع اقتصادی، عدم وابستگی در جهت ورود خمیر کاغذ) و همچنين باعث ضرر و زيان به محيط زيست (کاهش تولید زباله و کاهش آلودگی) و از بين رفتن جنگل ها مي شود كه خود اثرات ديگري براي محيط زيست به دنبال خواهد داشت. مصارف متنوع فرآورده های کاغذی در امور چاپ و تحریر، بسته بندی، بهداشتی، تزئینات و دکوراسیون به نحوی روزافزون نیاز به محصولات سلولزی را به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در آورده است. در سال‌هاي اخير به دليل كمبود منابع طبيعي و جلوگيري از اثرات تخريب محيط زيست، بازيافت كاغذ از كاغذهاي باطله، مورد توجه قرار گرفته است. کاغذ پس از مواد زائد جامد فساد پذیر و قابل کمپوست دومین جز با ارزش و قابل بازیافت زباله می‌باشد. از کل کاغذ و مقوای مصرفی تقریباً 80 درصد آن قابل بازیافت و استفاده مجدد است. کاغذ و مقوای قابل بازیافت موجود در زباله شهری عموماً شامل روزنامه، کتاب، مجله، کاغذهای چاپی ، تبلیغاتی و تجاری، مکاتبات اداری، کاغذهای پرینت ، مقوا و کاغذ بسته بندی می‌باشد. منازل ، ادارات و مدارس مهمترین منابع تامین کاغذ های باطله هستند بهترين روش جمع آوري آن، از درب منازل ، اداره ها و مدارس قبل از مخلوط شدن با بقيه پسماندها است. تفکیک از مبدا ، نخستین بار در سال 1985 در کشور آلمان غربی سابق و آن هم در مورد دوریزهای مراکز مسکونی صورت پذیرفت. برای استفاده بهینه از کاغذهای باطله بعنوان الیاف دست دوم، ضروری است انواع کاغذها از نظر کیفیت دسته بندی شوند. بیشتر کاغذهای باطله جمع آوری شده، به انواع کاغذهای بسته بندی تبدیل می شوند. براساس گزارش سازمان بازیافت، میزان بازیافت کاغذ و مقوا در ایران حدود 186 هزار تن در سال بوده که این میزان در جهان در سال 2009 حدود 6/181 میلیون تن بوده است. امید است با توجه به برنامه ریزی هدفمند این منابع عظیم سهم قابل توجهی را در تامین ماده اولیه صنایع کاغذ بر عهده گیرد. طبق آمار فائو مقدار واردات کاغذ بازیافتی (2009) در ایران 426 تن بوده که این مقدار در جهان به میزان 54945334 تن می باشد و در بخش صادرات سهم ایران 1421 تن بوده که مقدار صادرات کاغذ بازیافتی در جهان به میزان 55910849 تن بوده است. بر اساس آمارهاي موجود، روزانه در حدود 5/3 ميليون تن زباله در سراسر دنيا توليد مي‌شود که سهم کشور ما در توليد آن در حدود40 هزار تن در روز است. بر اساس آمارهاي موجود در سال 1378ميزان سرانه توليد زباله شهري در ايران حدود 820 گرم بوده است و در مجموع در شهرهاي کشور ما در حدود 32 هزار تن زباله در روز توليد شده است. بر اساس نتايج آناليز فيزيكي زباله هاي شهري در ايران به طور متوسط حدود 9/10 % از اين زباله ها را كاغذ و مقوا تشكيل مي دهد. تحقيقات انجام شده در كشور نشان مي دهد كه فقط با بازيافت 25% كاغذ و مقواي موجود در زباله هاي توليدي مي توان سالانه 100 هزار تن كاغذ بازيافتي بدست آورد اين فعاليت به مفهوم تداوم حيات 1700000 اصله درخت در سال است .آمریکا ۳۰ درصد کل کاغذ جهان را مصرف می کند و از کل ۵۲۱ کارخانه تولید کاغذ در آمریکا ۴۵۰ کارخانه از کاغذهای باطله برای تولید کاغذ استفاده می کنند و در مقیاس جهانی هر ساله بیش از ۹۵ میلیون تن کاغذ باطله برای تولید کاغذ جدید بازیافت می شود نکته قابل توجه اینکه همه روزنامه های آمریکا از کاغذهای باطله و بازیافتی است و مطبوعات این کشور اجازه ندارند از کاغذ نو استفاده کنند. همچنین تمامی ادارات دولتی در آمريکا هم اکنون موظف اند ۶۰ درصد از کاغذ مورد نياز خود را از کاغذهای بازيافتی خريداری نمایند. در این کشور میزان تولید کاغذهای بازیافتی به قدری است که در صدی از آنرا به فروش می رساند. هند نیز ۵۰% کاغذ مصرفیش بازیافتی می باشد. کشور ژاپن نیمی از ۳۰ میلیون تن کاغذ مصرفیش را به روشهای مختلف از زباله شهری جدا کرده و از در آمد حاصل از آن سالانه ۲ میلیارد دلار به هزینه جمع آوری و دفع زباله های خویش کمک می کند.امروزه در كشورهايي همچون هلند، سوئيس و ژاپن بيش از 50 درصد كاغذهاي مصرفي مورد بازيافت قرار مي‌گيرد. استفاده از کاغذ باطله انرژي مورد نياز را براي توليد يك تن كاغذ به سه چهارم تقليل مي‌دهد. 50 درصد الیاف مورد استفاده در جهان بازیافتی است، تولید بعضی از فرآورده ها (از قبیل لایه کنگره ای مقوا)، مبتنی بر کاغذهای باطله است در تولید کاغذ روزنامه، خواص مطلوبی از قبیل ضخامت کم، چگالی زیاد و تا خوری خوب، ناشی از بکارگیری کاغذ باطله است. خواص کاغذهای باطله، همانند هر ماده خام دیگری، اهمیت زیادی دارد و بر کیفیت محصول حاصل و شرایط فرآورش محصول تاثیر می گذارد .

فرآيند بازيافت کاغذ

بازيافت کاغذ از طريق فرآيندي صورت مي گيرد که کاغذهاي دور ريختني جمع آوري شده را براي توليد ورقه هاي کاغذي با ضخامت متفاوت به خمير تبديل مي کنند.

به طور کلي در کارخانه هاي بازيافت کاغذ ابتدا کاغذهاي باطله در انبار به سمت خردکن وارد مي شود و پس از آن وارد دستگاه خميرسازي مي گردد. خمير حاصل از اين دستگاه توسط پمپ روي دستگاه توليد مقوا ريخته مي شود. در اين قسمت به کمک سيستم مکش، خمير و آب از هم جدا مي شوند ورقه هاي کاغذ را خشک مي کند و در مرحله بعد اين ورقه ها اطو شده و اين چنين مقوا توليد مي شود. مقواهاي توليدي بعد از برش به بازار عرضه مي گردند. مراحل خردکردن، خمير کردن، قالب ريزي، خشک کردن، اتو کني و برش مهمترين مراحل فرآيند بازيافت کاغذ در کارخانه ها است.

گزارش تصويري از مراحل بازيافت کاغذ

کاغذ پس از ورود به کارخانه بايد بلافاصله وارد چرخه توليد مي شود(چون مدت زمان زيادي را نمي توان براي نگهداري آن صرف کرد،زيرا در مجاورت هوا وآب به سرعت پوسيده شده وازبين مي رود.) ابتدا کاغذ وارد

"پالپر" شده و در آن با آب مخلوط و به خمير تبديل مي شود. همچنين دراين مرحله ضايعات درشت به وسيله ي يک چنگک از آن جدا مي شود.سپس در مرحله بعد پاکسازي روي خمير انجام مي شود تا ناخالصي هاي آن گرفته شود.در پايان اين مرحله خمير موجود شامل 99% آب و 1 درصد خمير سلولز است!

در مرحله سوم خمير به وسيله ي  نازل روي توري ريخته ميشود،اين توري حرکت کرده و وارد مرحله چهارم مي شود. که در آن، طي سه مرحله عمليات آب خمير گرفته مي شود، ابتدا توسط تيغه هايي که حرکت مي کنند آب جمع آوري مي شود(حدود 10% آب گرفته مي شود) سپس اين تيغه ها شکل مکنده پيدا مي کنند و به صورت "وکيوم" آب خمير گرفته مي شود، در پايان مرحله آبگيري،به وسيله ي پرسهايي که داراي سوراخ هستند، هم به کمک فشار و هم مکش آب را خارج مي کنند. طي مراحل انجام شده 35% آب خمير گرفته مي شود.

پس از پايان مراحل آبگيري خمير وارد مرحله ي حرارت مي شود که طي آن رطوبت موجود درخمير تا 50% گرفته مي شود. در مرحله بعد که به آرايشگاه کاغذ معروف است از يک طرف به کاغذ نشاسته (به عنوان نگهدارنده) و از طرف ديگر به آن رنگ اضافه مي شود(براي زيبايي)، سپس کاغذ دوباره وارد خشک کن مي شود. (کاغذ نهايي بايد حدود 8 تا 10 % رطوبت داشته باشد) و در پايان به صورت رول هاي بزرگ پيچيده مي شود.

تعریف کاغذ باطله

تعریف کاغذ بازیافتی به گونه ای که در بر گیرنده انواع الیاف در گستره وسیعی باشد، طبعا امری دشوار است. با توجه به مشکلات بازیافت کاغذهای چاپ شده و نوشته شده ، کارخانه های بازیافت به کاغذهای باطله نرسیده به دست مشتری با کیفیت خوب علاقه‌مندترند. با توضیحاتی که بعدا داده خواهد شد ، این مشکل در مورد کاغذهای بسته بندی وجود ندارد. در سال 1978، اداره تجارت و صنعت انگلستان برای انجام این کار به گروهی ماموریت داد و این گروه کاغذ بازیافتی را اینگونه تعریف کرد: کاغذ حاصل از الیافی که از ماشین کاغذ یا مقوا حاصل شده است. اما این تعریف برای بسیاری از متخصصان محیط زیست، کاغذ سازها و مصرف کننده ها قانع کننده نبود . بعنوان مثال ، شرکت برندز پیپر که یک شرکت عمده توزیع کاغذهای بازیافتی انگلستان است، تعریف دوباره کاغذ بازیافتی را خواستار شد :

" بسیاری از کارخانه ها مدعی هستند که کاغذ بازیافتی تولید می کنند در حالیکه این ادعا درست نیست. احساس ما این است که بار زیست محیطی کاغذ بازیافتی مثبت است و باید واقعا محتوی مقدار زیادی کاغذ باطله باشد."

شرکت برندز پیپر ، همراه با سایر شرکتهای فروشنده کاغذ بازیافتی ، از سیستمی استفاده می کند که مشخصه مواد خام مورد استفاده در تولید کاغذ بازیافتی را تعیین می کند نه تعریف کاغذ بازیافتی را .

با این نگرش ، کاغذ های باطله به چهار دسته تقسیم می شوند :

- کاغذهای فرآیندی و بدون چوب کارخانه

- کاغذهای باطله چاپ نشده و بدون چوب

- کاغذهای باطله چاپ شده و بدون چوب

- کاغذهای باطله خمیر مکانیکی

درصد هر کدام در کاغذ بازیافتی با پیش نویسی مشخص می شود . بنابراین ، کاغذ بازیافتی محتوی 25% کاغذ باطله چاپ نشده و 50 % کاغذ باطله چاپ شده است.

کاغذ باطله بدون چوب از خمیر شیمیایی و کاغذ باطله مکانیکی از خمیر مکانیکی تولید می شود . برای کسانی که با صنعت کاغذ آشنا نیستند ، اصطلاح بدون چوب سبب سردرگمی می شود . این اصطلاح صرفا بدین معنی است که 90 یا 95 % خمیر مورد استفاده با فرآیندهای شیمیایی تولید می شود . ماده خام تولید خمیر کاغذ چوب است و برای تشخیص مقدار چوب در کاغذ آزمونهایشیمیایی سریع و آسانی وجود دارد .

تعریفهای دیگری نیز برای کاغذ باطله وجود دارد ، از قبیل تعریف ارائه شده توسط اتحادیه کاغذهای چاپ و تحریر وابسته به فدراسیون صنعت کاغذ و مقوای انگلستان:

" مقصود از کاغذهای چاپ و تحریر بازیافتی کاغذهایی است که ، به استثنای خرده کاغذهای فرآیندی کارخانه ، دست کم 50 درصد الیاف آنها صرفا کاغذ باطله مصرف کرده باشد.

فدراسیون صنعت کاغذ و مقوای انگلستان کاغذهای فرآیندی کارخانه ای را نیز به صورت زیر تعریف کرده است:

انواع کاغذهای زیر کاغذهای فرآیندی کارخانه ای به شمار می روند و باید از 50 درصد فوق مستثنی شوند :

1) خرده کاغذهای پیش از تشکیل حلقه که برای استفاده مجدد در همان خط تولید باز گردانده می شوند .

2) خرده کاغذهای حاصل از عملیات تبدیل که برای استفاده در همان خط تولید در همان عملیات تولید یا در عملیات دیگر بازگردانده می شوند.

3) خرده کاغذ و کاغذهای حاصل از ماشین کاغذ یا عملیات تبدیل در مکان دیگر در همان کارخانه یا کارخانه وابسته که به خط تولید اولیه برگردانده می شوند.

سایر کاغذهای ضایعاتی و باطله که اگر مصرف نشوند باید دور ریخته شوند و 50 درصد دیگر کاغذ بازیافتی را تشکیل می دهند ، به شرح زیرند:

1-) کاغذهای فرآیندی حاصل ار ماشین کاغذ دیگر یا عملیات تبدیل دیگر که در کارخانه ای در مکان دیگر و برای تولید محصول دیگر مصرف می شوند.

2-)کاغذهای فرآیندی حاصل از یک ماشین کاغذ یا عملیات تبدیل که در کارخانه ای دیگر و برای تولید محصولی دیگر مصرف می شوند.

3-) همه انواع کاغذ باطله های دیگر.

از نظر اتحادیه ملی بازرگانی کاغذ ، کاغذ بازیافتی کاغذی است که دست کم 75 درصد الیاف آن بازیافتی باشد. این اتحادیه کاغذهای بازیافتی با این ویژگی را را با یک علامت کناره ای مشخص می کند . از نظر فنی و علمی ، تعیین مقدار الیاف بازیافتی یک نمونه کاغذ غیر ممکن است . درصد مورد ادعا را یا باید بعنوان یک واقعیت پذیرفت یا با وارسی سوابق تولید کارخانه تایید کرد . البته لازم است استاندارهای کیفیتی یا مدیریتی از قبیل ایزو 9000 الزامی شود.

دولت کانادا، در چهارچوب قانون حفاظت از محیط زیست این کشور ، تعریف جامعی در مورد کاغذ بازیافتی به شرح زیر ارائه کرده است :

کاغذهای بازیافتی شامل موارد زیر است :

الف) ضایعات کاغذ پس از فروش از قبیل ضایعات کاغذ و مقوای خشک تولید شده پس از تکمیل فرآیند کاغذسازی . این ضایعات عبارتند از بریده های پاکت ، بریده های صحافی ، ضایعات عملیات چاپ و سایر عملیات تبدیل، کیسه ، جعبه ، ضایعات تولید کارتن، کاغذهای بسته بندی کاغذ و مقوا.

ب) ضایعات کاغذ پس از مصرف ازقبیل ضایعات لیفی جمع آوری شده از ادارات، خانه ها ، شهرداریها که شامل این موارد است: انواع کارتن کالا ، روزنامه های باطله ، مجلات باطله، ضایعات کاغذی مصرف شده مخلوط، انواع کارتها ، انواع پارچه های پنبه ای کهنه و بی مصرف.

کاغذهای بازیافتی شامل موارد زیر نیست:

1) خرده کاغذهای تر از قبیل ضایعات کاغذی پایانه مرطوب ماشین کاغذ.

2) خرده کاغذهای خشک از قبیل کاغذهای پاره شده در مراحل خشک کنی ، اتوزنی ، تولید حلقه و لبه بری حلقه ها.

3) ضایعات کاغذی پیش از فروش از قبیل ضایعات حاصل از تبدیل حلقه به ورقه در محل کارخانه یا بیرون از آن و کاغذهای کنار گذاشته شده به علت داشتن نقص .

4) ضایعات جنگل از قبیل کنده درختان ، خاک اره و ضایعات اره بری .

آنچه که از مطالب فوق استنباط می شود این است که در حال حاضر پاسخ سئوال ساده " کاغذ باطله چیست ؟" چندان روشن نیست. این ابهام باید رفع شود به طوری که مصرف کنندگان و خریداران کاغذ درباره آنچه که می خرند کاملا آگاه باشند. کمیته وابسته به موسسه استاندارد انگلستان به این مشکل پرداخته است. خطر درگیر شدن بیش از حد در بحث تعریف دقیق کاغذ باطله این است که هدف اصلی فراموش شود . کاغذ بازیافتی باید همان عمل کاغذ دست اول را انجام دهد. در مورد کاغذهای چاپ ، این نکته شامل سهولت چاپ و برخورداری از استانداردهای چاپ است. بازیافتی بودن کاغذ نباید بعنوان توجیهی برای کیفیت بد کاغذ و عملکرد آن در ماشین چاپ و پس از آن باشد. این نوع کاستی های کیفیتی ، آن هدف اصلی زیست محیطی را که در بازیافت کاغذ دنبال می شود تحت الشعاع قرار می دهد.

با پیشرفت فناوری بازیافت ، بعضی از مشکلات موجود رفع خواهد شد . با وجود این در کاغذهای بازیافتی بریا انواع کاربردها ، مقدار کاغذ باطله مصرف شده یک درصد بهینه دارد. ضروری است که این درصد بهینه رعایت شود و صرفا برای تحقق اهداف زیست محیطی ، درصد کاغذ باطله از این درصد بهینه فراتر نرود.

خواص کاغذ باطله

فرآورده های حاصل از کاغذ باطله باید بتوانند در سطح ملی و بین المللی با فرآورده های حاصل از خمیر دست اول رقابت کنند . ممکن است در ابتدا این ادعا دست نیافتنی به نظر برسد. تفاوتهای بین خمیر دست اول و خمیر بازیافتی واضح بنظر می رسد . البته از آنجا که 33 درصد الیاف مورد استفاده در جهان بازیافتی است، رفع مشکلات با موفقیت زیاد همراه خواهد بود. تولید بعضی از فرآورده ها ( از قبیل لایه کنگره ای مقوا لاینر ) ، مبتنی بر کاغذهای باطله است.

تولید این نوع فرآورده ها از الیاف بازیافتی بسیار اقتصادی و رضایتبخش است. بعنوان مثال ، در تولید کاغذ روزنامه ، خواص مطلوبی از قبیل ضخامت کم ، چگالی زیاد و تا خوری خوب ، ناشی از بکارگیری کاغذ باطله است. خواص کاغذهای باطله ، همانند هر ماده خام دیگری ، اهمیت زیادی دارد و بر کیفیت محصول حاصل و شرایط فرآورش محصول تاثیر می گذارد .

خواص کاغذ حاصل از بازیافت تابع سیستم جمع آوری و دسته بندی کاغذهای باطله است. نوع خمیر کاغذ اولیه بر بازیافت و خواص کاغذ بازیافتی حاصل تاثیر زیادی دارد.

در عملیات تولید کاغذ افزودن مواد شیمیایی برای بهبود عملکرد ماشین ضروری است. پرکننده های معدنی ( مانند خاک چینی ، کربنات کلسیم یا پودر تالک ) برای بهبود ماتی و سفیدی کاغذ و خواص سطحی و چاپ پذیری آن اضافه می شود. برای بهبود خواص مقاومتی ، بویژه مقاومت سطحی کاغذ نشاسته مصرف می شود. مواد شیمیایی آهاردهنده ، مواد کاغذ را به تر شدن و رطوبت پذیری افزایش می دهند. برای افزایش بازده تولید ، افزایش سرعت ماشین کاغذ ، کاستن از مقدار کف ، جلوگیری از رشد موجودات ذره بینی و اهداف دیگر ، مواد شیمیایی بهبود فرآیند مصرف می شوند. این افزودنیهای متنوع و متفاوت ، هنگام بازیافت الیاف مشکلاتی به وجود می آورند. علاوه بر این ، در صورت دفن کاغذهای باطله یا سوزاندن آنها ،این مواد مشکلات زیست محیطی نیز بوجود می آورند.

برای تبدیل کاغذ به یک فرآورده نهایی ، مواد شیمیایی دیگری از قبیل چسبها و رزینها نیز مورد نیاز است . این مواد نیز در بازیافت مشکل آفرین هستند. با تغییر و پیشرفت فناوری ، نوع این مواد نیز تغییر یافته است. بعنوان مثال ، تیونرها که در انواع چاپگرها مصرف می شوند ( مانند دستگاه زیراکس و چاپگرلیزری ) و چسبهای گرمایی و فشاری ، مواد جدیدی هستند که در کاغذهای باطله دیده می شوند.

در کاغذهای باطله بسته به نوع مصرف ، ناخالصیهایی از قبیل مواد غذایی ، سنگریزه و شن یا ذرات پلاستیک نیز یافت می شود. در نتیجه ، تغییر وتنوع در کاغذهای باطله زیاد است و فناوری بازیافت باید بر این مشکل بزرگ فایق آید. آثار این تغییر وتنوع ، تاحدی در محصول نهایی نیز آشکار می شود و نوعی بی ثباتی کیفی را در محصول سبب می شود.

کاغذ باطله بعنوان ماده خام ، ضرورتا بدتر از خمیر کاغذ نیست بلکه با آن متفاوت است . چون ماده خام ارزان قیمت است و انواع محصولها را از آن می توان ساخت ، مصرف آن بسیار گسترده است. کاغذ باطله نه تنها از نظر بازیافت یا حفظ محیط زیست بلکه از لحاظ اقتصادی نیز مهم است. قیمت کاغذهای باید در حدی باشد که پس از فرآورش و هزینه های تبدیل ، الیاف حاصل از الیاف دست اول ارزانتر باشد. گستره این هزینه را مورد به مورد باید بررسی کرد . هزینه های مرتبط با فرآورش کاغذ باطله ریشه در موارد زیر دارد :

1) بازده بازیافت که بین 70 تا 95 درصد است.

2) انرژی مصرف شده برای تمیز کردن و الک کردن الیاف

3) نیاز به انرژی پیچیده تر برای تصفیه پساب ها و دفع صحیح مواد زاید

4) ضرورت تیمارهای شیمیایی برای انواع فرآورده ها

5) هزینه های تاسیس و نگهداری کارخانه و نیروی انسانی مورد نیاز

برخی تصورات و داوریهای غلط در مورد کاغذ باطله وجود دارد که به دو نمونه آنها اشاره می شود :

1) کاغذ باطله قابل بازیافت نیست.

2) کاغذ باطله برای تولید همه انوع کاغذ مناسب است.

دو اعتقاد فوق نوعی افراط و تفریط است. بازیافت کاغذ امر پیچیده ای است و در این مورد دو نکته را باید در نظر داشت:

1) همه کاغذهای باطله قابل بازیافت نیستند . بعنوان مثال ، اسناد تاریخی باید بایگانی شوند و کاغذهای بهداشتی ( یکبار مصرف ) باید معدوم شوند.

2) مرغوبیت کاغذ بازیافتی همیشه از کاغذ اولیه پایینتر است.

کاغذ باطله را باید از این زاویه ارزیابی کنیم که از محصول چه انتظاراتی داریم و هزینه دستیابی به خواص مورد نظر چقدر است؟ خواص مورد توجه در محصول عبارتند از خواص مقاومتی ( کشش پذیری ، طول پارگی ، ترکیدن ، پارگی ، تراکم پذیری ) ، پایداری خواص در برابر تغییر رطوبت ، ویژگیهای سطحی ( مقاومت سطحی ، تخلخل ، انرژی سطحی ) ، و خواص نوری ( میزان براقی ، سفیدی ، ماتی ) . این خواص به وزن پایه کاغذ ( گرماژ ) و ضخامت آن بستگی دارند.

دشواری فرآورش کاغذ باطله عبارتست از خارج کردن آلودگیها ، درجه روانی خمیر کاغذ ( یعنی سرعت خروج آب از خمیر ) ، انواع افزودنیها و بازده عملیات . با تکرار بازیافت ، خواص سیر نزولی می یابد و هزینه های بازیافت بیشتر می شود. البته تکرار بازیافت حد بهینه ای دارد که هنوز مشخص نشده است. می توان گفت که در هر بازیافت ، معمولا 50 درصد الیاف برای اولین بار ، 25 درصد برای دومین بار ، 12.5 درصد برای سومین بار وارد دور بازیافت می شوند. بطور خلاصه می توان گفت کاغذ باطله را نمی توان بطور مداوم و با ارزش اقتصادی و زیست محیطی قابل توجه بازیافت کرد.

سایر ملاحظات مربوط به ایمنی استفاده از فرآورده های کاغذی نیز قابل توجه اند. بر اساس مقررات ، استفاده از کاغذ در بسته بندی بعضی انواع مواد غذایی ممنوع است. به دلیل مشخص نبودن منبع مواد شیمیایی موجود در مخلوط کاغذهای باطله ، این ممنوعیت در کاغذهای بازیافتی نیز وجود دارد. همچنین ، بعضی از مشتریها ، چاپ پذیری کاغذهای بازیافتی حاصل از KLS ( الیاف بازیافتی از مقوای کنگره ای ) را نمی پسدند. برای تبدیل کاغذ KLS به کاغذ بازیافتی مطلوب و مرغوب ، تیمار شیمیایی بیشتری نیاز است. این فرآیند را فرا بازیافت می نامند که موضوع پژوهش تعدادی از محققان است.

کاغذهای باطله اداری

در انگلستان ، حجم کاغذهای باطله مرغوب اداری ، حدود یک میلیون تن در سال است. بیشتر این ضایعات را دفن می کنند و نتها بخش اندکی در صنعت بازیافت مصرف می شود. این نوع کاغذها را می توان به کاغذهای مرغوب ، از قبیل کاغذ چاپ و تحریر تبدیل نمود. موانع اصلی ، هزینه زیاد جمع آوری و قیمت بالا و نیز عدم استمرار عرضه این نوع کاغذ به کارخانه است. لازمه موفقیت در این بخش ، آموزش کارمندان دولت و بخش خصوصی است . لازم است کارمندان بیاموزند که در همان محل کار ، کاغذهای باطله را در مکان جداگانه ای جمع آوری کنند و نیز از اهمیت ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی اقدام خود آگاه باشند. کارمندان غالبا نگران خطر آتش سوزی یا شلوغ شدن محیط کار خود هستند در حالیکه از ارزش واقعی این مواد آگاه نیستند. اما آهنگ آگاهی و تغییر بینش افراد درباره این موضوع سریع و رضایتبخش است.

جمع آوری کاغذهای باطله خانگی :

مقدار زباله های خانگی در انگلستان در حدود 20 میلیون تن در سال است ، که بیش از 6 میلیون تن آن را کاغذ و مقوا تشکیل می دهد. از این مقدار ، حدود 4 میلیون تن کاغذهای قابل بازیافت است که لازم است پس از جمع آوری ، دسته بندی و انتقال به کارخانه ، به انواع کاغذ یا مقوا تبدیل شوند.

برای جدا کردن کاغذهای قابل بازیافت از سایر کاغذها دو روش وجود دارد:

جداسازی از ابتدا و تفکیک در کارخانه . جداسازی از ابتدا باید در منازل انجام شود . تفکیک کارخانه ای در چند کشور از جمله ایتالیا رواج دارد اما در مورد اقتصادی بودن این کار تردید وجود دارد. در نتیجه ، در حال حاضر ، جداسازی در منزل روش معمولتری است. این کار به دو روش انجام می شود:

1) ایجاد بانک کاغذ باطله

2) جمع آوری کاغذ باطله در کوچه ها

اجرای موفقیت آمیز هر دو روش وابسته به آموزش مردم و ایجاد انگیزه در آنهاست.

وضعیت فعلی منابع تامین مواد اولیه صنایع کاغذ کشور

در سالهای اخیر از طرفی به دلیل رشد فزاینده جمعیت و به تبع آن افزایش میزان تقاضا و از طرف دیگر کاهش شدید منایع جنگلی صنایع تولید خمیر و کاغذ کشور که برای تامین مواد اولیه خود به درختان جنگلی وابسته اند- به دلیل رو به زوال بودن جنگلها و منابع چوبی - با مشکلاتی جدی در تامین مواد اولیه سلولزی مواجه هستند.

در حال حاضر مهم ترين مواد اوليه ليگنوسلولزي قابل استفاده در صنايع سلولزي كشور عبارتند از : جنگل هاي صنعتي و تجاري شمال، زراعت چوب و جنگل هاي دست كاشت، بازيافت كاغذ و پسماندهاي كشاورزي که در این میان منابع جنگلی بیشترین سهم و خمیرهای الیاف بلند وارداتی و پسماند کشاورزی نیشکر ( باگاس ) و سپس سایر منابع در رتبه های بعدی قرار می گیرند.

میزان تولید و مصرف کاغذ در ایران

کارخانه های تولید کننده انواع کاغذ در کشور عبارتند از: كاغذ چاپ و تحرير و روزنامه با ظرفيت اسمي 208 هزار تن در سال توسط شركتهاي كاغذ پارس ، چوب و كاغذ مازندران، كاغذ غرب و كاربن لس، كاغذهاي صنعتي و بسته بندي با ظرفيت 530 هزار تن در سال توسط كارخانه هاي چوكا، كهريزك و كاوه ، ايران پاپيروس، چوب و كاغذ مازندران ، پارت و فارس كاغذ، اشتهارد تهران و مقواسازان متفرقه و كاغذهاي بهداشتي با ظرفيت اسمي 35 هزارتن در سال توسط كارخانه هاي لطيف، حرير خوزستان و نوظهور توليد مي گردد.

متاسفانه آمار رسمی ميزان مصرف سالانه كاغذ در ايران در دست نیست، آمارهای غیر رسمی مقدار مصرف انواع کاغذ و فرآورده های کاغذی را يك تا یک و نيم ميليون تن برآورد کرده اند كه تنها 30 درصد ‌آن توليد داخل است؛ مطابق آمار گمرکات کشور ارزش واردات انواع کاغذ در هفت ماهه ابتدای سال 87 نسبت به مدت مشابه سال 86، حدود 5/16 درصد افزایش یافته در حالی که طی همین مدت بیش از 32 درصد ارزش صادرات آن کاهش یافت، همچنین در هفت ماهه ابتدای سال 87 ، 560 میلیون و 989 هزار و 541 کیلوگرم کاغذ به ارزش 631 میلیون و 657 هزار و 12 دلار جهت انواع مصرف به کشور وارد شد. این میزان در هفت ماهه ابتدای سال 86، 566 میلیون و 859 هزار و 624 کیلوگرم به ارزش 541 میلیون و 979 هزار و 673 دلار بود که اگرچه به لحاظ وزن شش میلیون کیلوگرم کاهش یافته اما به لحاظ ارزش 5/16 درصد افزایش نشان می دهد. بر اساس آمار سازمان جهاني خواربار و كشاورزي در سال 2002 ميلادي ، مصرف سرانه كاغذ و مقوا در آمريكا، كانادا، ژاپن، آلمان، و كره جنوبي به تيب 54/307 ،44/281 ،66/249 ،47/219 ،16/172 كيلو گرم و در كشورهاي تركيه ، عربستان سعودي، مصر و پاكستان به ترتيب 39/35 ،97/19 ،24/13 ،88/8 كيلوگرم بوده است. مصرف سرانه كاغذ و مقوا در ايران 15 تا 16 كيلوگرم است. با توجه به افزايش جمعيت كشور و افزايش مصرف فراورده هاي كاغذي انتظار مي رود كه در طي سال هاي آتي نیز تقاضا برای انواع فرآورده هاي كاغذي افزايش يابد.

کمبود منابع جنگلی و چوبی

کمبود منابع جنگلی و چوبی در کشور ما حقیقتی تلخ و انکار ناپذیر است که به تبع آن کاهش ظرفیت تولید و حتی در موارد متعددی تعطیلی کارخانجات صنایع چوب را درسالهای اخیر در پی داشته است، بر اساس مطالعات صورت گرفته، ارزش زيست محيطي جنگلها تا 400 برابر ارزش آنها در توليد چوب است. مطابق با آمار سازمان جنگلها بهره برداري از جنگلهاي شمال طي ده سال گذشته از 2 ميليون و 200 هزار متر به كمتر از يك ميليون مترمكعب رسيده و این به معنی كاهش پنجاه درصدی در عرضه چوب به بازار مصرف است. با نگاهی به وضعیت جنگلهای شمال کشور - که تنها 5 .7% از مساحت کشور را در برمی گیرد. و با همین وضعیت اصلی ترین منبع داخلی تامین چوب آلات و مواد اولیه مصنوعات چوبی و کاغذی است- حساسیت و آسیب پذیری آن به وضوح نمایان شده و لزوم یافتن جایگزینی مناسب و اتکا به سایر منابع و مواد برای صنعت چوب خود نمائی می کند.

وضعیت تولید و مصرف كاغذ باطله در ایران

مقدار مصرف انواع کاغذ و فرآورده های کاغذی 2-5/1 ميليون تن برآورد شده است كه کمتر از 30 درصد ‌آن توليد داخل می باشد. مطابق آمار گمرکات کشور ارزش واردات انواع کاغذ در سال 89 بالغ بر 1240469 تن به ارزش 353/1 میلیارد دلار بوده است. که جهت تهیه و تامین 5/1 میلیون تن کاغذ مورد نیاز کشور، حداقل به 26 میلیون اصله درخت نیاز می باشد. در ایران برای بازیافت کاغذ، اولین کارخانه در سال ١٣١٣ در کرج و دومین آن در سال ١٣٣۵ تحت عنوان مقوا سازی شرق در تهران و سومین آن در کهریزک در سال ١٣٣۶ تاسیس شده است. در کشور تعداد بسیار کمی كارخانه کاغذ وجود دارد كه تقریباً تمام مواداوليه مصرفي شان را از منابع جنگلي تأمين مي كنند. از طرف دیگر شمار واحدهایی که از کاغذ باطله استفاده می کنند در مقابل حجم عظیم ضایعات کاغذی تولیدی، بسیار محدود می باشند. شایان ذکر است که اکثر واحدهای مذکور در مقیاس کارگاهی فعالیت نموده ونظارت مناسبی مبنی بر بهداشتی بودن فعالیت آن ها وجود ندارد. این در حالی است که در کشور ژاپن ۳۸۰ كارخانه كاغذسازي وجود دارد كه ۹۲ درصد مواد اوليه شان را از كاغذهاي باطله تأمين مي كنند. در حال حاضر بیش از 60 واحد تولیدی مقوای ضخیم در این زمینه دارای مجوز صنعتی می باشد که به علاوه بر این 40 واحد صنعتی نیز در زمینه ساخت شانه تخم مرغ فعال می باشند. کارخانه صالح آباد در جنوب تهران و کارخانه بازیافت کاغذ مشهد کار بازیافت زباله از جمله تبدیل کاغذ باطله به مقوا را در سال هایی اخیر شروع کرده اند و شرکت صنایع کاغذ سازی کاوه نیز در زمنیه تولید کاغذ بازیافت فعالیت می نمائید این شرکت تنها شرکتی است که تکنولوژی تبدیل کاغذ باطله به کاغذ را دارد. بقیه کارخانجات بازیافت کاغذ در واقع کاغذ تولید نمی کنند، بلکه کاغذهای باطله را به مقوا تبدیل می کنند. همچنین شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران با توجه به کمبود منابع جنگلی جهت تامین ماده اولیه کارخانه و نیز در جهت اهداف زیست محیطی در حال اجرایی پروژه تولید کاغذ از طریق بازیافت کاغذ بوده و قرارداد خريد خط آماده سازي خمیر كاغذ از كاغذ باطله را با يك شركت ايتالیايي منعقد كرده که طبق برنامه زمان بندی تا سال 1391 به بهره برداری خواهد رسید. که طی آن بخش اعظم ماده اولیه موردنیاز از اين طريق تامین و آماده می شود. استفاده از کاغذ بازیافتی توسط این کارخانه علاوه بر کاهش قیمت تمام شده، سبب کاهش برداشت چوب از جنگل ها و افزايش تولید و سود شركت را به همراه خواهد داشت.

در سال های اخیر در کشور ما نیز به تبعیت از کشورهای پیشرو در زمینه بازیافت، طرح "تفکیک زباله در مبدا" در بعضی از کلان شهرها نظیر اصفهان، تهران، شیراز، مشهد و غیره آغاز شده است. متاسفانه علی رغم اجرای فرهنگ سازی ها و آموزش های عمومی لازم ، همچنان، بازيافت و تبديل زباله در كشور ما، در گام اول ثابت و بي حركت مانده است. به جرات می توان گفت که بزرگترین دلیل عدم موفقیت طرح مذکور، عدم وجود سيستم بازيافت صحيح و مدرن اعم از واحدهای کمپوست و واحدهای بازیافت کاغذ و غیره می باشد. در نتیجه علیرغم همکاری مردم، زباله هاي خشك تفكيك شده تبديل به كوهي شده اند كه فقط براي ما مشكلات متعدد به همراه آورده اند. بر اساس آخرین آنالیز فیزیکی انجام شده بر روی زباله شهر تهران به طور متوسط حدود 4.88 درصد از این زباله ها را کاغذ و 4.48 درصد آن را مقوا تشکیل می دهد. به عبارتی 9.4 درصد ( 658 تن) از زباله دفنی را کاغذ و مقوا تشکیل می دهد. همچنین طی بررسی های به عمل آمده روزانه 27 تن کاغذ و مقوا باطله در استان گلستان ، 40 تن در شهر اصفهان، 150 تن در شهر مشهد و 15 تن در شهر ساری تولید می شود. همچنین میزان جمع آوری کل مواد سلولزی قابل بازیافت در کشور تنها به حدود 2 درصد می رسد. اصفهان با 39/15% بازیافت کاغذ و مقوا در سال 1387 در بهترین حالت بوده و تهران و شیراز نیز با بازیافت 38/5% در رتبه های بعدی قرار دارند.

مهمترین مشکلات و موانع انجام بازیافت کاغذ در ایران :

1- پایین بودن مقدار بازیافت کاغذ بعلت:

عدم تهیه برنامه اصولی برای جداسازی و تفکیک از مبداء توسط مدیریت اجرایی یا شهرداری ها

عدم تهیه برنامه اصولی برای بازیافت

عدم وجود امکانات و تجهیزات مورد نیاز برای جداسازی و تفکیک از مبداء

عدم اجرای برنامه تفکیک از مبداء

عدم وجود فرهنگ مشارکتی عمومی

عدم اجرایی برنامه آموزشی شهروندان

عدم وجود صنایع بازیافت استاندارد

کمبود سرمایه گذاری در زمینه ایجاد زیر ساخت های لازم برای ایجاد صنایع بازیافت

کمبود نیروی متخصص در زمینه ایجاد زیر ساخت های لازم برای ایجاد صنایع بازیافت

عدم سازماندهی بخش غیر رسمی جداسازی مواد و بازیافت

عدم آگاهی و فعالیتهای فعالیتهای فعال در زمینه محیط زیست از برنامه های بازیافت و تفکیک از مبداء

عدم وجود بازار فروش رسمی برای مواد بازیافتی

عدم آگاهی و ترغیب بخش خصوصی به فعالیت در زمینه بازیافت

کمبود بودجه شهرداری ها و دهیاری ها در زمینه اجرای برنامه های آموزشی، تفکیک از مبداء و غیره

2- پایین بودن کیفیت کاغذ تولیدی و همچنین ناصاف بودن سطح مقوا آن به خاطر پرس شدن نا صحیح می باشد در حالی که نمونه مقوا خارجی آن بسیار صاف و نا خالصی های فلزی و غیر بهداشتی هم کمتر می باشد.

3- پایین بودن سطح فناوریها و تجهیزات تولیدی (علت گرایش به استفاده از فناوریهای با سطح پایین بعلت نیاز به سرمایه گذاری پایین می باشد)

اغلب کارخانه های مقوا سازی داخلی، به دستگاه های استاندارد تولید مقوا مجهز نیستند. از طرف دیگر این دستگاه های قدیمی، خمیر ساخته شده از این مواد را ضد عفونی و تصفیه نمی کنند و دستمال کاغذی که با پوشال تولید شده است به طور معمول بهداشتی نبوده و کمترین مشکل آن وجود چسب به عنوان یک ماده شیمیایی در آن می باشد.همچنین جعبه های شیرینی و مواد غذایی که از این مقوا ساخته می شوند بهداشتی نبوده به خاطر همین وزارت بهداشت تولید کنندپان این جعبه را موظف به سلفون کشی داخل آنها کرده است

4- پایین بودن سطح آگاهی های عمومی و اجتماعی

نتیجه گیری:

به طور کلی بازیافت کاغذ و مقوا در ایران از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوه و جایگاه آن در دنیا و حتی آسیا فاصله و تفاوت چشم گیری دارد. مهمترین ویژگی صنعت بازیافت کاغذ ایران را می توان پایین بودن کیفیت و سطح فناوری تجهیزات کارخانه ای آن دانست. سطح پایین فناوری مورد استفاده گرچه با سرمایه گذاری محدود سازگار است ولی توان محصولات کاغذی مرغوب و با کیفیت را ندارد، علاوه بر این امنیت بهداشتی تولیدات چنین کارخانه هایی هنوز با تردید مواجه است. با توجه به کمبود مواد اولیه چوبی در کشور یکی از بهترین راههای جایگزین بازیافت کاغذ می باشد. سالانه میلیاردها دلار صرف تولید کاغذ و لوازم یکبار مصرف می-شود و در ادامه هم میلیاردها دلار صرف جمع آوری و از بین بردن آنها می شود، این در صورتی است که با سرمایه گذاری مناسب برای بازیافت آنها نه تنها از خسارت به محیط زیست جلوگیری می شود بلکه می توان برداشت از منابع جنگلی را کاهش داده و بقای آنها را برای نسل آینده تضمین کرد.

مهمترین گام برای دستیابی به یک برنامه منسجم بازیافت، تفکیک در مبدا می باشد. متولیان مدیریت مواد زائد کشور باید نسبت به تدوین برنامه جامع و دستورالعمل جمع آوری و بازیافت مواد زائد ویژه منازل و ادارات و غیره اقدام نمایند. با توجه به اینکه سرمایه گذاری برای بازیافت کاغذ به علت هزینه بالا در تولید واحد های کوچک صنعتی خصوصی نمی باشد. سازمان بازیافت شهرداری به عنوان تنها متولی امر با سرمایه گذاری در این بخش و استفاده از تجربیات دیگر کشورها در کنار فرهنگسازی و شناساندن موضوع هدر رفتن این سرمایه ملی به عموم مردم، می تواند نقش حساسی را ایفا کند.

منابع:

1. افطس، م. و پژويان، ج؛ تجزيه و تحليل عوامل موثر بر مصرف كاغذ در گروهي از كشورهاي درحال توسعه و توسعه يافته؛ به راهنمايي: پايان نامه (كارشناسي ارشد) دانشگاه علامه طباطبائي، 1375 . 124 صفحه.

2. برزگر شيري، م. اخلاقي اميري،ز استفاده از پسماند گياهان زراعي براي توليد خمير و كاغذ در كشور اولين همايش ملي كشاورزي پاك ارديبهشت 88 دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان.

3. پور علاقه بندان، ح، ر. 1388. تفکیک از مبدا در اصفهان، یک تجربه جدید. مدیر پژوهشی سازمان بازیافت و تبدیل مواد زائد شهرداری اصفهان.

4. ر. رول، ر.یانگ ، ج.رول؛ کاغذ و مواد چند سازه از منابع زراعی (ترجمه) پارساپژوه.د، فائزی پور.م، کبورانی.ع چاپ اول. انتشارات دانشگاه تهران.573 صفحه 1381.

5. رشیدی، م . 1389. بازیافت کاغذ صرفه های زیست محیطی و اقتصادی. مجله چوب وکاغذ ، سال 8، شماره 53.

6. زولی، م،ع؛ محسنی بندپی ، ا؛ اسلامی،ا؛ صادقی، ا. 1387. بررسی پتانسیل بازیافت کاغذ در ادارات کل استان مازندران. مجله سلامت و محیط. دوره اول، شماره دوم، ص 99-104 .

7. سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری مشهد، http://www.roomm.ir

8. صيادي، كامران و اميري، سعيد؛ بررسي توليد و مصرف كاغذ در ايران. پايان نامه كارشناسي ارشد- دانشگاه تهران، دانشكده منابع طبيعي، 1382. 148صفحه.

9. عباسوند، م. 1388. بررسی فرآیند مدیریت پسماندهای شهری استان گلستان. مدیر گروه پژوهشی مدیریت شهری و روستایی- کارشناس ارشد شهرسازی.

10. علوي مقدم. م.ر؛ بررسي تفاوتهاي مديريت مواد زائد جامد شهري شهرهاي تهران و توكيو، دانشگاه صنعتي اميركبير.

11. فرزاد کیا، م؛ دالوند، آ؛ تقدیسی، م، ح. 1387. ارزیابی جنبه های اقتصادی و زیست محیطی بازیافت کاغذ و مقوا از زباله های شهری اصفهان. مجله طبیب شرق، دوره 10، شماره 3.

12. قاسميان، ع. خليلي گشت رودي، ع.، علي آبادي، م. 1387. نقش وجايگاه بازيافت كاغذ در تامين مواد اوليه سلولزي مورد نياز صنايع خمير وكاغذ كشور. مجموعه مقالات همايش ملي تامين مواد اوليه و توسعه صنايع چوب وكاغذ كشور. دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان.

13. قاسمی کوچمشگی، م؛ سالاری،ع،ا . 1389. بازیافت کاغذ های پچاپگر باطله و بررسی میزان جوهرزدایی و خواص آنها، نشریه شیمی و مهندسی شیمی ایران ، دوره 29، شماره 1.

14. قانون برنامه سوم و چهارم توسعه كشور. فصل پنجم: حفظ محيط زيست http://www.mefa.gov.ir .

15. کمانی، ح، و همکاران. 1388. بررسي طرح بازيافت كاغذ و مقوا در شهر شيراز در سال 1387. دوازدهمين همايش بهداشت محيط ايران. دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي. دانشكده بهداشت سال 1388.

16. منظور الاجداد، م. 1383. اولویت ها در برخورد با مشکلات صنایع کاغذ و مقوا کشور ، همایش ملی فرآوری و کاربرد مواد سلولزی، ص 311-319 ،.

17. نظرنژاد، ن. ن، عموئی. م، مهدوی. 1387.تولید و استفاده از کاغذهای باطله در سطح شهرستان ساری (مطالعه موردی).مقاله ارائه شده در اولین همایش ملی تامین مواد اولیه و توسعه صنایع چوب و کاغذ کشور دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. 8صفحه.

18. وب سایت انجمن صنفی کارفرمایان صنایع چوب ایران؛ واردات و صادرات کاغذ و انواع چوب‌آلات و اوراق فشرده‌چوبی در سال 1387، http://www.iranwoodind.com

19. وب سایت اصلاح الگوی مصرف. http://rcirib.ir

20. وب سایت خواروبارکشاورزی. www.fao.org

21. Anon. pulp and paper international – Annual survey, July issues, 1987, 1991, 1992, 1993.

http://iranpulp.blogfa.com/c

POWERED BY MIHAN BLOG.COM

دیدگاه ها و انواع برنامه ریزی

دیدگاه ها و انواع برنامه ریزی

تهیه کننده:الهام احمدی 

   چکیده:      

 یکی از مهم ترین عناصری که در هر سازمانی مورد نیاز می باشد یرنامه ریزی است.  

    هدف ما از این مطالعه این بود که به بررسی انواع و اقسام برنامه ریزی در یک سازمان و یا ارگان پرداخته و مزایا و معایب برنامه ریزی را از دیدگا ه های مختلف بررسی کنیم.و اینکه هریک از برنامه ها در کدام یک از سطوح سازمانی شکل می گیرد. برای گرد آوری مطالب ذکر شده از روش تحقیق و مطالعه کتابخانه ای استفاده شده است.مطالب مندرجه در فاصله زمانی 16/8/1390 لغایت 5/9/1390  گردآوری شده است.      برنامه ها تعداتی هستند برای رسیدن به اهداف سازمانی،در یک سازمان پس از تعیین چشم انداز و مقاصد سازمان مهم ترین رکن برنامه ریزی است.برنامه ریزی انواع گوناگونی دارد که از نظر سطح ،قلمرو ،زمان واستمرار تقسیم بندی می شوند.همچنین برنامه ریزی از نظر دیدگاه های مختلف نیز به برنامه های زیر تقسیم می شوند:  1- برنامه ریزی از داخل به خارج و خارج به داخل 2-برنامه ریزی از بالا به پایین و از پایین به بالا 3-برنامه ریزی بر مبنای هدف 4-برنامه ریزی بر مبنای استثناء 5- برنامه ریزی اضطراری 6- برنامه اقتضایی   کلید واژه: برنامه ریزی،انواع برنامه ها،دیدگاه های برنامه ریزی مقدمه:    

 

 هدف ما بررسی این بود که از چند نوع برنامه می توانیم در سازمان ها استفاده کنیم و دیدگا ه های مختلف برنامه ریزی چیست و اینکه برنامه ها در سازمان دارای چه اهمیتی می باشند. برنامه ها از نظر بعد زمانی به چه صورتی هستند.    

 

برنامه ریزی از دیدگاه صاحبنظران مختلف به انواع گوناگون تقسیم بندی شده است.اما 4 بعد اصلی برای برنامه ها وجود دارد که از نظر سطح آن در سازمان (برنامه های راهبردی و عملیاتی) ،زمان(برنامه های بلند مدت ، میان مدت و کوتاه مدت) ؛قلمرو(فراگیر بودن برنامه ها و یا برنامه های محدود به بخش خاص) و استمرار آن(همیشگی یا یکباری بودن برنامه) می باشد.    

 

 دیدگا ه های مختلفی برای برنامه ریزی وجود دارد که هریک از آن ها در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می گیرد و معایب و مزایای خاص خود را دارد.مدیران می توان بنا به عقیده ی خود و شرایط سازمان و اقتضا هر یک از این برنامه ها را برگزینند. 

 

 دیدگاه ها و ابعاد برنامه ریزی: 1- برنامه ریزی از داخل به خارج و خارج به داخل 2-برنامه ریزی از بالا به پاییین و از پایین به بالا 3-برنامه ریزی بر مبنای هدف 4-برنامه ریزی بر مبنای استثنا 5- برنامه ریزی اضطراری 6- برنامه اقتضایی   برنامه ریزی از داخل به خارج و خارج به داخل در برنامه ریزی از داخل به خارج بر کارهایی تمرکز می شود که سازمان در حال حاضر انجام می دهد و تلاش می شود تا انها به بهترین صورت انجام پذیرند . برنامه ریزی به این شیوه تغییرات عمده ای را در سازمان ایجاد نمی کند ولی می تواند برای استفاده بهینه از منابع مقید و موثر باشد. در برنامه ریزی از خارج به داخل ابتدا محیط خارجی بررسی و تحلیل می شود و برای استفاده از فرصتها و به حداقل رساندن مسائل ناشی از آن برنامه ریزی می گردد . در اکثر سازمانها ، برنامه ریزی باید با اتخاذ ترکیبی از هر دو رهیافت انجام شود تا بیشترین نتایج حاصل شود. به طور کلی برنامه ریزی از داخل به خارج برای بهتر انجام شدن کارهای جاری صورت می پذیرد و هدف آن یافتن بهترین شیوه انجام کار است . برنامه ریزی از خارج به داخل هنگامی مفید است که سازمان بخواهد کاری منحصر به فرد انجام دهد و هدف این برنامه ریزی ، یافتن فرصتهای محیطی و استفاده بهینه از آنهاست. - برنامه ریزی از بالا به پایین و برنامه ریزی از پایین به بالا :  در برنامه ریزی از بالا به پایین ابتدا مدیر عالی هدفهای کلان را تعیین می کنند و این امکان را برای مدیران سطوح دیگر فراهم می آورد تا در چهار چوب هدفهای کلان ، برنامه های خود را تدوین کنند؛ در حالی که برنامه ریزی از پایین به بالا با تدوین برنامه هایی شروع میشود که در سطوح عملیاتی شکل می گیرند بدون آنکه به محدودیتهای کلی سازمان توجه شود . انگاه این برنامه ها از طریق سلسله مراتب به بالاترین سطح مدیریت ارایه می گردد .در واقع هریک از رهیافتهای برنامه ریزی از پایین به بالا و از بالا به پایین ، مزایا و معایبی دارند . برنامه هایی که با استفاده از رهیافت برنامه ریزی از پایین به بالا تنظیم می شوند ممکن است فاقد جهت گیری کلی و منسجم باشند . بویژه هنگامی که برنامه های  تدوین شده در خرده سیستمهای گوناگون دارای جهت گیریها و مقاصد عملیاتی ناهماهنگ یا حتی متضاد باشند ، احتمال بروز این مساله افزایش می یابد . مزیت عمده این رهیافت افزایش تعهد و تشدید احساس مالکیت میان افرادی است که از سطوح عملیاتی سازمان در برنامه ریزی مشارکت دارند . چنین سطحی از تعهد به اجرای برنامه بندرت در رهیافت برنامه ریزی از بالا به پایین قابل حصول است .  شاید بهترین رهیافت رهیافتی باشد که از بالا  شروع شود,ولی از طریق افزایش امکان مشارکت و در گیر ساختن تعداد زیادی از کارکنان واحد های مختلف به اطلاعات سودمندی از همه سطوح سازمان دست یابد . برنامه ریزی برمبنای هدف :  اصطلاح مدیریت بر مبنا هدف به عنوان نگرش تازه در برنامه ریزی به وسیله پیتردراکردر سال 1945 میلادی عنوان شد. برخلاف شیوه سنتی مدیریت بر مبنای هدف استوار است که دخالت در تعیین هدفها منجر به تعهد می شود و چنانچه کارکنان در هدف گذاری و تعیین معیارها برای اندازه گیری میزام کار انجام شده در جهت رسیدن به هدفها همکاری داشته باشند ، برانگیخته می شوند تا وظایف خود را بهتر انجام دهند و به این ترتیب مستقیما به تحقق اهداف سازمانی کمک می کنند .( اصغری  ، 1386 ، ص 96) بر اساس این نگرش ابتدا مهتمرین مسایل سازمان را مشخص کرد . سپس با مشارکت کارکنان برای همه واحدها و بخشهای تابعه انها و متعاقباً برای همه افراد شاغل در سازمان ، به صورت منظم ، هدفگذاری نمود . در این روش برای ترکیب اهداف فردی و سازمانی تلاش میشود . این روش مبتنی بر این اعتقاد است که مشارکت کارکنان و مدیران در امر تعریف اهداف سازمانی در قالب اهداف فردی ، اثار مثبتی بر روحیه و عملکرد کارکنان ایجاد می کند . زیرا پذیرش همگانی اهداف سازمانی بر اساس یک توافق متقابل ، افراد را برای تحقق و دستیابی به آنها متعهدتر ومصمم تر می سازد .چنین حالتی را مقایسه کنید با وضعیتی که در آن مدیران بدون توجه به نظرهای کارکنان هدفگذاری میکنند و تحقق اهداف را از کارکنان می خواهند. (رضاییان،1380،ص 188) در این شیوه برنامه ریزی برای یگانه ساختن همه ی افرتد سازمان تلاش میشود،ضمن آنکه افراد کاستی ها و سوء عملکردها را شناخته و با توجه به حضور فعال خود در طرح برنامه ها از بازخورد حاصله برای ترمیم فعالیت خود استفاده می گنند. عناصر موثر بر فرایند برنامه ریزی بر مبنای هدف عبارتند از : 1-انواع مدیران ما فوق 2- دخالت زیر دستان در تعیین هدفها 3- خود کفایی در اجرای طرح 4-مرور دوره های اجرا البته صاحبنظران تفاوت اندکی را بین مدیریت بر مبنای هدف و مدیریت بر  مبنای هدف و نتیجه مطرح می کند . در مدیریت بر مبنای هدف بیشتر به کسب نظر از پایین پرداخته می شود و ابعاد مشورتی  در رابطه با مقاصد و مشارکت در رابطه با تنظیم برنامه های عملی مورد تاکید است در حالیکه مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه ضمن اخذ نظر ، افراد از حق رای و مشارکت در تنظیم برنامه ها و بررسی و کنترل نتایج برخوردار می باشند ( جوادین ، 1382 ، ص 290) بر اساس این شیوه هدفهای کلی سازمان به وسیله مدیران رده های بالاتر و معمولا با مشارکت سایر مدیران صورت می گیر د  به محض اینه هدفها به وضوح تعیین شدند بایستی کلیه اعضای سازمان با انها اشنا شوند و انها را به خوبی درک کنند . این همکاری و مشارکت دارای اهمیت خاصی است زیرا افراد در تعیین اهداف دخالت داشته و در نتیجه بر انگیخته می شوند.ضمن ئانکه با توافق رئیس و مرئوس  دوره هایی برای بازنگری و ارزیابی پیشرفت کار در نظر گرفته می شود . این بازنگری ها مشخص می کنند که آیا پیشرفت افراد در جهت رسیدن به اهداف رضایتبخش بوده است ضمن اینکه روحیه کارکنان به سبب توجه و علاقه ای که مدیران مافوق نسبت به پیشرفت کار افراد نشان می دهند تقویت می شوند می توان گفت مدیریت بر مینای هدف فرایندی است که در آن روسا و مرئوسین در هدف گذاری  و برنامه ریزی با یکدیگر همکاری می کنند و در این مشارکت اهداف فرد، اهداف قسمت ، اهداف بخش و اهداف کلی سازمان مد نظر قرار می گیرد تا اهداف تعیین شده را به نحو بهینه تامین کنند (اصغری، 1386، ص 96) مراحل برنامه ریزی براساس هدف و نتیجه عبارتند از :  1) تعیین رسالت و ماموریتها : در این مرحله روابط متقابل میان مدیر و کارکنان حایز اهمیت فراوان است و فرصتی برای آنها فراهم می اورد تا یکدیگر را بهتر بشناسند و نگرش صحیح و روشنی در مورد کار به دست اورند . 2) تعیین نتایج مورد انتظار : در این مرحله هریک از کارکنان واحد مذکور ، اهداف عملیاتی خود را با توجه به وظایف عمده و اهداف واحد متبوع خود تنظیم می کنند . 3) تعیین شاخصهای ارزیابی عملیات : اهداف عملیاتی باید از ویزگیهای ذیل برخوردار باشد : الف - واضح و دقیق     ب – قابل حصول    ج – چالش برانگیز     چ– قابل اندازه گیری     د – با اهداف کلی سازمان سازگار باشد       ه – زمان تقریبی تحقق آنها برآورد شده باشد . 4) تعیین هدفهای عملیاتی : مدیر از هماهنگی و همسو بودن اهداف عملیاتی کارکنان در تحقق اهداف سازمان مطمئن شود ، ولی باید مراقب باشد اهداف را به آنها تحمیل نکند، زیرا کارکنان در برابر اهداف تحمیلی تعهد کمتری خواهند داشت 5) تنظیم برنامه های عملیاتی :برای تحقق اهداف تعیین شده باید برنامه ها و طرح های عملیاتی مورد نیاز تهییه شود.در این مرحله باید در مورد معیارهای کنترل،نقاط کنترل و نحوه ی هدایت پیشرفت کار کارکنان توافق شود.وجود نقاط کنترل فرصتی ایجاد میکند تا به اصلاح و تعدیل اهداف پرداخته شود. 6)کنترل عملیات: در این مرحله جلسه ای با حضور مدیر  وکارکنان تشکیل می شود و میزان تحقق اهداف و نتایج تلاشهای  افراد ارزیابی می گردد در این جلسه بیشتر بر تحلیل عملکرد کارکنان تاکید می شود و مشکلات موجود در مسیر تحقق اهداف مطرح می شود و برای حل آنها چاره اندیشی می شود ( رضائیان ،1380، ص188) مزایای مدیریت بر مبنای هدف : ·    

 

    با مشارکت کارکنان در تعیین اهداف افراد متعهد تر شده و به خود مدیریتی تشویق می شوند. ·    

 

    بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان ·       

 

بهبود عملکرد کارکنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف ·      

 

  پیشرفت کارکنان و ارتقای کیفی مهارت و توانایی های آنها ·     

 

   بهبود شیوه به کارگیری منابع انسانی و بهره وری کارکنان ·      

 

  بهره مند شدن سازمان

 

 از توان خلاقیت و استعدادهای بالقوه کارکنان معایب مدیریت بر مبنای هدف · 

 

       مستلزم صرف وقت و تلاش زیاد است ·     

 

   عدم امکان تعدیل سریع اهدافی که در عمل غیر منطقی به نظر می رسد · 

 

       عدم امکان ارزیابی میزان موفقیت واقعی در تحقق اهداف · 

 

       وابسته بودن میزان موفقیت این روش به میزان حمایت مدیران عالی ·   

 

     عدم تعریف اهداف در حد مطلوب( به دلیل وابستگی آن به میزان توانایی کارکنان در تعیین اهداف ) ·         بر قابل اندازه گیر بودن اهداف تاکید دارد که ممکن است مدیران متعصب آنرا تهدیدی برای خود تلقی کنند برنامه ریزی بر مبنای استثنا در این حالت پس از تعیین اهداف، اقدام به تخصیص منابع می شود و شاخص های عملیاتی تدوین می شود و نحوه ی انجام امور بهمسوولان واحدها واگذار می شود و مدیران عالی  تنها هنگامی در کارها دخالت می کنند که انحراف عملکرد یک واحد از برنامه های پیش بینی شده از حد معینی تجاوز کند.(رضاییان،1380،ص 193) -برنامه ریزی اضطراری حوادث یا موقعیت های جدیدی که ممکن است در اوضاع و احوال سازمان اتفاق بیفتد پیش بینی می شود و عکس العمل ها و پاسخهای مناسب برای آنها در نظر گرفته می شود. برنامه ریزی اقتضایی مبتنی بر اندیشیدن پیش از عمل است  . در محیطهایی که به طور مستمر مسائل و رخدادهای غیر منتظره رخ می دهند و تغییر برنامه ریزی ضروری است باید پیش بینی شود که اگر کارها انگونه که انتظار داریم پیش نرفت، چه تغییراتی در برنامه ها ایجاد شود . یا کدام برنامه های جایگزین اماده شوند تا مدیر با صحنه های حیرت آور روبرو نشود . رمز موفقیت برنامه ریزی اقتضایی در شناسایی « تغییر جهتها ی احتمالی در رخدادهای آتی » است . که می تواند در برنامه های جاری اثر گذار باشد . گاهی تغییر جهتها از طریق تفکر و اندیشه کافی ، قابل پیش بینی و تشخیص هستند . بدین ترتیب با پیش نگری در این سبک هنگامی که بحرانی در نقاط پیش بینی شده بروز کند که حاکی از بی اعتباری برنامه باشد با استفاده از برنامه ریزی اقتضایی امکان اقدام سریع فراهم آید ( طرقی؛ اسماعیلی  1386 ص 70) انواع برنامه ها : 4 بعد اصلی برای برنامه ها عبارتند از : 1-سطح ( برنامه های عملیاتی برنامه های راهبردی ) تعداد سطوح برنامه ریزی به مدیران سطوح مختلف اجازه می دهد که برای تحقق اهداف خود اقدامات لازم را به عمل آورند . برنامه های عملیاتی : برنامه های عملیاتی وسایل رسیدن به هدفهای عملیاتی سازمان را تشریح میکنند ، این برنامه ها از اجرای برنامه های کوتاه مدت پشتیبانی می کنند . یک برنامه ریزی کوتاه مدت است و به اتخاذ تصمیماتی مربوط می شود که تحقق آنها اسان تر است . از نظر میدان فعالیت حدود است . برنامه های عملیاتی در سطح پایین تهیه می شوند . ( با همکاری مدیران میانی و عملیاتی سازمان تنظیم می شود ) در این برنامه ها هدف هایی که به وسیله سطوح بالای سازمان معین گردیده اند پیاده می شوند . برنامه های راهبردی:برنامه های بلند مدتی هستند که در سطوح عالی سازمان طراحی می شوند. 2- زمان (برنامه های کوتاه مدت – برنامه های میان مدت-برنامه های بلند مدت) برنامه ها را بر مبنای دامنه ی زمانی آن ها نیز می توان طبقه بندی کرد.از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است.برنامه های کوتاه مدت،برنامه های میان مدت،برنامه های بلند مدت برنامه های کوتاه مدت:شامل هدف ها و برنامه های عملیاتی است و فعالیت هایی را تعقیب می کند که در دوره زمانی یک سال انجام میشود. مدیران برای هدایت عملیات جاری از این نوع برنامه ریزی استفاده میکنند. برنامه ریزی میان مدت:برنامه هایی جهت تداوم و استمرار عملیات سازمان است.محدوده زمانی 1 تا 5 سال را دارد و شامل هدف ها و برنامه های کوتاه مدت است. برنامه های بلند مدت: این برنامه ها مسئولیت آنرا مدبریت عالی بر عهده دارد شامل هدفها و برنامه های راهبردی است که ممکن است بیش از 5 سال طول بکشد ، اگر چه افق دقیق زمانی هر برنامه از سازمانی به سازمان دیگر تفاوت دارد . در محیط های پویا و پیچیده مدیران ممکن است نتوانند برای هر هدفهای طولانی تر از 5 سال برنامه ریزی کند بنابراین برنامه های راهبردی انان می تواند دوره کوتاه تری را در بر گیرد . در محیط هایی با ثبات افق زمانی یک برنامه راهبردی می تواند 10 تا 20 سال باشد 3 – قلمرو ( برنامه های فراگیر – برنامه های محدود به بخشهایی از سازمان ) برنامه ها را بر حسب قلمرویشان با هم تفاوت دارند . برخی از آنها بسبار فراگیرند و برای کل موسسه طرحریزی می شود در حالی که قلمرو بعضی دیگر بسیار محدود است و مخصوص برنامه ریزی برای یک قسمت ( مثل بازاریابی ) می باشد . قلمرو برنامه های راهبردی به طور معمول وسیع است و نشان می دهد که موسسه به سوی کدام مقصد در حرکت است و چگونه می خواهد به آن برسد و قلمرو برنامه های کوتاه مدت به نسبت محدود تر است و با ذکر جزئیات و به طور روزانه توضیح می دهند که چگونه برنامه های راهبردی موسسه به اجرا در خواهد امد ( فیضی ) 4 – استمرار ( برنامه های یکباری – برنامه های همیشگی – برنامه های اقتضایی) استمرار برنامه ها : مدیران متناسب با موقعیتی که با آن مواجهند از برنامه های استفاده می کنند به طور عموم برنامه های مورد نیاز در 3 موقعیت اجرا می شوند . موقعیتهایی که احتمال ندارد تکرار شوند،موقعیتهایی که به طور معمول تکرار میشوند و استمرار دارند و موقعیت هایی که احتمال کمی دارد که تکرار شوند. برنتمه هایی که مدیران در این موقعیت ها به کار میبرند به ترتیب عبارتند از: برنامه های یکباری،برنامه های همیشگی،برنامه های اقتضایی برنامه های یکباری یا تک کاربردی: برای هدف ویژه یا دوره ی زمانی معینی طراحی میشوند.وقتی هدف تحقق یافت برنامه متوقف میشود یا مورد تجدید نظر قرار میگیرد(اصغری طرح:مجموعه ترکیب شده ای از اقدامات مرتبط به هم است که می خواهد به هدفی اساسی که فقط یکبار اتخاذ میگردد دست یابد. برای پدید آوردن طرح مدیران : 1 – اقدام عملی را به مراحلی تقسیم می کند 2- نتایج منطقی در هر مرحله را تعیین می کنند 3- تصمیم می گیرند که چه کسی مسئول هر مرحله است 4- منابع ضروری برای تکمیل کردن هر مرحله را تعیین و فراهم میکند 5- زمان مورد نیاز برای کامل کردن هر مرحله را اندازه می گیرند 6 – جدولی برای اجرای طرح تنظیم می کنند . پروژه :برنامه یکباری باید پیچیدگی کمتری است که حوزه محدود تری نسبت به یک طرح دارد و منظورش نایل شدن به هدف خاصی است . پروژه ها نسبت به طرح ها و فعالیت ها منابع کمتری را با هم ترکیب می کنند . نتیجه گیری:      یک سازمان برای ادامه ی حیات خود نیاز به برنامه ریزی در همه ی سطوح سازمانی دارد.در سازمان برنامه ها دارای سلسله مراتبی هستند که بترتیب از بالا به پایین از برنامه های بلند مدت به سمت برنامه های کوتاه مدت ،از مستمر به منقطع ،از برنامه های کلی به جزئی ، از برنامه های راهبردی به عملیاتی و.... است.      برنامه ها در سازمان بر اساس چشم انداز و ماموریت و جهت رسیدن به مقاصد اصلی سازمان طراحی می شوند.در واقع برنامه ها تعهداتی هستند برای رسیدن به اهداف سازمان.      ما در این مطالعه به این نتیجه می رسیم که برنامه ها از نظر بعد زمانی ، از نظر قلمرو ، وسعت و استمرار با یکدیگر متفاوتند.و برنامه ها دارای دیدگاه های متفاوتی هستند که در شرایط و به اقتضای زمان و عقیده مورد استفاده قرار می گیرند.   منابع: دانش مدیریت،تالیف و گردآوری جعفرطرقی و علی اسماعیلی،1386 مبانی سازمان و مدیریت،تالیف دکتر سیدرضا جوادین،1382 مبانی سازمان و مدیریت،تالیف دکتر جمشید اصغری،1386 مبانی سازمان و مدیریت،دکتر علی رضاییان،1380 مبانی سازمان و مدیریت،طاهره فیضی،1374 مدیریت عمومی،تالیف دکتر مهدی شریعتمداری،1385 مبانی مدیریت،استیفن پی،رابینز-ترجمه دکتر سید محمد اعرابی،1379 سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل،تالیف دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی-پرویز ساسان گهر،1379 برنامه ریزی تعاملی،راسل ایکاف-ترجمه دکتر سهراب خلیلی شورینی،1375  

ادبيات و تصوير گري درباره کتاب کودک

ادبيات و تصوير گري درباره کتاب کودک

تهیه کننده: الهام احمدی

تصويرگري کتاب کودک، گرايشي مستقل درهنر است که جنبه اي کاملا هدفمند و مخاطب شناسانه را، در امتداد ادبيات کودک و نوجوان در بر مي گيرد . تصويرگري از نظر هنري و در کنار طراحي گرافيک يکي از دو بخش هنرمندانه ي پيکره ي کتاب را تشکيل مي دهد. بر همين اساس و از منظر تفکر پديد آورندگي با گرافيک در هم تنيده است ؛ در عين حال از حيث ابزار روش ها و شکل ، بخشي از هنر نقاشي به شمار مي رود . دستاورد تصويرگري در عين پيوستگي دايمي با( متن ) کتاب ،مي تواند مستقل داوري شود يا به حيات هنري خود ادامه دهد، اما به هر ترتيب، تصويري که تصويرگر مي سازد، هميشه مبتني بر روايت و قصه است، هر چند کتاب پديد آمده ، سراسر تصوير و فارغ از (نوشته ) باشد.

تاريخچه ي تصويرگري در ايران اولين کتاب هاي مصور در ايران متون (اوستا) بوده است و اصولا تصويرگري در ايران پيوندي محکم با مذهب دارد. چنان که مانويان با گرايش خاص به تصوير سازي متون مذهبي شان سنت نگارگري را در آسياي مرکزي و اطراف رونق بخشيدند. پيشينه ي غني تصويري بر ديوارها، سنگ نگاره ها ي هخامنشي، پارتي و ساساني تاثير زيادي بر پيدايش مکاتب سده هاي ميانه از جمله مکتب بغداد و هرات و ... گذاشت.در اين دوره ها کتاب هايي غير از کتاب هاي مذهبي مثل کتاب هاي ادبي ،علمي و... نيز تصوير شد . از جمله مشهور ترين کتاب هاي مصور ايراني، کتاب کليله و دمنه ۳۳۰ ه-ق، قابوس نامه به سال ۴۸۳ ه- ق وسمک عياردر سده ي هفت ميباشد.

در سده هاي اخير با رواج چاپ سنگي تصوير سازي کتاب وکتاب سازي وارد دوره ي جديدي از حيات خود شد و در دوره ي مشروطه با گسترش و رواج مطبوعات حضور و کارکرد تصوير در اجتماع رنگي جدي تر و همگاني تر به خود گرفت. طبيعي است که با پيدايش و رونق آموزش و پرورش به سبک جديد و گسترش مدارس به سبک غربي، تصوير گري به ضرورتي براي کتاب هاي کودکان و نوجوانان تبديل شد. در سال هاي ۱۳۴۰ به بعد تصويرگري کتاب هاي کودکان به عنوان شاخه اي تعريف شده و دسته بندي شده در ايران مطرح شد. کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان از مراکز اصلي تمرکز بسياري از هنرهاي مربوط به کودکان و از جمله تصويرگري بود . اکنون تصويرگري ايران جايگاهي ويژه و متفاوت در سطح جهاني دارد و تعداد زيادي تصويرگر از نسل جديد اين حرفه در کنار نسل هاي گذشته و با استفاده از تجربيات پيشين مشغول کار و فعاليت هستند

ادبيات کودک

صرف نظر از تقسيماتي که براي ادبيات از نظر محتوا و ساير ابعاد آن قايل شده اند، ادبيات را از ديدگاه ماهيت ساختماني آن، در هيات دوگانه‌ي ادبيات بزرگسالان و ادبيات کودکان مشاهده مي‌کنيم، که در اين بخش مکث کوتاهي درباره تعريف‌ها، ويژگي‌ها و برخي ديگر از مختصات ادبيات کودک خواهيم داشت تا نقاط تشابه و تقابل آن را با ادبيات بزرگسالان دريابيم.پيش از تعريف ادبيات کودک، مهم است تا به طرح اين پرسش پرداخت که دوران کودکي يعني چه؟ زيرا ادبيات کودک با پيدايش دوران کودکي و مفهوم کودکي شکل مي گيرد.اين نکته را نبايد از ياد برد که مفهوم بيولوژيکي و اجتماعي کودکي دو موضوع جدا ازهم هستند. دوران بيولوژيکي کودکي و مفهوم آن همزمان و همزاد با خلقت بشر بوده و قسمتي از دوران رشد جسماني هر فردي از بشريت است. اما مفهوم اجتماعي کودک، محصول جامعه‌ي رشد يافته‌ي امروزي است. به گونه‌يي که برخي از پژوهشگران اين عرصه در يافته‌اند: "کودکي يک مفهوم جديد است و نبايد آن را با مفهوم بيولوژيکي اين کلمه اشتباه کرد ... از گذشته‌ها و حتا تا يکي دو قرن اخير، همين که کودک مي توانست دامن مادر را رها کند ديگر کودک به شمار نمــــــي آمد. ( رواج داشتن همين تعبير در جامعه ي ما باعث شده است تا اين‌گونه پندارهايي نيز شکل بگيرد: طفلي و دامان مادر خوش بهشتي بوده است تا به پاي خود روان گشتيم، سرگردان شديم... در اروپا، تاهمين دو سده‌ي پسين در سن و سالي که اطفال تازه به مکتب مي‌روند، از کودکان انتظار مي‌رفت تا به جرگه بزرگسالان بپيوندند و هم‌چون بزرگسالان عمل کنند. (متأسفانه در کشور ما تا حالا نيز همين تصور بر اذهان بزرگان حاکم است و در خانواده‌هايي که مشکل اقتصادي دارند، کودک به عنوان نان‌آور خانواده تلقي شده و بدون اين‌که از کوچک‌ترين حقوق کودکي خويش آگاهي داشته يا استفاده نمايد، از بام تا شام مجبور است تا همانند بزرگسالان عرق ريخته و براي زنده ماندن تلاش نمايد.در اروپا، در جامعه صنعتي بود که دوران و مفهوم کودکي پديد آمد و به کودکان امکان داد تا سال‌هاي طولاني تري را فارغ از کار و مسؤوليت‌هاي اجتماعي به سر برند و اين امر براي آن‌ها دوران کودکي را پديد آورد.

پس از اين‌که دنيايي به نام دنياي کودکي شناخته شد، ادبيات کودک به مفهوم امروزي شکل گرفت البته يادکرد اين مهم نيز ضروري است که لالايي‌هاي مادرانه و برخي ديگر از سرودهاي فلکلوريک شفاهي که از هزاران سال و شايد اندکي بعد از خلقت بشر شکل گرفته اند و طي آن‌ها بيشتر آرزوها و اميال مادران از کودکان‌شان مطرح شده است و امروز بخشي از ادبيات کودک خوانده مي‌شوند جدا از ادبيات رسمي کودک و پيدا شدن مسئله اجتماعي کودک اند.آن‌چه درباره‌ي تعريف ادبيات کودک مي‌توان نگاشت اين است که در تعريف کلي، ادبيات کودک از ادبيات بزرگسالان تفاوتي ندارد. بدين معنا که از نگاه کيفيت نبايد ادبيات کودک نسبت به ادبيات بزرگسالان سطح نازل‌تري داشته باشد؛ بلکه به اين جهت که اين ادبيات براي کساني آفريده مي‌شود که تجارب آن‌ها محدود بوده تهداب زندگاني شان شکل مي گيرد، بايد عالي‌تر و سازنده‌تر باشد.

يکي از پويندگان اين عرصه باور دارد: "ادبيات کودک به مجموعه‌يي از آثار و نوشته‌هايي بايد گفت، که به وسـيله نويسندگان و متخصصـين براي مطالعه آزاد کودکان تهيه مي‌شود و در همه آن‌ها ذوق و سطح رشد و پرورش کودکان مورد توجه است."

با وارد شدن به دنياي کودک مي بينيم که اين دنياي ساده و صميمي به مواد و مصالحي نياز دارد که نيروي تخيل آن‌ها را رشد دهد و آن‌ها اين مواد مورد نياز را از داستان‌ها، سروده‌ها، قصه‌ها، نقاشي‌ها و ساير آفريده‌هاي هنري به دست مي‌آورند و در مطابقت با توانِ احساس و ذهن خويش به انباشتن آن در بيشه‌هاي انديشه خويش همت مي‌گمارند.کودک هنگامي که خواندن و نوشتن را فرا گرفت و توانست از آفريده‌هاي ادبي که براي او پديد آمده‌اند استفاده کند، اين انتظار را دارد که آثار ادبي ياد شده براي او، روزنه‌هاي دنيايي پر از اعجاز و هيجان را بگشايد، جهاني را بيافريند که نيرو و تخيل کودک را نيرومند سازد.

پرسش مهمي که در روند تعريف يابي براي ادبيات کودک درخور ارزش است، اين است که اين ادبيات را بايد ادبيات کودک خواند و يا ادبيات براي کودک؟دکتر رازق رويين يکتن از نظريه پردازان معاصر کشور در زمينه‌ي ادبيات کودک، ضمن دسته بندي اين دو نوع ادبيات؛ نگاشته است: "ادبيات براي کودکان ادبياتي است که توسط بزرگان براي کودکان آفريده مي شود و ادبيات توسط کودک، ادبياتي است که توسط خود کودک ايجاد مي گرد"

به پندار موصوف، مهم‌ترين بازتاب نوعِ دومي، بخشي از ادبيات شفاهي و عاميانه کودکان است که در جريان بازي‌هاي کودکان به وسيله خود آن‌ها ابداع مي‌شود. مانند برخي از بازي‌هاي منظوم، پاره‌يي از ترانه‌ها و نمايشنامه‌هاي دسته جمعي

اما ياد کرد اين مسئله را نبايد از ياد برد که ادبيات آفريده شده توسط کودکان بنا بر محدوديت‌هاي ذهني و تجربي و زباني‌يي که کودک در همان مقطع از حيات خود دارد، بسيار محدود بوده و از جانبي هم دخالت بزرگان در زبان کودکان شک و گمان را در مورد واقعي بودن آفرينش آثار محدود ياد شده توسط کودک ايجاد مي‌کند. به همين علت است که بايد هردو بخش را زير عنوان ادبيات کودک مطالعه کرد و اين تعريف را نيز پذيرفت که "ادبيات کودک مجموعه يي از آفريده‌هاي نوشته ناشده (عاميانه و شفاهي‌) و نوشته شده (تحريري و مکتوب) است که وابسته به کودکان است"

پس از مرور نکات و تعاريف ياد شده در مورد ادبيات کودک، بايسته است تا براي روشن شدن هر چه بيشتر موضوع، اهميت توجه به اين ادبيات، اصول، اهداف و ويژ گي‌هاي آن را نيز به گونه مختصر به کاوش بگيريم:الف- اهميت توجه به ادبيات کودک:اهميت دادن به ادبيات کودک، اهميت دادن و ارزش بخشيدن به يک آينده روشن براي بشريت است؛ زيرا ادبيات کودک زير بناي تحولات ذهني، فکري، اجتماعي و علمي آينده سازانِ جامعه است. به همين سبب توجه به ادبيات کودک از جهت‌هاي زير درخور اهميت است:

1- پديد آوردن ميل و نيروي کنجکاوي در کودکان براي اندوختن تجارب و معلومات نوين در مورد موضوعات گوناگون؛۲- کمک به آموزش و ياد گيري زبان؛۳- تقويت و وسعت يافتن نيروي تعبير و بيان در خواندن و نوشتن؛ ۴- تقويت، تربيت و رهبري قدرت انديشه توسط خواندن و بيان نمودن قصه ها و داستان هاي گوناگون؛۵- آشنا ساختن غير مستقيم کودک به دنيا و محل زندگي اش؛۶- تقويت تمايلات کودکان؛۷- راهنمايي اخلاق کودک بدون کدام اجبار و يا اين‌که ضرورت به تشويق و يا تنبيه داشته باشيم؛۸- تقويت  علاقه او به زندگي اجتماعي و همکاري صادقانه و صميمانه با ديگران؛۹- ايجاد اعتماد به نفس و استقلال بخشيدن به شخصيت او؛۱۰- برآورده ساختن برخي از ضرورت هاي ذهني و عاطفي؛۱۱- سوق دادن عادت او به کتابخواني در دوران کودکي؛

(۱۷)ب- اصول ادبيات کودک: بنا به تعبيري، ادبيات خود بر دو اصل بنا نهاده شده است: "نخست اصالت موضوع؛ يعني تازه بودن مطلب و يا داشـــــــــتن نگرش و ديد تازه و نو نسبت به يک موضوع کهنه و دوم، تناسب قالب با محتوا، هم آهنگي محتوا با سبک نگارش و موضوع مورد بحث."

(۱۸) اما آن‌چه درباره اصول ادبيات کودک مي‌شود گفت، اين است که ضمن رعايت اصول فوق، اصل ديگري را نيز ضروريست تا به ادبيات کودک افزود و آن اين است، که بايد به ياد داشت، ادبيات کودک براي کودک آفريده مي‌شود و از اين‌که استفاده کنندگان اين آثار در مرحله رشد فکري و عاطفي قرار دارند. بنا بر آن، آفريننده اثر بايد پيام رسان نيز باشد و به وسيله پيام‌هاي عالي و سازنده خود، به رشد همه جانبه شخصيت آن‌ها کمک کند.

(۱۹( ج- اهداف ادبيات کودک:اهداف مهم و بنيادين ادبيات کودک را به گونه زير مي توان دسته بندي کرد:۱- شناخت محيط زندگي، از خانه، کوچه، مکتب، کشور و...؛۲- شناخت جامعه و ارزش هاي آن؛

۳- شناخت طبيعت؛

4- به وجود آوردن احساس و ادراک زيبايي شناسي؛

5-پديد آوردن عادت به خواندن؛

۶- آماده ساختن آن‌ها براي زندگي درآينده؛

(۲۰)در کنار نکات ياد شده، بايد هدف ادبيات کودک اين باشد که محدوديت ها و کمبودهاي کتاب‌هاي درسي را از نقطه نظر موضوعات تامين کرده، اوقات فراغت شاگردان مکاتب را مفيد و سودمند بسازد و در کنار آن معلمين دوره‌هاي کودکستان، دبستان و دبيرستان را در امر تعليم و تربيت معاونت کند.د- ويژگي ها و مختصات ادبيات کودک آن‌چه را به عنوان ويژگي‌ها و مختصات ادبيات کودک مي‌توان بر شمرد اين است که:

۱- اسلوب نگارش در اين نوع آثار بايد مبتني بر سادگي و رواني باشد تا خوانندگان از مـــــــــسايل ساده و عادي به سوي درک و دريافت موضوعات مهم‌تر و پيچيده تر رهنمايي شوند.

2- شکل و محتواي آثار کودکان، پيوند عميقي با سن و سال و روانشناسي آن‌ها داشته باشد.

۳- موضوع اساسي‌اي را که تعقيب مي‌کند، جهت آگاهي دهي براي کودکان باشد و با استفاده از ادبيات عاميانه و نوشتاري اين هدف را بر آورده سازد.

4- ويژگي‌هاي اخلاقي بايد از مختصات مهم آن باشد. اما نبايد به شکل پند و نصيحت و به شيوه‌اي دلگير کننده ارايه شود. زيرا پند و نصيحت خشک را حتا بزرگسالان نيز نمي پذيرند. از اين رو، کودکان از آن سخت بيزارند. به تعبير ديگر، آن‌ها در شخصيت نويسنده و شاعر خويش، مربي و رهنما نمي‌خواهند، بلکه دوست  غمخواري را مي‌خواهند دريابند که براي آن‌ها سروده‌ها، قصه‌ها و داستان‌هاي شيرين و به ياد ماندني بگويد.

(۲۲)   در کنار ويژگي هايي که گفته شد، بايد بيشترين کوشش بر آن باشد تا کتاب‌هايي که براي کودکان پديد آورده مي‌شوند، به شکل مصور آراسته گردند. قدرت تصوير در سرگرم ساختن، انتقال مفاهيم، آموزش و لذت بخشيدن به کودکان بسيار سازنده و حتا جادويي است.ازسوي ديگر، آثاري که در زمينه ادبيات کودک خلق مي‌شوند بايد با زبان، تخيل، بيان و تجربه‌هاي آن‌ها همسويي داشته باشد و از آن‌چه که سبب نا اميدي، بدبيني، نفرت و بدخواهي براي آن‌ها ميگردد به طور جدي جلوگيري شود.اگر آرزو و خواست ما حمايت و کمک واقعي کودک باشد، پس ضروري است تا با آن‌ها زندگي کنيم، خصوصيات روحي آن ها را بشناسيم و اين را بدانيم که آن‌ها، چه چيزهايي را دوست دارند. پس بهتر است براي هر دوره‌اي از کودکي که اثري مي‌آفرينيم، سن و سال آن دوره را در نظر گرفته و متوجه باشيم که براي همان کودک و در همان مقطعِ حياتش شعر بسراييم و يا داستان و قصه و ترانه بپردازيم. اين سخن را به خاطر داشته باشيم که اگر ما تجارب پر شماري از زندگي داريم، آن‌ها را به همين راحتي و بدون انجام خطايي به دست نياورده‌ايم. اگر خطاهاي کودکي را نمي‌داشتيم به سن و سال کنوني خود نمي‌رسيديم و اينک که رشد ما کامل شده است، نبايد از آن‌ها اين انتظار  داشته باشيم که بايد به مانند ما بينديشند يا به مانند ما عمل کنند.با توجه به نکات بالا، تعريف ادبيات کودک، ويژگي‌ها، اهداف، اصول و اهميت آن به اين نتيجه مي‌رسيم که در کليت امر هر تعريفي که در مورد ادبيات صدق کند مي‌تواند شامل ادبيات کودکان نيز باشد؛ اما تفاوتي که ميان اين دو وجود دارد همان تفاوتي است که ميان اميال، خواست‌ها و امکانات کودکان با بزرگان وجود دارد. توجه به سن کودکان در تصويرسازي يک‏ کتاب که شامل رنگ نيز مي‏شود،يکي از دل‏مشغولي‏هاي تصويرگران تمام دنيا است. تصوير مناسب براي کودک1 تا 3 ساله، تصويري است که بزرگ،آسان‏ياب،قابل فهم و فاقد ريزه‏کاري باشد.تصوير نبايد حامل تناقضات و تضادهاي عاطفي باشد.بنابراين بايد از تضادهاي‏ شديد رنگي پرهيز کرد و به فضاي سفيد کار نيز اهميت داد. براي کودکان4 تا 6 ساله،مي‏توان از تضاد و تناقض تا حدي استفاده کرد.در به کارگيري رنگ‏ براي تصويرسازي کتاب‏هاي خاص گروه سني 7 تا 9 ساله،مي‏توان از تضاد و تناقض بهره گرفت.در اين‏ گروه سني بايستي رنگ‏ها را به تدريج عميق‏تر کرد و تعداد و ترکيب‏هاي آن را افزايش داد. کودکان10 تا 12 ساله که در مرحله شکل‏گيري‏ تفکر انتزاعي هستند،به تصاوير عميق‏تري نياز دارند که به نقاشي نزديک‏تر است.در اين مرحله مي‏توان‏ از ادغام انواع رنگ‏ها استفاده کرد. نوجوانان چون مي‏توانند شخصيت‏هاي‏ کتاب‏ها را در ذهن‏شان مجسم کنند،چندان به‏ تصوير در کتاب نياز ندارند و در کتاب‏هاي علمي نيز استفاده از عکس،مي‏تواند کافي باشد.تصوير براي‏ آن‏ها مي‏تواند سياه و سفيد يا تک‏رنگ باشد و بابانت‏ ريز و پيچيدگي فراوان کار شود.   جمع بندي: -ايجاد و تقويت حس زيبايي‏شناسي کودک و ارتقا سطح فرهنگي-بصري او. -کمک به کودک براي گذر از دوران کودکي،به‏ شيوه‏اي مناسب. -رنگ بايد با کودک از نظر حسي و عاطفي‏ ارتباط برقرار کند. -رنگ مي‏تواند براي کودک نشاط و سرزندگي‏ ايجاد کند. -رنگ مي‏تواند باعث ماندگاري محتواي کتاب‏ در ذهن کودک شود. -رنگ مي‏تواند تجسم ذهني کودک را غني‏ سازد و به پرواز خيال او در فراز و نشيب داستان‏ کمک کنتد. اما آن‏چه يک تصويرگر،براي استفاده از رنگ‏ در تصويرسازي کتاب در نظر مي‏گيرد: -اهميت دادن به سن کودک و اين‏که هرچه‏ سن کودک کم‏تر باشد،بايد تعداد رنگ‏ها محدودتر و برخورد نسبت به کار ملايم‏تر باشد.پيچيدگي در کار با رنگ،با توجه به بالا رفتن سن،به تدريج صورت‏ پذيرد. -تصويرگر بايد بتواند در ارتباط با متون مختلف، نقاشي از واگيک اليبکيان به کشف تازه‏اي از رنگ برسد و به جوهرهء متن‏ نزديک شود. -تصويرگر بايد تکنيک مناسب،براي کار با رنگ را در نظر بگيرد. -تصويرگر با استفاده از دانش و توانايي خود در علم رنگ،مي‏تواند از امکانات آن بهره بگيرد. -تصويرگر بايد خلاق و جسور باشد تا بتواند تصميم بگيرد که از رنگ چگونه استفاده کند. -تصويرگر بايد از کاربرد رنگ‏هايي که جذابيت‏ آني دارد و در درازمدت ممکن است آثار روحي و رواني نامطلوب در کودک ايجاد کند،بپرهيزد. -تصويرگر مي‏تواند از رنگ،براي يکپارچه‏ کردن فضا و برقراري ارتباط بين عناصر مختلف‏ بصري استفاده کند.   مطالعات انجام شده روي کتاب هاي کودکان که از سال هاي 1938 تا 2008 برنده جوايز بين المللي شده اند نشان مي دهد که بسياري از تصويرگران و نويسندگان کودک به طور فزاينده اي با دنياي طبيعي بيگانه هستند و مي خواهند دنياي مدرن را وارد زندگي و حيات طبيعي کنند. محققان طي يافته هاي اخيرشان به اين نتيجه رسيده اند که کودکان بيشتر تجربه هاي ادبي شان را با کتاب هاي مصوري که به دنياي حيوانات تعلق دارد کسب مي کنند و اين کتاب ها نقش بسيار اساسي در رفتارهاي آنها در آينده خواهد داشت و در رشد ذهني و حتي در مواقعي در رشد جسمي کودکان هم بازتاب داده خواهد شد. گروهي از محققان که تحقيقات خود را روي 8 هزار عکس از 296 جلد کتاب برگزيده در جوايز بين المللي بين سال هاي 1938 تا 2008 انجام داده اند بيان کردند که عکس ها نه تنها دنياي طبيعي مانند جنگل را توصيف نکرده، بلکه محيط را محدود هم کرده است؛حيواناتي که در اين کتاب ها با کيفيت انسان ها صحبت مي کنند  يا تمام رفتارهاي انسان ها را انجام مي دهند،گرچه مي خواهند رفتارهاي خوب و بد انسان ها را در دنياي حيوانات بازتاب دهند اما همين تصاوير کودک را از دنياي واقعي و طبيعي دور مي کند. در اين تصاوير ببر روي دو پايش مي ايستد و اين نكته اي اساسي  است که اصلا به آن توجه نمي شود و زماني که کودک همان حيوان را در باغ وحش مي بيند که روي دست و پاهايش ايستاده، نه تنها آن تصوير بلکه رفتار خوب  يا بد آن شخصيت حيواني را در آن کتاب جدي نمي گيرد و گمان مي کند که کتاب تنها براي سرگرمي است و هر آنچه در کتاب جدي نيست. باز آفريني داستاني محيط حيوانات نبايد دور از ذهن کودک باشد، چرا که کودک چنين تضادي را نمي پذيرد. تصاويري وجود دارد که خانه حيوانات به زيبايي خانه انسان ها و با همان تجهيزات ساخته شده است. شايد اين تصوير براي بزرگترها بسيار زيبا باشد اما براي بچه ها دور از ذهن است و نمي توانند آن را بپذيرند و به همين خاطر مطالب کتاب را هم به شکل يک سرگرمي دور از ذهن نگاه مي کنند .. همه بچه ها از کتاب هاي مصور لذت مي برند اما گاهي تصوير غير واقعي نمي تواند به سوالات ذهن کودک پاسخ دهد و همين امر سبب دلسردي بچه ها از کتاب مي شود.اين در حالي است كه بچه ها دوست ندارند کتاب هايي را بخوانند که صرفا از نظر ديگران برگزيده و برنده جايزه شده اند. آنها دوست دارند کتاب هايشان واقع نمايي داشته باشد. نويسنده و تصويرگر بايد در کتاب پيام صلح را بياورد اما بسياري از کتاب هاي کودکان داراي تصاويري خشن از نزاع و درگيري حيوانات است. کودکان به کتاب هايي که به دنياي حيوانات مربوط مي شود علاقه دارند اما نبايد صرفا براي مدرن شدن و کسب جايزه علاقه آنها را ناديده گرفت و دنياي مدرن امروز را وارد دنياي ساده حيوانات کرد و بچه ها را از دنياي واقعي دور نگه داشت. شاخصه هاي تصويرگري مناسب براي کتاب ها ي قرآني کودکان   تصويرگري کتاب کودک، گرايشي مستقل در هنرهاي تجسمي است که با آشنايي مخاطب در راستاي ياري رساندن به ادبيات کودک و نوجوان به کار گرفته مي شود. تصويرگران از نظر هنري بايد متناسب با روح قصه، داستان يا مضمونِ ادبيات خاصي که کار مي کنند، به تصويرگري بپردازند. در تصوير کردن مضامين بلند، متعالي و انسان ساز آيات قرآن کريم، ظرافت و دقت کار صد چندان مي شود. پيوند و آشنايي تصويرگر با موضوعات مذهبي، اعتقاد و باور به آن و همچنين شناخت روح بلند قرآني در کار او کاملاً مشهود خواهد بود. يکي از کارهاي زيباي آموزش و پرورش در دو ساله اخير، انتشار کتاب هاي آموزش قرآن و تعليمات دين براي کودکان سال هاي اوليه دبستان در قالب کتاب هاي زيباي «هديه هاي آسماني» است. در جلد کتاب «هديه هاي آسماني» سوم دبستان، نقاشي اي از چهره شاداب دختر بچه اي را مي بينيم که پرحرارت و با انرژي با پوشش اسلامي ظاهر شده است. رنگ هاي درخشان، نقاشي ساده و زيبا، قطع کتاب و چاپ نسبتاً خوب، بر جذابيت آن افزوده است. بي ترديد اين تصوير در مخاطب خود ايجاد علاقه مي کند. در اين مسير هر قدر با ظرافت و وسواس حرکت کنيم، نتيجه بهتري خواهيم گرفت. تصويرگري هاي آيات قرآني مي بايستي بدون ترديد هم شأن موضوعاتش، متعالي، پاک و روحبخش و نوراني باشد. بيان باورهاي ديني در قالب تصاويري ساده، سرزنده، آرامش بخش، شادي آفرين، نشاط آور و پرتحرک، مخاطبان کوچک ما را به فراگيري بيشتر موضوع جذب مي کند و در عين حال در او ايجاد رغبت براي مطالعه و خواندن موضوع مي کند. عالم کودکي، عالم پاکي و بي آلايشي است. کودک، عاشق تحرّک، هيجان، شلوغي، شادابي و خنده است. او از هرگونه تلاطم هيجان انگيز و نشاط آور و جستجوگري استقبال مي کند و اگر غير از اين باشد، صاحب روحي بيمار خواهد بود. موسيقي، داستان و نقاشي وقتي در يک اثر انيميشن با هم پيوند مي خورند، روح و ذهن کودک را درگير مي کنند. تصاوير به او الگو مي دهند و شخصيت سازي مي کنند. امروزه بسياري از مبادي رفتاري کودکان با شخصيت هاي کارتوني و عروسکي چون سوپر من، باربي، اسپايدرمن، زورو و ... ساخته مي شود. اين ادعا گزاف نخواهد بود اگر بگوييم نقش تصويرگري بر روح و ذهن کودک آن قدر عميق است که انديشه و تفکر و هويتِ کودک را متأثر از خود مي کند، به او مفاهيمي را مي آموزاند و سليقه او را تغيير مي دهد. غربي ها بيش از يک قرن است که از طريق تصاوير قهرمان هاي انيميشن در فيلم هاي متحرک، کتاب ها، عروسک ها و اسباب بازي هايي که از اين شخصيت ها توليد مي کنند، بر ذهن، روح، سليقه و رفتار کودکان جهان تسلط يافته اند و همان گونه که شاهد هستيم، فرهنگ خود را از اين طريق به همه دنيا سرايت داده اند. بسياري از کودکان مايلند همچون قهرمان هاي کارتون ها لباس بپوشند، حرف بزنند، بينديشند و رفتار کنند. متأسفانه امروزه به دليل رشد برنامه هاي نرم افزاري بازي هاي جنگجويانه و خشن- که آموزش غير مستقيم رفتارهاي ناهنجار، قتل و بي رحمي و کشتار و جنسيت گرايي و مدگرايي را در بين کودکان رواج مي دهد - و همچنين توجه اصلي سازندگان آن به خاستگاه هاي روحي ـ رواني کودکان و آشنايي با نيازهاي آنان، اين گونه شخصيت هاي کاذب مورد توجه و استقبال خوبي نيز قرار گرفته است. جاي آن دارد در چنين شرايطي، متوليان تعليم و تربيت کودکان نه در جهت تقابل، بلکه بيش از آن، در جهت رشد و اشاعه مفاهيم والاي اخلاق و باورهاي قرآني، تلاشي عالمانه انجام دهند. با اميد به آنکه چنين مراکزي چه به عنوان دارالقرآن ها، مربيان مدارس، انيماتورها و يا ناشران موضوعات قرآني براي کودکان، وجه غالب اهداف خود را، نه فقط تأمين منافع مالي، بلکه بيش از آن، رشد روحانيت و معنويت در ميان کودکان (نسل آينده) قرار دهند. در اين قسمت مواردي براي هر چه پربارتر شدن تصويرگري مضامين قرآني پيشنهاد مي شود و تفاوت آن با تصويرگري ساير کتاب ها ي کودکان بيان مي گردد.

 

1. تصويرگر اين کتاب ها مي بايستي علاوه بر آشنايي با آيات و سوره هاي قرآني، به حرمت و قداست آن اعتقاد داشته باشد.

 

۲. علايق و روحيات کودکان مقطع سني را که براي آن کار مي کند، بشناسد و بر اساس نيازهاي سني آنان طراحي و رنگ آميزي کند.

 

۳. تصويرگران، مي بايستي آشنايي اوليه اي با مباني تجسمي داشته باشند و با آگاهي از ويژگي هاي ترکيب بندي، رنگ، خط، بافت، شکل و نقش، به امر تصويرگري بپردازند. ايشان مي توانند با کاربرد اصولي اين مباني، تصاويري هماهنگ و جذاب ارائه کنند.

 

۴. استفاده از تصاوير ريتم دار و هماهنگ، استفاده از خطوط نرم و لطيف، استفاده از رنگ هاي درخشان و پر جذبه، هماهنگي رنگ و شکل در يک قالب مشترک، در بيان محتوايي مضامين و قصص قرآني براي کودکان بسيار مفيد خواهد بود.

۵. همچنين پس زمينه تصاوير مي بايستي به بيان معنايي و محتوايي اثر کمک کند.

۶. بهره گيري از بافت ها و تکنيک هايي که مناسب با محتواي آيات باشد، متأسفانه در هيچ يک از تصاوير مورد بحث وجود ندارد.

7. استفاده از الگوهاي مناسب فرهنگي در پوشش و آرايش مو و صورت.

8. ساختار تصاوير مضامين قرآني، مي بايستي مناسب با بيان آيات باشد؛ يعني اگر داستاني به صورت مستقيم صحنه پردازي شده است، مانند قصص انبيا، شخصيت پردازي شود، و اگر از تشبيه و تمثيل هاي قرآني بهره گرفته، تصاويري ذهن گرا و خيالي را مناسب با آيات نقش کند. بدون ترديد در تصويرگري موضوعات غير قرآني، دستِ هنرمند براي نقش کردن داستان و روايات بازتر است؛ زيرا نيازي به حفظ حرمت و يا رعايت اصول اخلاق ديني ندارد. از اين رو او مي تواند از تکنيک ها و بيان تصويري خلاق تري بهره گيرد و ذهنيات خود را نوگرايانه به نقش در آورد. در حالي که اين امر براي تصويرگران موضوعات قرآني بسيار محدودتر است. استفاده از عناصر ملي و بومي در تصويرسازي‌ به نقل از روابط عمومي کانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، ابوالفضل همتي‌آهويي تصويرگر کتاب‌هاي کودک و نوجوان كه در نخستين نشست تخصصي هنري کانون استان مرکزي سخن مي‌گفت، ضمن انتقاد از کساني که در خلق آثارشان به عناصر بومي و ملي چه در محتوا و چه در شيوه اجرا توجه نمي‌کنند، گفت: اين نوع تصويرسازي هيچ ارتباطي با فرهنگ ملي ما ندارد. اين پيشکسوت تصويرگري، وظيفه اصلي هنرمندان تصويرساز را گرفتن دست مخاطب و بردن او به درون دنياي خيال‌انگيز قصه‌ها دانست و گفت: تصويرگر بايد به قصه موجوديت بدهد و پاسخ‌گوي نيازها و مشکلات کودکان و نوجوانان باشد. گاهي آن‌قدر در تصويرسازي‌ها از عناصر فانتزي استفاده مي‌شود که کودکان با آن ارتباط برقرار نمي‌کنند. اين تصويرگر به طرح اين پرسش نيز پرداخت که جايگاه کودکان در اين تصويرگري‌ها کجاست؟ و افزود: بچه‌ها با مفاهيم انتزاعي ارتباط برقرار نمي‌کنند و مسايل بايد براي آن‌ها قابل لمس باشد و بايد پشت اين تصويرگري‌ها يک انسان علاقه‌مند، عاشق و دوست‌دار کودکان نشسته باشد. همتي‌آهويي در اين زمينه توضيح داد که در آثار شاخص هنري در اين عرصه چه داخلي و چه خارجي، پشت هر جسم يا موجود يا جاندار و حيوان، يک روح انساني نشسته است که عاشقانه مي‌خواهد با بچه‌ها حرف بزند و عناصر اين تصويرسازي دقيقا از ارتباط‌هاي عاطفي و انساني پيروي مي‌کنند و اين باعث مي‌شود که کودکان قصه را با تمام وجود لمس و درک کنند. به طور کلي گاهي در آثار تصويرگري ايراني اين اشکال بزرگ به چشم مي‌خورد که عناصر تصويري با هم بيگانه‌اند و خنده‌ها و نگاه‌ها کاملاً تصنعي است و اين باعث مي‌شود که کودکان از اين آثار خوششان نيايد

منابع: 

1- فرهنگ بزرگ سخن، ذيل واژه ادبيات.

۲- طاهره جعفرقليخان، ادبيات کودکان، نشر دانشگاه پيام نور، تهران:۱۳۷۷،ص۱.

3- دکتورحسين رزمجو، انواع ادبي، ويرايش سوم ، چاپ چهارم ، انتشارات رز، تهران : ۱۳۸۳ ، ص۲۴.

۴- ژان پل سارتر، ادبيات چيست ، ترجمه ابوالحسن نجفي، انتشارات زمان، تهران:۱۳۸۴: ص۶

.۵- دکتر عبدالحسين زرين کوب، نقد ادبي، جلد دوم، انتشارات امير کبير، تهران:۱۳۷۱،ص۸.۶- منوچهر علي پور ، آشنايي با ادبيات کودکان ، انتشارات فردوس، تهران:۱۳۷۸،ص۱۳.۷- محمد رابع حسني ندوي ، ادبيات از نظر اسلام، مترجم شهباز محسني، انتشارات شيخ احمد جام، تهران:۱۳۸۵،ص۱.۸- همانجا ص۲.۹- ويليام. جي. گريس، ادبيات و بازتاب آن، ترجمه بهروز عزوبدفتري، انتشارات فروزش، تهران:۱۳۸۱،ص۸.۱۰- کمال پولادي ، بنياد هاي ادبيات کودک ، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، چاپ اول، تهران: ۱۳۸۴،صص۵۱-۵۲.۱۱- منوچهر علي پور، همان اثر، ص۱۳.۱۲- همانجا.۱۳- سيد داوود زهدي، درباره ادبيات کودک، انتشارات رياست کودکستان ها، مطبعه دولتي، کابل:۱۳۶۶،ص۲.۱۴- رازق رويين، درباره ادبيات کودکان، لکچر هاي آموزشي براي نخستين کنگره نويسنده گان جوان، انتشارات پوهنتون کابل، ۱۳۶۲،ص۸۲.۱۵- همانجا.۱۶- همان اثر، همان صفحه.۱۷-  منوچر علي پور، همان اثر،صص۵۵-۵۶.۱۸- همان ،ص۱۵.

پیشینه ساخت کاغذ

پیشینه ساخت کاغذ

تهیه کننده: زهره نصرآبادی

مقدمه

کاغذ ورقه نازک همواری است که معمولاً از الیاف گیاهی ساخته می شود ولی آن را از مواد لیفی دیگر هم می سازند. عمدتاً برای نوشتن و چاپ کردن از آن استفاده می شود، ولی کاربردهای متعدد دیگری نیز دارد. لفظ اروپایی آن از کلمه «پاپیروس» یونانی گرفته شده که گیاه آن را در مصر «بردی» می گفتند و قرطاس مصری را از آن می ساختند. کلمه «قرطاس» که امروزه به معنی کاغذ به کار می رود، خود برگرفته از کلمه یونانی «خارتس» به معنی چیزی که بر آن می نویسند می باشد و معادل آن در عربی «ورقه» و «صحیفه» است. در آسيا، چون كاغذ از چين به ديگر ممالك آمده است، نام تركي يا چيني آن كه به صورت «كاك دز» يا كوكدز ثبت شده است، در زبان اين كشورها وارد شده و با تغييرات مختصري كماكان باقي مانده است. کلمه کاغذ ظاهراً از زبان سانسکریت وارد زبان فارسی شده است.

پيش از پيدايش كاغذ، براي نوشتن يا ترسيم اشكال، از لوحه هاي گلي، خشت و تخته سنگ استفاده مي شد. اما به تدريج از مواد ديگري چون استخوان (استخوان كتف حيوانات بزرگ، مثل كتف شتر) گل رس (اين گل را مي پختند تا سفت شود)، صفحات پوشيده از موم، پوست حيوانات، پارچه هاي مختلف و بالاخره كاغذ استفاده شد. صنعت كاغذسازي به عنوان صنعتی بسیار قديمي تلفيق هنر، تجربه، علم و تكنولوژي مدرن است. بسياري معتقدند كه چاپ، با تاثيري كه روي ارتباطات و نشر و پخش دانش داشته است، بيشتر از هر عامل ديگري در توسعه تمدن ها نقش داشته است، اگر چنين نظري را بپذيريم، اختراع و تكامل فرايندهاي توليد كاغذ را نيز بايد از نظر اهميت هم تراز يا برابر با چاپ بدانيم، زيرا بدون يكي، ديگري نيز نمي توانسته است چندان ثمربخش باشد. البته در واقع اختراع كاغذ تقدم قابل ملاحظه اي بر چاپ دارد و به حدود 5500 سال قبل برمي گردد؛ زماني كه مصريان پاپيروس را براي نوشتن روي آن به كار مي بردند.

کاغذ از زمان اختراع آن تا امروز قابل اعتمادترین وسیله انتقال اندیشه و تجربیات بشر بوده و نقش مهمى در جمع آورى و ذخیرهٔ اطلاعات و دانش بشر داشته است. افزايش مصرف سرانه كاغذ نشان دهندة غناي سيستم فرهنگي جوامع بوده و شاخص رشد و درآمدهاي ملي و توسعه تكنولوژيكي آنها مي باشد.

پاپیروس در مصر

مصريان، قريب سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح براي نخستين بار از برگ درخت نخل و سپس از پوست گياه مخصوصي كه در مصر و در كناره رود نيل به وفور يافت مي شدو آن را پاپيروس مي ناميدند، براي نوشتن استفاده كردند. پاپيروس نوعي ني است كه در باتلاقهاي نيل مي رويد. با چيدن متقاطع و متناوب لايه هاي پاپيروس روي يكديگر و سپس خيس كردن و فشردن آنها، كاغذي خشن ساخته مي شود كه توان جذب بالايي دارد.

پارشمن در اروپا

در اروپا تا حدود قرن اول ميلادي از كاغذ پاپيروس استفاده مي شد، ولي در آن زمان با پيدايش نوع جديدي از كاغذ كه پارشمن ناميده مي شد، رقابتي بين اين دو نوع كاغذ به وجود آمد. پارشمن را به ويژه از پوست بره و بزغاله درست مي كردند. روش كار به اين گونه بود كه پوست اين حيوانات را در آب جوش مي گذاشتند و پشم آن را مي زدودند، سپس پوست ها را بدون آن كه دباغي كنند، براي نوشتن مورد استفاده قرار مي دادند. به اين ترتيب، تا تهيه كاغذ به صورت امروزي (يعني تهيه كاغذ از موادي چون الياف پارچه و چوب) براي نوشتن از پارشمن و پاپيروس استفاده مي شد.

چین مهد کاغذهای امروزی

چيني ها، در ساختن كاغذ از پوست درخت توت استفاده مي كردند و بعدها يعني در قرنهاي اول و دوم ميلادي گرد فشرده ساقه خيزران را براي تهيه كاغذ به كار بردند. ساخت اولين كاغذي كه شبيه كاغذهاي امروزي بوده است، به فردي چيني به نام تساي لئون نسبت داده مي شود كه درسال 105 بعد از ميلاد، با زدن و كوبيدن پارچه هاي كهنه، طناب و تورهاي قديمي ماهيگيري در داخل ظرفي از آب، الياف (فيبرهاي) آنها را از هم جدا و اين مخلوط را روي غربالي ظريف از جنس بامبو آب گيري و ورقه به دست آمده، در آفتاب خشك مي كرده است. اين روش كه هم اكنون نيز براي كاغذ سازي دستي به كار مي رود، به كندي به سوي غرب گسترش يافت.

«کاغذ لیان سی» کاغذی با ماندگاری هزارساله

علیرغم پیشرفت تکنولوژی تمام مراحل آماده سازی این کاغذ با دست انجام می شود. در مقایسه با کاغذهای قدیمی دیگر، کاغذ لیان سی ویژگی هایی از جمله، ضد رطوبت و ضدگرما داشته و ماندگاری آن بسیار است. گیاه بامبوی مورد استفاده باید حتماً از نوعی باشد که در آغاز تابستان رشد می کند. ابتدا این بامبوها را درهوای آزاد زیر نور خورشید و باد و باران طبیعی به مدت چند ماه قرار می دهند. سپس با استفاده از آب چشمه طبیعی که از بالای کوه آورده شده، به سفیدگری طبیعی مواد می پردازند. پس از آن بایستی 72 مرحلۀ دیگر را گذراند تا کاغذ آماده شود. در تاریخ چین، بسیاری از کتاب های قدیمی و قانون نامه های باستانی، با استفاده از کاغذ لیان سی به چاپ می رسید و بر روی آن خطاطی و نقاشی می شد. مجموعه ای از نقش مهرها نیز بوسیلۀ حکاکان معروف بر روی این کاغذها حک شده و برای نسل های بعدی بجا مانده است.

ترتيب زماني گسترش كاغذسازي به غرب

۱۰۵ بعد از میلاد

اختراع كاغذسازي بوسيله تساي لئون در چين

۷۵۱

كاغذ ساخته شده در سمرقند (اولين مكان در خارج از چين براي ساخت كاغذ)

۸۰۷

كاغذ ساخته شده در ژاپن

۹۰۰

كاغذ ساخته شده در مصر

۱۱۴۷

كاغذ ساخته شده در فرانسه

۱۱۵۰

كاغذ ساخته شده در اسپانيا

۱۲۷۶

كاغذ ساخته شده در ايتاليا

۱۴۲۰

كاغذ ساخته شده در هند

۱۴۹۵

كاغذ ساخته شده در انگلستان

۱۵۷۶

كاغذ ساخته شده در روسيه

۱۶۹۰

كاغذ ساخته شده در امريكا

کاغذ در میان مسلمانان

کاغذ سازی در سال 751 م به سمرقند راه یافت. در اواسط قرن دوم هجری کاغذ از سمر قند به کشورهای اسلامی رسید. «فضل ابن یحیی برمکی» نخستین کسی بود که در سال 794 میلادی(145 ه. ق.) در بغداد کارخانه کاغذ سازی دایر کرد. این کارخانه به مدت500 سال تحت حفاظت و حراست دولتی در حال فعالیت بود. در قرن چهارم هجری قمری کاغذ سازی در بغداد رواج تام داشت.

«ابن الندیم» از شش نوع کاغذی که در زمان او معرف بود، نام مى برد: کاغذ سلیمانی، طلحی، نوحی، فرعونی، جعفری، طاهری. نام هايي كه ابن النديم بر مي شمارد، نام كاغذسازان ماهر يا فرمانرواياني است كه به ساختن كارخانه هاي كاغذسازي فرمان دادند كه بيشتر آنها ايراني هستند. وجه تسمیه چند نوع از آن کاغذها در اینجا ذکر شده است: كاغذ جعفري: منسوب است به جعفر برمكي؛ كاغذ طاهري: منسوب به طاهر دوم از فرمانروايان خراسان (دودمان طاهري)؛ كاغذ نوحي: منسوب به نوح ساماني از فرمان روايان ساماني؛ كاغذ طلحي: منسوب به طلحه بن طاهر( از طاهريان)؛ كاغذ سليماني: منسوب به سليمان راشد فرمانرواي خراسان در زمان هارون الرشيد؛ كاغذ فرعوني: با بهترين پاپيروس مصري رقابت مي كرده و شاید به همين دليل به نام فرعوني شناخته شده است؛ كاغذ جيهاني: منسوب به شهر جيهان در خراسان بزرگ؛ كاغذ ماموني: منسوب به مامون عباسي؛ كاغذ منصوري: منسوب به ابوالفضل منصور بن نصربن عبدالرحيم از مردمان سمرقند، است.

معروف ترین کاغذهاى سدهٔ ۱۲ و ۱۳ هـ . ق. کاغذهاى خان بالیغ، ختایی، سمرقندی، عادل شاهی، ترمه ای، کشمیرى و فرنگى هستند. کیفیت‌ مناسب‌ کاغذ سمرقندی‌ سبب‌ رونق‌ تجارت‌ آن‌ شد،‌ به‌ طوری‌ که‌ سمرقند‌ را‌ به‌ مرکز‌ تجارت‌ آن‌ تبدیل‌ کرد.‌ حتی‌ مرغوبیت‌ این‌ کاغذ‌ منجر‌ به‌ گرانی‌ آن‌ گردید،‌ به‌ طوری‌ که‌ از‌ انواع‌ مختلف‌ آن‌ در‌ همه‌ جا،‌ با‌ رغبت‌ و‌ تحسین‌ استقبال‌ می‌شد‌ و‌ در‌ اندازه‌های‌ مختلف‌ کاربرد‌ پیدا‌ کرده‌ و‌ به‌ تمام‌ بلاد‌ اسلامی‌ صادر‌ می‌ شد. کاغذ‌ سمرقندی‌ و‌ کیفیت‌ جهانگیر‌ آن‌ سبب‌ شد‌ تا‌ کشورهای‌ مسلمان‌ آن‌ روزگار،‌ همیشه‌ ترجیح‌ دهند‌ برای‌ خلق‌ آثار‌ ماندگار،‌ از‌ آن‌ استفاده‌ کنند.‌ حتی‌ وقتی‌ بایسنقر‌ میرزا‌ تصمیم‌ به‌ کتابت‌ قرآن‌ معروف‌ و‌ عظیم‌ بایسنقر‌ گرفت،‌ دستور‌ داد‌ تا‌ کاغذگران‌ سمرقندی،‌ تمامی‌ تجربه‌ و‌ همت‌ خویش‌ را‌ به‌ کار‌ بگیرند‌ تا‌ بتوانند‌ صفحاتی‌ عظیم‌ از‌ این‌ کاغذ‌ را‌ پدید‌ آورند‌ و‌ امروز‌ شاهد‌ بقایای‌ این‌ قرآن‌ عظیم‌ بایسنقری‌ در‌ کتابخانه‌ مرکزی‌ آستان‌ قدس‌ رضوی‌ در‌ ابعاد‌ هر‌ صفحه‌ 101‌ *177‌ سانتی‌متر‌ با‌ مقیاس‌ امروز‌ هستیم‌ که‌ بزرگ‌ تر‌ از‌ کاغذهای‌ صنعتی‌ استاندارد‌ امروزین‌ است.

کاغذ سازی در ایران

صنعت کاغذسازى از قرن هفتم هجرى به بعد در ایران وجود داشته است. از مشهور ترین شهر های ایران که در کاغذ سازی شهرت داشته، «خونا» یا «خونج» بوده که زمانی به «کاغذ کنان» معروف بوده است.

نوآوری های‌ ایرانیان‌ در‌ کاغذ‌ سازی

ایرانیان‌ مسلمان‌ در‌ کار‌ بهبود‌ ساختن‌ کاغذ‌ به‌ نوآوری‌های‌ جالبی‌ دست‌ پیدا‌ کرده‌ بودند‌ که‌ به‌ چند‌ مورد‌ اشاره‌ می‌شود:

آهار‌ زدن‌ به‌ کاغذ‌:‌ ایرانیان‌ که‌ در‌ کار‌ ساختن‌ کاغذ‌ پوستی(پارشمن)‌ تجربه‌های‌ زیادی‌ داشتند‌ کوشیدند‌ آن‌ تجربه‌ها‌ را‌ در‌ ساختن‌ کاغذ‌ جدید‌ نیز‌ به‌ کار‌ گیرند.‌ از‌ این‌ رو،‌ به‌ کاغذ‌ نشاسته‌ گندم‌ می‌زدند‌ که‌ سطح‌ کاغذ‌ را‌ برای‌ نوشتن‌ با‌ جوهر‌ مناسب‌تر‌ می‌کرد.

بهره‌گیری‌ از‌ آب‌دنگ:‌ این‌ دستگاه‌ کوبه‌ای،‌ پتک‌ ‌مانند‌ بود‌ که‌ با‌ چرخاب‌ به‌ حرکت‌ در‌ می‌آمد‌ و‌ از‌ آن‌ برای‌ خرد‌ کردن‌ تکه‌های‌ بزرگ‌ چوب‌ بهره‌ می‌گرفتند.

بهره‌گیری‌ از‌ قالب‌ خیزران:‌ نوارهایی‌ از‌ چوپ‌ خیزران‌ را‌ مانند‌ حصیر‌ به‌ هم‌ می‌بافتند‌ و‌ برگه‌های‌ کاغذ‌ خیس‌ را‌ ‌برای‌ آبکشی‌ روی‌ آن‌ می‌گذاشتند‌ و‌ پس‌ از‌ این‌ که‌ آب‌ آن‌ گرفته‌ شد‌ در‌ حالی‌ که‌ ورقه‌ هنوز‌ مرطوب‌ بود،‌ آن‌ را‌ برمی‌داشتند. این‌ کار‌ به‌ سازنده‌ کاغذ‌ امکان‌ می‌داد‌ به‌ طور‌ پیاپی‌ ورقه‌های‌ کاغذ‌ را‌ روی‌ همان‌ یک‌ قالب‌ آبکشی‌ کند.‌ پیش‌ از‌ آن،‌ ورقه‌ کاغذ‌ را‌ روی‌ پارچه‌ درشت‌ ‌بافی‌ پهن‌ می‌کردند،‌ اما‌ تا‌ زمان‌ خشک‌ شدن‌ ورقه‌ کاغذ،‌ نمی‌توانستند‌ آن‌ را‌ از‌ روی‌ پارچه‌ بردارند.

بهبود‌ کاغذ‌ و‌ بازیافت‌ آن‌: افزودن‌ موادی‌ مانند‌ بزرک،‌ پنبه‌ و‌ کهنه‌ پاره‌های‌ کتان‌ به‌ ترکیب‌ کاغذ‌ و‌ هم‌چنین‌ بهره‌گیری‌ از‌ خرده‌ پاره‌های‌ کاغذ‌ و‌ پارچه‌های‌ کهنه‌ که‌ در‌ بهبود‌ کاغذ‌ سودمند‌ بود‌ و‌ شیوه‌ای‌ از‌ بازیافت‌ نیز‌ به‌ حساب‌ می‌ آمد.

کاغذ‌ رنگی:‌ در‌ برخی‌ دست‌نوشته‌های‌ نویسندگان‌ مسلمان‌ دستورهایی‌ برای‌ ساختن‌ کاغذ‌ به‌ رنگ‌های‌ قرمز،‌ سبز،‌ آبی،‌ صورتی،‌ زرد،‌ پیازی‌ و‌ ارغوانی‌ وجود‌ دارد‌ و‌ حتی‌ نوشته‌ شده‌ است‌ که‌ چگونه‌ می‌توان‌ کاری‌ کرد‌ که‌ برگه‌های‌ کاغذ‌ کهنه‌ و‌ دیرین‌ به‌ نظر‌ برسند.

ورود کاغذ به اروپا

كاغذسازي از شمال آفريقا به سرزمين هاي مسلمان نشين اروپا، يعني جزيره سيسيل(صقليه)در ايتاليا و شهرهاي شاطبه و قرطبه در اسپانيا(اندلس) راه يافت. در سال 1276ميلادي كاغذسازي در ايتاليا و اسپانيا به فراواني به كار مي رفت. اسپانیایی ها برای خرد کردن و کوبیدن از آسیاب آبی استفاده کردند و به جای توری حصیری از توری فلزی استفاده کردند.

تاسیس کارخانه کاغذ سازی

حدود یک قرن تولید کاغذ به روش دستى بود تا اینکه در سال 1390 ميلادي بازرگاني نورنبرگي نخستين كارخانه كاغذ سازي را در آلمان بر پا كرد و در اين كار از كاغذسازان ايتاليايي بهره گرفت كه خود آنها از شاگردان مسلمانان بودند. نخستين كارخانه كاغذسازي انگلستان نيز در سال 1490 كار خود را آغاز كرد كه البته چيزي نبود جز يك آسياب آبي از كار افتاده كه براي خرد كردن چوب به كار گرفته شد.

در 1490 اولين كاغذ ساز بريتانيايي به نام «جان تيت» يك كارخانه كاغذسازي در هرت فورد تاسيس كرد. با اختراع حروف برجسته چاپي توسط «يوهان گوتنبرگ» آلماني در 1440 و ورود آن به بريتانيا توسط «ويليام كاكستون» در 1476، نياز به كاغذ رشدي قابل ملاحظه يافت. در قرن هيجدهم صنعت كاغذسازي دستي ديگر پاسخگوي نياز نبود تا آن كه در 1798 «نيكولا لويي روبر» فرانسوي ماشيني براي كاغذسازي طراحي كرد. ماشين او صنعت كاغذ سازي را متحول ساخت، زيرا فرايند ساخت كاغذ در ماشين او پيوسته بود. در انگلستان برادران «فورد رينير» ماشين روبر را اصلاح و تجهيز كردند و اولين نمونه كار خود را در 1803 به كار انداختند.

«تي.بي. كرامپتون» نوردهاي خشك كننده را اختراع كرد و اين امكان را به وجود آورد كه كاغذ آبدار خارج شده از ماشين فورد رينير به صورت پيوسته خشك شود. با اضافه شدن نوردهاي مارك زني در سال 1825 توسط «فيپس» و جعبه هاي مكنده در سال 1836 توسط «براون» به انتهاي ماشين فورد رينير كه كاغذ آبدار را تحويل مي داد، ظرفيت توليد ماشينهاي كاغذسازي افزايشي فوق العاده يافت.

سرانجام در سالهاي پاياني قرن 19 ميلادي، دستگاهي ساخته شد كه همه مرحله هاي آماده سازي خمير تا ساختن برگه هاي كاغذ را انجام مي داد. نمونه هاي امروزي اين دستگاه هاي خودكار نزديك 100 متر داراز و 4 متر پهنا دارند و كاغذ را به صورت طاقه هاي استوانه اي بزرگي مي سازند كه ممكن است بيش از 20 تن وزن داشته باشند. با اينكه تجهيزات كاغذسازي پيشرفت فوق العاده اي داشته اند، اصول اساسي كاغذسازي ماشين فورد رينير همچنان به كار گرفته مي شوند.

توسعه و پيشرفت زماني اختراعات اوليه تكنيكي

۱۰۵ بعد از ميلاد

اختراع كاغذسازي توسط تساي لئون در چين

۷۰۰

اولين گزارش ارائه شده از آهارزني كاغذ

۱۲۸۲

اولين مورد استفاده از مارك‌ها (ته نقش‌ها) در كاغذ (ايتاليا)

۱۶۸۰

اختراع خمير زن هلندر (هلند)

۱۷۶۴

اولين مورد اندود كردن كاغذ در اروپا (انگلستان)

۱۷۷۴

كشف كلر كه بعدها در رنگبري كاغذ استفاده گرديد

۱۷۹۶

اولين مورد واگذاري و مطابقت عمل برجسته كاري (انگلستان)

۱۷۹۸

اختراع ماشين كاغذ توسط نيكولا لويي روبر (فرانسه)

۱۸۰۷

اولين تجربه آهار زني داخلي

۱۸۰۹

اختراع شكل دهنده استوانه اي (Former) توسط Jhon Dickinson (انگلستان)

۱۸۱۷

نخستين ماشين كاغذ ارائه شده در انگلستان

۱۸۲۰

اختراع سيلندرهاي خشك كن ماشين كاغذ (انگلستان)

۱۸۲۳

نخستين مورد استفاده از سنگ گچ براي پر نمودن كاغذ

۱۸۲۴

اختراع ماشين خميرسازي مقوا

۱۸۲۵

اختراع Dandy Roal براي ايجاد نقش برجسته برروي كاغذ (انگلستان)

۱۸۴۰

اختراع فرآيند خميرسازي SGW(آلمان)

۱۸۵۱

اختراع فرآيند خميرسازي شيميايي سودا (امريكا)

۱۸۵۶

كشف جوهر رنگي استفاده شده در كاغذ رنگي (آلمان)

۱۸۵۶

نخستين امتياز اعطاء شده به كاغذ موج دار

۱۸۵۷

اختراع فرآيند خميرسازي شيمايي سولفيت (فرانسه)

۱۸۶۴

اختراع فلت هاي پرس ماشين كاغذ (امريكا)

۱۸۸۴

اختراع فرآيند خميرسازي سولفيد (امريكا)

۱۸۸۷

اختراع آزمايشگر مولن - نخستين ابزار تست كردن (امريكا)

۱۹۲۱

نخستين مورد استفاده از كاج اسپروس آلاباما در كاغذسازي

۱۹۴۵

توسعه و پيشرفت تكنولوژي بكارگيري دي‌اكسيد كلر

۶۵-۱۹۵۰

تكميل فرآيند رنگبري دي‌اكسيد كلر و افزايش بكارگيري جنگلهاي امريكاي‌جنوبي در كاغذ سازي

 

از پیشگامی تا واردات کاغذ

هرچند ايرانيان از پيشگامان ساختن كاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه كاغذساز در اروپا، انبوهي از كاغذهاي اروپايي به ايران و ديگر سرزمين هاي اسلامي وارد شد و بازار كاغذسازان دستي را كساد كرد. طی مدت زمان اندكي، كاغذهاي دستي براي هميشه برچيده شدند و زمان زيادي نگذشت كه حتي خاطره پيشگامي در كاغذسازي نيز از يادها رفت.

صنعت کاغذ سازی ایران در دوران معاصر

در‌ دوره‌ قاجار‌ به‌ دلایل‌ مختلف‌ نظیر‌ رقابت‌ روسیه‌ و‌ انگلیس‌ بر‌ سر‌ منافعی‌ که‌ در‌ ایران‌ داشتند‌ و‌ بی‌لیاقتی‌ و‌ بی‌کفایتی‌ دولت‌ وقت،‌ صنعت‌ کاغذسازی‌ رونقی‌ نداشته‌ است. در‌ زمان‌ سلطنت‌ رضا‌ خان‌ نیز‌ کاغذ‌ مورد‌ نیاز‌ از‌ کشور‌های‌ روسیه،‌ سوئد،‌ آلمان‌ و‌ رومانی‌ خریداری‌ می‌ شد.

اولین کارخانه کاغذسازی در ایران پیش از جنگ جهانی دوم بنیانگذاری شد، اما طرح چندان موفقی نبود تا این‌که حدود ۵۰ سال پیش دستگاه کاغذساز دست دومی به ایران آورده شد و در کرج شروع به کار کرد که البته تولیدات آن نتوانست با کاغذهای خارجی موجود در بازار آن روزگار رقابت کند و چندی بعد در قالب یک کارخانه مقواسازی به کار خود ادامه داد.

در سال ۱۳۲۶ نیز شرکتی با سرمایه‌‌گذاری چند بازرگان به نام‌های حسنعلی حکمت، دکتر صلح‌دوست عیساییان و چند نفر دیگر اقدام به ایجاد یک کارخانه کاغذسازی در ورامین کردند که قرار بود مواد اولیه آن کاغذهای باطله سازمان‌ها و ادارات دولتی باشد و این کارخانه آنها را بازیافت و بازسازی کرده و به صورت مقوا به بازار روانه کند که این طرح نیز در منطقه موسوم به روغنکشی ورامین نیمه‌کاره و ناکام باقی ماند.

کوشش‌ برای‌ احداث‌ یک‌ کارخانه‌ کاغذسازی‌ در‌ ایران‌ کم‌ و‌ بیش‌ ادامه‌ یافت‌ تا‌ در‌ سال‌ 1344‌ هجری‌ شمسی‌ مقدمات‌ ایجاد‌ اولین‌ کارخانه‌ کاغذسازی‌ به‌ منظور‌ تولید‌ کاغذ‌ چاپ‌ و‌ تحریر‌ با‌ استفاده‌ از‌ تفاله‌ نیشکر‌ در‌ هفت‌ تپه‌ خوزستان‌ به‌ ظرفیت‌ 100‌ تن‌ در‌ روز‌ فراهم‌ گشت‌ و‌ سر‌ انجام‌ شرکت‌ کاغذ‌ پارس‌ در‌ سال‌ 1346‌ هجری‌ شمسی‌ تاسیس‌ شد.

این‌ شرکت‌ با‌ ظرفیت‌ اولیه‌ 35‌ هزار‌ تن‌ کاغذ‌ در‌ سال‌ 1349‌ آغاز‌ به‌ کار‌ کرد‌ و‌ در‌ این‌ سال‌ به‌ تولید‌ 12300 تن‌ کاغذ‌ چاپ‌ و‌ تحریر‌ دست‌ یافت. در‌ سال‌ 1352،‌ بزرگ‌ترین‌ کارخانه‌ کاغذسازی‌ ایران‌ به‌ نام‌ مجتمع‌ صنایع‌ چوب‌ و‌ کاغذ‌ ایران(چوکا)‌ با‌ مشارکت‌ وزارت‌ صنایع‌ (60‌ درصد‌ سهام)‌ وزارت‌ کشاورزی‌ و‌ عمران‌ روستایی(40‌ درصد‌ سهام)‌ در‌ کیلومتر‌ شش‌ جاده‌ رضوان‌شهر‌ به‌ تالش‌ بنیان‌گذاری‌ شد‌ و‌ در‌ سال‌ 1357‌ کار‌ خود‌ را‌ آغاز‌ کرد.

اوج‌ گیری انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ بسته‌ ‌شدن‌ بسیاری‌ از‌ ‌کارخانه‌ها‌ از‌ جمله‌ همین‌ کارخانه‌ کاغذسازی‌ انجامید‌ که‌ بیش‌تر‌ از‌ سوی‌ خارجی‌‌ها‌ اداره‌ می‌شد.‌ از‌ سال‌ 1361‌ تلاش‌های‌ برنامه‌ریزی‌ شده‌ای‌ برای‌ راه‌ اندازی‌ دوباره‌ تولید‌ کاغذ‌ آغاز‌ شد‌ و‌ با‌ تحویل‌ کارخانه‌ به‌ سازمان‌ صنایع‌ ملی‌ ایران‌ در‌ سال‌ 1364،‌ این‌ تلاش‌ها‌ به‌ بار‌ نشست‌ و‌ فعالیت‌ این‌ کارخانه‌ آغاز‌ شد.‌ بعدها‌ مراکز‌ دیگری از‌ جمله‌ شرکت‌ صنایع‌ چوب‌ و‌ کاغذ‌ مازندران‌ در‌ سال‌ 1376‌ راه‌ اندازی‌ شد‌ که‌ به‌ عنوان‌ تولید‌ کننده‌ کاغذ‌ در‌ ایران‌ با‌ ظرفیت‌ 175000‌ تن (شامل‌ 90000‌ تن‌ کاغذ‌ روزنامه‌ و‌ چاپ‌ و‌ تحریر‌ و‌ 85000‌ تن‌ کاغذ‌ فلوتینگ)‌ ‌فعالیت‌ دارد.

بازیافت کاغذ به جای قطع درختان

برای تولید هر تن کاغذ باید ۱۷ اصله درخت را قطع کنیم که هر درخت به طور متوسط قادر است سالانه ۶ کیلوگرم دی اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل کند. در‌ چنین‌ شرایطی‌ ناگزیر‌ باید‌ منابع‌ دیگری‌ را‌ جستجو‌ کرد‌ تا‌ بتواند‌ جایگزین‌ درختان‌ شود‌ و‌ فشار‌ وارده‌ به‌ جنگل‌ها را‌ کاهش‌ دهد. بازیافت کاغذ علاوه بر سود آور بودن باعث می شود آلودگی آب تا ۳۵ درصد ،آلودگی هوا تا ۷۴ درصد مصرف انرژی ۲۴ الی ۵۴ در صد کاهش یابد.

کاغذ‌ و‌ مقوای‌ باطله‌ مهم‌ ترین‌ بخش‌ مواد‌ اولیه‌ را‌ در‌ صنعت‌ کاغذسازی‌ تشکیل‌ می‌دهند. کاغذ‌ باطله‌ از‌ نظر‌ اقتصادی‌ برای‌ صنعت‌ کاغذسازی‌ از‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ برخوردار‌ است‌ و‌ نقش‌ عمده‌ای‌ در‌ حفظ‌ محیط‌ زیست‌ و‌ جلوگیری‌ از‌ قطع‌ درختان‌ به‌ عنوان‌ مواد‌ اولیه‌ ایفا‌ می‌کند. در‌ اغلب‌ کارخانه‌های‌ کاغذسازی‌ از‌ خمیر‌ کاغذ‌ بازیافتی‌ به‌ عنوان‌ بخشی‌ از‌ خمیر‌ تهیه‌ شده‌ برای‌ تولید‌ کاغذ‌ و‌ مقوا‌ استفاده‌ می‌کنند.‌ برای‌ مثال‌ بیش‌ از‌ نیمی‌ از‌ مجموع‌ الیاف‌ مورد‌ استفاده‌ در‌ صنعت‌ کاغذسازی‌ انگلستان‌ را‌ کاغذ‌های‌ باطله‌ و‌ بازیافتی‌ تشکیل‌ می‌دهند (4)و امروزه، 520 كارخانه كاغذ و مقواسازي در امريكا كاغذهاي جدا شده را بازيافت مي كنند. در ژاپن هم نیمی از ۳۰ میلیون تن کاغذ مصرفی به روشهای مختلف از زباله شهری جدا شده و از درآمد حاصل از آن سالانه ۲ میلیارد دلار به هزینه جمع آوری و دفع زباله ها کمک می شود.

پیشینه تبلیغات بازرگانی

پیشینه تبلیغات بازرگانی

Advertising History

مقدمه

برای تبلیغات تعاریف زیادی ذکر شده است که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می شود: تبلیغات عبارت است ازاطلاع دادن،پیام رساندن و اشاعه افکار، اطلاعات و بینشها در قالب نظام ارزشی متبوع. تبلیغات فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری در تصورات و باورهای او می باشد. تبلیغات ‌فرآيند روشمند ارايه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتريان‌ و ترغيب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌‌كنندگان‌ به‌ خريد كالاها و خدمات است. تبلیغات ارتباط و معرفي غير شخصي محصول يا خدمت از طريق حاملهاي مختلف در مقابل دريافت وجه براي مؤسسات انتفاعي يا غير انتفاعي، يا افرادي كه به نحوي در پيام مشخص شده‌اند است. واژه پروپاگاندا یا تبليغات را اولين بار در سال ١٦٢٢ ميلادي پاپ گريگوري در واتيكان به كار برد و سازماني با اين نام در كليساي کاتولیک آن زمان تشكيل شد.

ادامه نوشته

پیشینه ساخت کاغذ

پیشینه ساخت کاغذ

Paper Making History

 

مقدمه

کاغذ ورقه نازک همواری است که معمولاً از الیاف گیاهی ساخته می شود ولی آن را از مواد لیفی دیگر هم می سازند. عمدتاً برای نوشتن و چاپ کردن از آن استفاده می شود، ولی کاربرد های متعدد دیگری نیز دارد. لفظ اروپایی آن از کلمه «پاپیروس» یونانی گرفته شده که گیاه آن را در مصر «بردی» می گفتند و قرطاس مصری را از آن می ساختند. کلمه «قرطاس» که امروزه به معنی کاغذ به کار می رود، خود برگرفته از کلمه یونانی «خارتس» به معنی چیزی که بر آن می نویسند می باشد و معادل آن در عربی «ورقه» و «صحیفه» است. در آسيا، چون كاغذ از چين به ديگر ممالك آمده است، نام تركي يا چيني آن كه به صورت «كاك دز» يا كوكدز ثبت شده است، در زبان اين كشورها وارد شده و با تغييرات مختصري كماكان باقي مانده است. کلمه کاغذ ظاهراً از زبان سانسکریت وارد زبان فارسی شده است.

پيش از پيدايش كاغذ، براي نوشتن يا ترسيم اشكال، از لوحه هاي گلي، خشت و تخته سنگ استفاده مي شد. اما به تدريج از مواد ديگري چون استخوان (استخوان كتف حيوانات بزرگ، مثل كتف شتر) گل رس (اين گل را مي پختند تا سفت شود)، صفحات پوشيده از موم، پوست حيوانات، پارچه هاي مختلف و بالاخره كاغذ استفاده شد. صنعت كاغذسازي به عنوان صنعتی بسیار قديمي تلفيق هنر، تجربه، علم و تكنولوژي مدرن است. بسياري معتقدند كه چاپ، با تاثيري كه روي ارتباطات و نشر و پخش دانش داشته است، بيشتر از هر عامل ديگري در توسعه تمدن ها نقش داشته است، اگر چنين نظري را بپذيريم، اختراع و تكامل فرايندهاي توليد كاغذ را نيز بايد از نظر اهميت هم تراز يا برابر با چاپ بدانيم، زيرا بدون يكي، ديگري نيز نمي توانسته است چندان ثمربخش باشد. البته در واقع اختراع كاغذ تقدم قابل ملاحظه اي بر چاپ دارد و به حدود 5500 سال قبل برمي گردد؛ زماني كه مصريان پاپيروس را براي نوشتن روي آن به كار مي بردند.

کاغذ از زمان اختراع آن تا امروز قابل اعتمادترین وسیله انتقال اندیشه و تجربیات بشر بوده و نقش مهمى در جمع آورى و ذخیرهٔ اطلاعات و دانش بشر داشته است. افزايش مصرف سرانه كاغذ نشان دهندة غناي سيستم فرهنگي جوامع بوده و شاخص رشد و درآمدهاي ملي و توسعه تكنولوژيكي آنها مي باشد.

ادامه نوشته